قاصدک

لاغری و کاهش وزن

گردشگری در ایران

دکتر تاج بخش

مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی

تبلیغات

گالری عکس

انشاء با موضوع عید نوروز و تعطیلات ایام عید (متن انشاء و خاطره نویسی)

مجموعه : داستان جالب
انشاء با موضوع عید نوروز و تعطیلات ایام عید (متن انشاء و خاطره نویسی)

متن انشاء و خاطره نویسی

موضوع انشاء بعد از تعطیلات عید هر سال نوروز و تعطیلات و اینکه در نوروز به کجا مسافرت رفتید و اینطور انشاء ها میباشد. در اینجا چندین مورد انشاء در مورد عید نوروز و تعطیلات نوروز برای شما قرار گرفته.

 

اگر میخواهید در مورد نوروز برای انشاء خود بنویسد این مطلب کامل کمک بزرگی به شما خواهد کرد.

 

انشاء با موضوع عید نوروز و تعطیلات ایام عید : معمولاً هر سال دانش آموزان بعد از تعطیلات عید نوروز باید انشاء در مورد عید نوروز و یا داستان نویسی درباره سفر و عید نوروز به همراه خاطرات زیبایشان به مدرسه ببرند. سایت تالاب سعی کنید در تعطیلات خاطرات روزانه خود را یادداشت کنید تا بتوانید انشاء زیبا برای فصل بهار و عید نوروز داشته باشید.

 

انشاء با موضوع عید نوروز و تعطیلات ایام عید

 

متن انشا عید نوروز و تعطیلات نوروز چگونه گذشت ؟

هر سال نزدیک نوروز حال و هوای دوستان و اطرافیان عوض میشود و به خاطر خانه تکانی و آماده شدن برای نوروز جنب و جوش زیادی دارند و در خیابان مردم را میبینیم که با کیسه های خرید عید به سمت خانه در حرکت اند و یا ویترین مغازه ها را تماشا میکنن و معمولاً خانواده های کوچک بصورت دسته جمعی به خرید میروند

 

و پدر دست بچه ها را میگیرد و با هم حرکت میکنند که صحنه های زیبایی است.نزدیک سال تحویل همه ی ی لباس های نو به تن می کنیم و برای فرارسیدن سال نو لحظه شماری میکنیم و در آخرین دقایق همراه خانواده در کنار سفره ی هفت سین مینشینیم و پدر معمولاً قرآن می‌خواند و همه ی ی سعی دارند ثانیه های شروع سال را در حال ذکر و دعا باشند.

 

وقتی که سال تحویل میشود روبوسی می کنیم و سال نو را به همدیگر تبریک می گوییم و لحظات شادی به وجود می آید.در تعطیلات به دیدن فامیل و دوستان می رویم و معمولاً کوچک تر ها اول به دیدن بزرگترها میروند و بعد از آن بزرگتر ها در فرصت مناسب به بازدید کوچک تر ها میروند و این رسم خیلی خوب است ٬ چون هم دید و بازدید انجام میشود و هم آداب و رسوم احترام به بزرگتر زنده نگه داشته میشود.

 

در نوروز همه ی ی بوی تازگی می دهند و مخصوصا پسر بچه ها خیلی مواظب اند که شلوار و لباس عیدشان کثیف و خاکی نشود.ما باید در تعطیلات به مرور درسهایی که در طول سال خوانده ایم بپردازیم چون ممکن است این تعطیلات باعث شود آنها را فراموش کنیم. با این کار برای امتحانات آخر سال هم آماده می شویم و تابستان خوبی خواهیم داشت.

 

ما خیلی تعطیلات نوروز را دوست داریم برای این‌که معمولاً از بزرگتر ها عیدی میگیریم و پسر عمو و پسر خاله و دای و پسر عمه هایمان را بیشتر می بینیم.بعضی ها در نوروز به مسافرت میروند که این کار خیلی خوب است ولی باید مواظب باشیم در هنگام رانندگی تند نرویم و سرعت مناسب داشته باشیم

 

چون ممکن است تصادف بشود و اتفاقی برای ما و دیگران بیفتد و تعطیلاتمان خراب شود.در روز سیزده به در به طبیعت می رویم و روز خوبی را میگذرانیم ٬ من همیشه دوست دارم روز بعد از سیزده به در هم تعطیل باشد تا بتوانم برای رفتن به مدرسه آماده شوم.

 

ما نباید در این روز طبیعت را آلوده کنیم و شاخه های درختان را بشکنیم و یا آتش بزنیم.وقتی تعطیلات تمام میشود٬ باز هم باید به مدرسه برویم و درس بخوانیم تا بتوانیم در آخر سال نمره های خوبی بگیریم و در آینده شغل مناسبی داشته باشیم.عید نوروز برابر با اول فروردین ماه «تقویم شمسی»،

 

جشن آغاز سال و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است.امروزه زمان برگزاری عید نوروز، در آغاز فصل بهار است.در کشورهایی مانند ایران و افغانستان که تقویم هجری شمسی به کار برده میشود، نوروز، روز آغاز سال نو است.مراسم چهار شنبه سوری قبل از عید نوروز یکی از آیینهای نوروزی امروز که بایستی آمیزه ای از چند رسم متفاوت باشد مراسم چهارشنبه سوری است که در عده ای از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال گویند.

انشاء با موضوع عید نوروز و تعطیلات ایام عید (متن انشاء و خاطره نویسی)

بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه ی سال « یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه »، بیرون از خانه، جلو در، در فضایی مناسب، آتشی می افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند و با گفتن : زردی من از تو، سرخی تو از من ، بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند،

 

تا سال نو و عید نوروز را با آسودگی و شادی آغاز کنند.از یکی دو ماه به عید نوروز مانده مردم به بازار می روند و لباس عیدشان را میخرند.سبز کردن گندم، عدس، تره تیزک، ده پانزده روز به عید نوروز مانده در خانه ها صورت می‌گیرد.یکی دو هفته پیش از عید نوروز خانه تکاتی یا رفت و روب انجام می‌گیرد و مجدداً اثاثیه را جابه جا می کنند و گرد گیری می کنند و دوباره آنها را می چینند. در مراحل بعد تخم مرغ رنگ کردن است که انها را آب پز میکنند و رنگ های شاد بر روی آنها می‌زنند.

 

برای تحویل سال در یکی از اطاق های خانه شان سفره می اندازند . پیش از هر چیز آیینه و قرآن در آن می گذارند و بعد هفت سین را می گذارند.هفت سین عبارت است از سماق، سیر، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی . علاوه بر هفت سین شمع و آینه تخم مرغ و … سر سفره گذاشته میشود.دعای تحویل سال نو یکی دیگر از آداب عید نوروز است که توصیه شده در وقت تحویل سال این دعا را بسیار بخوانید:

 

یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبر اللیل والنهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال.

انشاء با موضوع عید نوروز و تعطیلات ایام عید (متن انشاء و خاطره نویسی)

از بامداد نوروز دید و بازدیدها آغاز می‌شود در همه ی ی خانواده ها رسم است که به دیدار کسی که از نظر سن و شخصیت بر دیگران مزیت دارد بروند و دست او را ببوسند و تبریک بگویند و او نیز عیدی که شامل سکه یا پول است به آنها بدهد.سیزده بدر «روز سیزدهم عید نوروز »روز دوازده فروردین همه ی ی وسایل تهیه میشود و هر چه از شیرینی ها

 

و آجیل ها باقی مانده برای صبح سیزده آماده می‌شود که البته همراه آن سرکه و کاهو نیز هست. صبح سیزده فروردین همه ی ی دسته دسته عازم کوه و باغ های اطراف شهر میشوند و معتقدند در روز سیزده فروردین نباید در خانه ماند زیرا این روز نحس و بدیمن می باشد. روز سیزده پیش از طلوع آفتاب و تا پاسی از شب ادامه دارد در عصر این روز ویژه سبزی گره زدن دخترهاست که در واقع برای گشایش بخت خود این کار را میکنند.

 

سر آغاز جشن نوروز، روز نخست ماه فروردین «روز اورمزد» است و چون برخلاف سایر جشن‌ها برابری نام ماه و روز را به دوش نمی کشد ، بر سایر جشن‌ها‌ی ایران باستان برتری دارد. در مورد پیدایی این جشن افسانه‌های بسیار است، اما آنچه به آن جنبه‌ی راز وارگی می‌بخشد…، آیین‌های بسیاری است که روزهای قبل و بعد از آن انجام میگیرد. اگر نوروز همیشه و در همه ی ی جا با هیجان و آشفتگی و درهم ریختگی آغاز می‌شود ،

 

حیرت انگیز نیست چرا که بی‌نظمی یکی از مظاهر آن است. ایرانیان باستان ، نا آرامی را ریشه‌ی آرامش و پریشانی را اساس سامان می‌دانستند و چه بسا که در پاره‌ای از مراسم نوروزی ، آن‌ها را به عمد بوجود می‌آوردند ، چنان که در رسم باز گشت…مردگان «از ۲۶ اسفند تا ۵ فروردین» چون عقیده داشتند که فروهر‌ها یا ارواح درگذشتگان باز میگردند ،

 

افرادی با صورتک‌های سیاه برای تمثیل در کوچه و بازار به آمد و رفت می‌پرداختند و بدینگونه فاصله‌ی میان مرگ و زندگی و هست و نیست را در هم می‌ریختند و قانون و نظم یک ساله را محو میکردند.باز مانده‌ی این رسم ، آمدن حاجی فیروز یا آتش افروز بود که تا چند سال پیش نیز ادامه داشت.

 

از دیگر آشفتگی‌های ساختگی ، رسم میر نوروزی ، یعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در این رسم به قصد تفریح کسی را از طبقه‌های پایین برای چند روز یا چند ساعت به سلطانی بر می‌گزیدند و سلطان موقت بر طبق قواعدی اگر فرمان‌های بیجا صادر میکرد ، از مقام امیری بر کنار می ‌شد.

 

حافظ نیز در یکی از غزلیاتش به حکومت ناپایدار میر نوروزی گوشه‌ی چشمی دارد: سخن در پرده میگویم ، چو گل از غنچه بیرون‌ای که بیش از چند روزی نیست حکم میر نوروزی. خانه تکانی هم به این نکته اشاره دارد ؛ نخست درهم ریختگی ، سپس نظم و نظافت. تمام خانه برای نظافت زیر و رو می‌شد. در بعضی از نقاط ایران رسم بود که حتا خانه‌ها را رنگ آمیزی میکردند و اگر میسر نمی‌شد ، دست کم همان اتاقی که هفت سین را در آن می‌چیدند ، سفید می ‌شد.

انشاء با موضوع عید نوروز و تعطیلات ایام عید (متن انشاء و خاطره نویسی)

خاطرات عید نوروز

 

اثاثیه‌ی کهنه را به دور می‌ریختند و نو به جایش می‌خریدند و در آن میان شکستن کوزه را که جایگاه آلودگی‌ها و اندوه‌های یک ساله بود واجب میدانستند. ظرف‌های مسین را به رویگران می‌سپردند. نقره‌ها را جلا می‌دادند. گوشه و کنار خانه را از گرد و غبار پاک می‌کردند.فرش و گلیم‌ها را غاز تیرگی‌های یک ساله می‌زدودند

 

و بر آن باور بودند که ارواح مردگان ، فروهر‌ها «ریشه‌ی کلمه‌ی فروردین» در این روز‌ها به خانه و کاشانه‌ی خود باز میگردند ، اگر خانه را تمیز و بستگان را شاد ببینند خوشحال میشوند و برای باز ماندگان خود دعا می‌فرستند و اگر نه ، غمگین و افسرده باز میگردند. از این رو چند روز به نوروز مانده

 

در خانه مُشک و عنبر می‌سوزاندند و شمع و چراغ می‌افروختند. در بعضی نقاط ایران رسم است که زن‌ها شب آخرین جمعه‌ی سال بهترین غذا را می‌پختند و بر گور درگذشتگان می‌پاشیدند و روز پیش از نوروز را که همان عرفه یا علفه و یا به قولی بی بی حور باشد ، به خانه‌ای که در طول سال در گذشته‌ای داشت به پُر سه می‌رفتند و دعا می‌فرستادند و میگفتند که برای مرده عید گرفته اند.

 

در گیر و دار خانه تکانی و از ۲۰ روز به روز عید مانده سبزه سبز میکردند. ایرانیان باستان دانه‌ها را که عبارت بودند از گندم ، جو ، برنج ، لوبیا ، عدس ، ارزن ، نخود ، کنجد ، باقلا ، کاجیله ، ذرت ، و ماش به شماره‌ی هفت- نماد هفت امشاسپند – یا دوازده شماره‌ی مقدس برج‌ها در ستون‌هایی از خشت خام بر می‌آوردند

 

و بالیدن هر یک را به فال نیک میگرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروری خواهد بود. خانواده‌ها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت «= اندیشه‌ی نیک» ، هوخت «= گفتار نیک» و هوو.رشت «کردار نیک» سبز می‌کردند و فروهر نیاکان را موجب بالندگی و رشد آنها میدانستند.

 

چهار شنبه سوری که از دو کلمه‌ی چهارشنبه منظور آخرین چهارشنبه‌ی سال و سوری که همان سوریک فارسی و به معنای سرخ باشد و در کل به معنای چهارشنبه‌ی سرخ ، مقدمه‌ی جدی جشن نوروز بود. در ایران باستان بعضی از وسایل جشن نوروز از قبیل آینه و کوزه و اسفند را به یقین شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهیه می‌کردند. بازار در این شب چراغانی و زیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بودو البته خرید هرکدام هم آیین خاصی را تدارک میدید.

 

غروب هنگام بوته‌ها را به تعداد هفت یا سه «نماد سه منش نیک» روی هم می‌گذاشتند و خورشید که به تمامی پنهان می ‌شد ، آن را بر می‌افروختند تا آتش سر به فلک کشیده جانشین خورشید شود. در بعضی نقاط ایران برای شگون ، وسایل دور ریختنی خانه از قبیل پتو ، لحاف و لباس‌های کهنه را می‌سوزاندند.

 

آتش می‌توانست در بیابان‌ها و رهگذرها و یا بر صحن و بام خانه‌ها افروخته شود. وقتی آتش شعله می‌کشید از رویش می‌پریدندو ترانه‌هایی که در همه ی ی‌ی آنها خواهش برکت و سلامت و بارآوری و پاکیزگی بود ، می‌خواندند. آتش چهار شنبه سوری را خاموش نمی کردند

 

تا خودش خاکستر شود. سپس خاکسترش را که مقدس بود کسی جمع می‌کرد و بی آنکه پشت سرش را نگاه کند ، سر ِ اولین چهار راه می‌ریخت. در باز گشت در پاسخ اهل خانه که می‌پرسیدند: کیست؟ می‌گفت: «منم.» – / از کجا می آیی؟/ – /از عروسی… / – /چه آورده‌ای؟/ – /تندرستی…

 

شال اندازی از آداب چهارشنبه سوری بود. پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسایگان و خویشان می‌رفتند و از روی روزنه‌ی بالای اتاق «روزنه‌ی بخاری» شال درازی را به درون می‌انداختند. صاحب خانه می‌بایست هدیه‌ای در شال بگذارد. شهریار در بند ۲۷ منظومه‌ی حیدر بابا به آیین شال اندازی و در بند ۲۸ به ارتباط شال اندازی با برکت خواهی

 

و احترام به درگذشتگان به نحوی شاعرانه اشاره دارد: برگردان بند ۲۷: عید بودو مرغ شب آواز می خواند دختر نامزد شده برای داماد ، جوراب نقشین می‌بافت… و هر کس شال خود را از دریچه‌ای آویزان می‌کرد وه… که چه رسم زیبایی است رسم شال اندازی هدیه عیدی بستن به شال داماد…

 

برگردان بند 28 من هم گریه و زاری کردم و شالی خواستم شالی گرفتم و فوراً بر کمر بستم شتابان به طرف خانه‌ی غلام «پسر خاله‌ام» رفتم ، و شال را آویزان کردم… فاطمه خاله‌ام جورابی به شال من بست خانم ننه‌ام را به یاد آورد و گریه کرد… شهریار در توضیح این رسم میگوید: “در آن سال مادر بزرگ من «خانم ننه» مرده بود. ما هم نمی‌بایست در مراسم عید شرکت میکردیم ولی من بچه بودم ، با سماجت شالی گرفتم و به پشت بام دویدم.

 

از دیگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بودو آن بیشتر مخصوص کسانی بود که آرزویی داشتند. مانند دختران دم بخت یا زنان در آرزوی فرزند. آنها سر چهار راهی که نماد گذار از مشکل بود می‌ایستادند و کلیدی را که نماد گشایش بود ، زیر پا می‌گذاشتند. نیت میکردند و به گوش می‌ایستادند و گفت و گوی اولین رهگذران را پاسخ نیت خود میدانستند.

 

آنها در واقع از فروهر‌ها می‌خواستند که بستگی کارشان را با کلیدی که زیر پا داشتند ، بگشایند. قاشق زنی هم تمثیلی بود از پذیرایی از فروهر‌ها… زیرا که قاشق و ظرف مسین نشانه‌ی خوراک و خوردن بود.

 

ایرانیان باستان برای فروهر‌ها بر بام خانه غذا های گوناگون می‌گذاشتند تا از این میهمانان تازه رسیده‌ی آسمانی پذیرایی کنند و چون فروهر‌ها پنهان و غیر محسوس اند ، کسانی هم که برای قاشق زنی می‌رفتند ، سعی میکردند روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجیل را مخصوص فروهر میدانستند ، دریافتشان را خوش یُمن می‌پنداشتند.اما اصیل ترین پیک نوروزی سفره‌ی هفت سین بود که به شماره‌ی هفت امشاسپند از شماره هفت مایه می گرفت.

 

دکتر بهرام فره وشی در جهان فروری مبنای هفت سین را چیدن هفت سینی یا هفت قاب بر خوان نوروزی می‌داند که به آن هفت سینی میگفتند و بعدها با حذف «یای» نسنت به صورت هفت سین در آمد.او عقیده دارد که هنوز هم در بعضی از روستاهای ایران این سفره را ، سفره‌ی هفت سینی می‌گویند. چیزهای روی سفره عبارت بود از آب و سبزه ، نماد روشنایی و افزونی ، آتشدان ، نماد پایداری نور و گرما که بعد‌ها به شمع و چراغ مبدل شد ،

 

شیر نماد نوزایی و رستاخیز و تولد دوباره ، تخم مرغ نماد نژاد و نطفه ، آیینه نماد شفافیت و صفا ، سنجد نماد دلدادگی و زایش و باروری ، سیب نماد رازوارگی عشق ، انار نماد تقدس ، سکه‌های تازه ضرب نماد برکت و دارندگی ، ماهی نماد برج سپری شده‌ی اسفند ، حوت «= ماهی» ،

 

نارنج نماد گوی زمین ، گل بید مشک که گل ویژه‌ی اسفند ماه است ، نماد امشاسپند سپندار مز و گلاب که باز مانده‌ی رسم آبریزان یا آبپاشان است « بر مبنای اشاره‌ی ابو ریحان بیرونی چون در زمستان انسان همجوار آتش است ، به دود و خاکستر آن آلوده می‌شود و لذا آب پاشیدن به یکد یگر نماد پاکیزگی از آن آلایش است. »

 

نان پخته شده از هفت حبوب ، خرما ، پنیر ، شکر ، برسم «= شاخه‌هایی از درخت مقدس انار ، بید ، زیتون ، انجیر در دسته‌های سه ، هفت یا دوازده تایی» و کتاب مقدس. بعضی از مؤمنان مسلمان نوروز را مقارن با روز آغاز خلافت علی علیه السلام میدانستند چنانکه‌هاتف اصفهانی میگوید: نسیم صبح عنبر بیز شد ،

 

بر توده‌ی غبرا زمین سبز نسرین خیز شد چون گنبد خضرا همایون روز نوروز است امروز و به فیروزی بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی مأوا بد نیست اشاره شود که در زمان شاهی ِ فتحعلیشاه قاجار و به فرمان او دستور داده بودند که شاعران به جای مدح ، حقیقت گویی کنند. شاعری با تکیه بر این فرمان شعر زیر را سرود و آن را در حضور شاه خواند و صله‌ی قابل توجهی هم دریافت نمود !

 

مگر دارا و یا خسرو ست این شاه بدین جاه و بدین جاه و بدین جاه ز کیخسرو بسی افتاده او پیش بدین ریش و بدین ریش و بدین ریش ز جاهش مُلک کیخسرو خراب است ز ریشش ریشه‌ی ایران در آب است در پایان با آرزوی سالی خجسته با ترجمه‌ی شعری از ابونواس شاعر اهوازی نوشتار را به انجام می بریم: مگر نمیبینی که ؛ خورشید به برج بره اندر شده

 

و اندازه‌ی زمانه برابر گردیده؟ مگر نمیبینی که مرغان پس از زبان گرفتگی به آواز خوانی پرداخته‌اند؟ مگر نمی بیني که زمین از پارچه‌های رنگین گیاهان جامه بر تن کرده؟

انشاء با موضوع عید نوروز و تعطیلات ایام عید (متن انشاء و خاطره نویسی)

انشاء عید نوروز و مراسم عید نوروز باستانی

درباره عید نوروز بهترین انشا را بنویسید, شاید خیلی از معلم ها این روزها درباره عید نوروز به بچه ها بگویند که انشا بنویسید. انشاء در مورد عید نوروز به همراه تاریخچه عید نوروز تعطیلات نوروز امسال خیلی خوش گذشت . حسابی زده بودیم توی خط به جا آوردن صله ارحام و تست کردن نوع آجیل و شیرینی اقوام

 

سه روز اول رو که همش ما عید دیدنی رفتیم و عیدی جمع کردیم و البته یه مقداری هم عیدی دادیم بعدش یه مسافرت سه چهار روزه رفتیم نوار جنوبی کشور رو گشتیم که به خاطر شلوغی بیش از حد از ادامه مسافرت منصرف شدیم و برگشتیم .چند روز آخر رو هم یا رفتیم مهمونی و یا مهمون دعوت کردیم و چون تو خونه جدید تا حالا مهمونی نداده بودیم , تموم فک و فامیل و دوستان رو گروه گروه دعوت کردیم و چهار روز پشت سر هم مهمون داشتیم ***

 

تقریبا سه تا 50نفر و یه شش نفره ! هنوزم که هنوزه با خودم میگم این ما بودیم که این همه ی ی مهمون رو راه انداختیمخلاصه رسیدیم به سیزده بدر و با کل فامیل توی خونه باغ یکی از اقوام جمع شدیم و بعدش هم دیگه هر کی برگشت خونه و شهر خودش حالا همه ی ی اینا رو گفتم که بگم توی این چند روز من و آقای همسر درس و مشق و تعطیل کرده بودیم

 

و بعدش رسیدیم به قسمت چه کنم چه کنم ماجرا !و این‌که توی این چند روز حسابی مشغول انجام پروژه های نوروزی اساتید بودیم و هر چی خوشی کردیم از تو چشمون در اومد ! ولی خوب دیگه همه ی ی میدونن روی درس خوندن توی نوروز نمیشه حساب باز کرد

انشاء با موضوع عید نوروز و تعطیلات ایام عید (متن انشاء و خاطره نویسی)

انشاء دربارۀ عید نوروز به همراه خاطات سفر

 

هر سال نزدیک نوروز حال و هوای دوستان و اطرافیان عوض میشود و به خاطر خانه تکانی و آماده شدن برای نوروز جنب و جوش زیادی دارند و در خیابان مردم را می بینیم که با کیسه های خرید عید به سمت خانه در حرکت اند و یا ویترین مغازه ها را تماشا میکنن و معمولاً خانواده های کوچک به‌ صورت دسته جمعی به خرید میروند و پدر دست بچه ها را میگیرد و با هم حرکت می کنند که صحنه های زیبایی است. نزدیک سال تحویل همه ی ی لباس های نو به تن می کنیم

 

و برای فرارسیدن سال نو لحظه شماری میکنیم و در آخرین دقایق همراه خانواده در کنار سفره ی هفت سین مینشینیم و پدر معمولاً قرآن می خواند و همه ی ی سعی دارند ثانیه های شروع سال را در حال ذکر و دعا باشند. وقتی که سال تحویل میشود روبوسی می کنیم و سال نو را به همدیگر تبریک میگوییم و لحظات شادی به وجود می آید. در تعطیلات به دیدن فامیل و دوستان میرویم و معمولاً کوچک تر ها اول به دیدن بزرگترها میروند

 

و بعد از آن بزرگتر ها در فرصت مناسب به بازدید کوچک تر ها میروند و این رسم خیلی خوب است ٬ چون هم دید و بازدید انجام میشود و هم آداب و رسوم احترام به بزرگتر زنده نگه داشته میشود. در نوروز همه ی ی بوی تازگی میدهند و مخصوصا پسر بچه ها خیلی مواظب اند که شلوار و لباس عیدشان کثیف و خاکی نشود.

 

ما باید در تعطیلات به مرور درسهایی که در طول سال خوانده ایم بپردازیم چون ممکن است این تعطیلات باعث شود انها را فراموش کنیم. با این کار برای امتحانات آخر سال هم آماده می شویم و تابستان خوبی خواهیم داشت. ما خیلی تعطیلات نوروز را دوست داریم برای این‌که معمولاً از بزرگتر ها عیدی می گیریم

 

و پسر عمو و پسر خاله و دای و پسر عمه هایمان را بیشتر می بینیم. بعضی ها در نوروز به مسافرت میروند که این کار خیلی خوب است ولی باید مواظب باشیم در هنگام رانندگی تند نرویم و سرعت مناسب داشته باشیم چون ممکن است تصادف بشود و اتفاقی برای ما و دیگران بیفتد و تعطیلاتمان خراب شود.

 

در روز سیزده به در به طبیعت میرویم و روز خوبی را میگذرانیم ٬ من همیشه دوست دارم روز بعد از سیزده به در هم تعطیل باشد تا بتوانم برای رفتن به مدرسه آماده شوم. ما نباید در این روز طبیعت را آلوده کنیم و شاخه های درختان را بشکنیم و یا آتش بزنیم. وقتی تعطیلات تمام میشود٬ باز هم باید به مدرسه برویم و درس بخوانیم تا بتوانیم در آخر سال نمره های خوبی بگیریم و در آینده شغل مناسبی داشته باشیم.

انشاء با موضوع عید نوروز و تعطیلات ایام عید (متن انشاء و خاطره نویسی)

انشا درمورد عید نوروز

 

سر آغاز جشن نوروز, روز نخست ماه فروردین «روز اورمزد» است و چون برخلاف سایر جشن‌ها برابری نام ماه و روز را به دوش نمی کشد , بر سایر جشن‌ها‌ی ایران باستان برتری دارد. در مورد پیدایی این جشن افسانه‌های بسیار است, اما انچه به آن جنبه‌ی راز وارگی می‌بخشد…, آیین‌های بسیاری است

 

که روزهای قبل و بعد از آن انجام میگیرد. اگر نوروز همیشه و در همه ی ی جا با هیجان و آشفتگی و درهم ریختگی آغاز میشود , حیرت انگیز نیست چرا که بی‌نظمی یکی از مظاهر آن است. ایرانیان باستان , نا آرامی را ریشه‌ی آرامش و پریشانی را اساس سامان میدانستند و چه بسا که در پاره‌ای از مراسم نوروزی , آن‌ها را به عمد بوجود می‌آوردند , چنان که در رسم باز گشت…

 

مردگان «از 26 اسفند تا 5 فروردین» چون عقیده داشتند که فروهر‌ها یا ارواح درگذشتگان باز میگردند , افرادی با صورتک‌های سیاه برای تمثیل در کوچه و بازار به آمد و رفت می‌پرداختند و بدینگونه فاصله‌ی میان مرگ و زندگی و هست و نیست را در هم می‌ریختند و قانون و نظم یک ساله را محو میکردند.

 

باز مانده‌ی این رسم , آمدن حاجی فیروز یا آتش افروز بود که تا چند سال پیش نیز ادامه داشت. از دیگر آشفتگی‌های ساختگی , رسم میر نوروزی , یعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در این رسم به قصد تفریح کسی را از طبقه‌های پایین برای چند روز یا چند ساعت به سلطانی بر می‌گزیدند و سلطان موقت بر طبق قواعدی اگر فرمان‌های بیجا صادر میکرد , از مقام امیری بر کنار می ‌شد. حافظ نیز در یکی از غزلیاتش به حکومت ناپایدار میر نوروزی گوشه‌ی چشمی دارد: سخن در پرده می‌گویم , چو گل از غنچه بیرون‌ای که بیش از چند روزی نیست حکم میر نوروزی.

 

خانه تکانی هم به این نکته اشاره دارد ؛ نخست درهم ریختگی , سپس نظم و نظافت. تمام خانه برای نظافت زیر و رو می ‌شد. در بعضی از نقاط ایران رسم بود که حتا خانه‌ها را رنگ آمیزی میکردند و اگر میسر نمی‌شد , دست کم همان اتاقی که هفت سین را در آن می‌چیدند , سفید می ‌شد.

 

اثاثیه‌ی کهنه را به دور می‌ریختند و نو به جایش می‌خریدند و در آن میان شکستن کوزه را که جایگاه آلودگی‌ها و اندوه‌های یک ساله بود واجب میدانستند. ظرف‌های مسین را به رویگران می‌سپردند. نقره‌ها را جلا می‌دادند. گوشه و کنار خانه را از گرد و غبار پاک میکردند.فرش و گلیم‌ها را غاز تیرگی‌های یک ساله می‌زدودند و بر آن باور بودند که ارواح مردگان , فروهر‌ها «ریشه‌ی کلمه‌ی فروردین» در این روز‌ها به خانه و کاشانه‌ی خود باز میگردند ,

 

اگر خانه را تمیز و بستگان را شاد ببینند خوشحال میشوند و برای باز ماندگان خود دعا می‌فرستند و اگر نه , غمگین و افسرده باز میگردند. از این رو چند روز به نوروز مانده در خانه مُشک و عنبر می‌سوزاندند و شمع و چراغ می‌افروختند. در بعضی نقاط ایران رسم است که زن‌ها شب آخرین جمعه‌ی سال بهترین غذا را می‌پختند

 

و بر گور درگذشتگان می‌پاشیدند و روز پیش از نوروز را که همان عرفه یا علفه و یا به قولی بی بی حور باشد , به خانه‌ای که در طول سال در گذشته‌ای داشت به پر سه می‌رفتند و دعا می‌فرستادند و میگفتند که برای مرده عید گرفته اند.

انشاء با موضوع عید نوروز و تعطیلات ایام عید (متن انشاء و خاطره نویسی)

چهار شنبه سوری که از دو کلمه‌ی چهارشنبه منظور آخرین چهارشنبه‌ی سال و سوری که همان سوریک فارسی و به معنای سرخ باشد و در کل به معنای چهارشنبه‌ی سرخ , مقدمه‌ی جدی جشن نوروز بود. در ایران باستان بعضی از وسایل جشن نوروز از قبیل آینه و کوزه و اسفند را به یقین شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهیه میکردند. بازار در این شب چراغانی و زیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بودو البته خرید هرکدام هم آیین خاصی را تدارک میدید.

 

انشاء با موضوع عید نوروز و تعطیلات ایام عید (متن انشاء و خاطره نویسی)

در گیر و دار خانه تکانی و از 20روز به روز عید مانده سبزه سبز میکردند. ایرانیان باستان دانه‌ها را که عبارت بودند از گندم , جو , برنج , لوبیا , عدس , ارزن , نخود , کنجد , باقلا , کاجیله , ذرت , و ماش به شماره‌ی هفت- نماد هفت امشاسپند ، یا دوازده شماره‌ی مقدس برج‌ها در ستون‌هایی از خشت خام بر می‌آوردند

 

و بالیدن هر یک را به فال نیک می‌گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروری خواهد بود. خانواده‌ها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت «= اندیشه‌ی نیک» , هوخت «= گفتار نیک» و هوو.رشت «کردار نیک» سبز میکردند و فروهر نیاکان را موجب بالندگی و رشد آنها میدانستند.

 

شال اندازی از آداب چهارشنبه سوری بود. پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسایگان و خویشان می‌رفتند و از روی روزنه‌ی بالای اتاق «روزنه‌ی بخاری» شال درازی را به درون می‌انداختند. صاحب خانه می‌بایست هدیه‌ای در شال بگذارد. شهریار در بند 27 منظومۀ حیدر بابا به آیین شال اندازی و در بند 28 به ارتباط شال اندازی با برکت خواهی

 

و احترام به درگذشتگان به نحوی شاعرانه اشاره دارد برگردان بند 27 عید بودو مرغ شب آواز می خواند دختر نامزد شده برای داماد , جوراب نقشین می‌بافت… و هر کس شال خود را از دریچه‌ای آویزان می‌کرد وه… که چه رسم زیبایی است رسم شال اندازی هدیه عیدی بستن به شال داماد…

 

برگردان بند 28 من هم گریه و زاری کردم و شالی خواستم شالی گرفتم و فوراً بر کمر بستم شتابان به طرف خانه‌ی غلام «پسر خاله‌ام» رفتم , و شال را آویزان کردم… فاطمه خاله‌ام جورابی به شال من بست «خانم ننه‌ ام» را به یاد آورد و گریه کرد… شهریار در توضیح این رسم میگوید: “در آن سال مادر بزرگ من «خانم ننه» مرده بود. ما هم نمی‌بایست در مراسم عید شرکت می‌کردیم ولی من بچه بودم , با سماجت شالی گرفتم و به پشت بام دویدم.

 

از دیگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بودو آن بیشتر مخصوص کسانی بود که آرزویی داشتند. مانند دختران دم بخت یا زنان در آرزوی فرزند. انها سر چهار راهی که نماد گذار از مشکل بود می‌ایستادند و کلیدی را که نماد گشایش بود , زیر پا می‌گذاشتند. نیت میکردند و به گوش می‌ایستادند

 

و گفت و گوی اولین رهگذران را پاسخ نیت خود می‌دانستند. انها در واقع از فروهر‌ها میخواستند که بستگی کارشان را با کلیدی که زیر پا داشتند , بگشایند. قاشق زنی هم تمثیلی بود از پذیرایی از فروهر‌ها… زیرا که قاشق و ظرف مسین نشانه‌ی خوراک و خوردن بود.

 

نان پخته شده از هفت حبوب , خرما , پنیر , شکر , برسم «= شاخه‌هایی از درخت مقدس انار , بید , زیتون , انجیر در دسته‌های سه , هفت یا دوازده تایی» و کتاب مقدس. بعضی از مومنان مسلمان نوروز را مقارن با روز آغاز خلافت علی علیه السلام می‌دانستند چنانکه‌ هاتف اصفهانی میگوید: نسیم صبح عنبر بیز شد , بر توده‌ی غبرا زمین سبز نسرین خیز شد چون گنبد خضرا همایون روز نوروز است

 

امروز و به فیروزی بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی مأوا بد نیست اشاره شود که در زمان شاهی ِ فتحعلیشاه قاجار و به فرمان او دستور داده بودند که شاعران به جای مدح , حقیقت گویی کنند. شاعری با تکیه بر این فرمان شعر زیر را سرود و آن را در حضور شاه خواند و صله‌ی قابل توجهی هم دریافت نمود

 

مگر دارا و یا خسرو ست این شاه بدین جاه و بدین جاه و بدین جاه ز کیخسرو بسی افتاده او پیش بدین ریش و بدین ریش و بدین ریش ز جاهش مُلک کیخسرو خراب است ز ریشش ریشه‌ی ایران در آب است در پایان با آرزوی سالی خجسته با ترجمه‌ی شعری از ابونواس شاعر اهوازی نوشتار را به انجام می بریم: مگر نمی بیني که ؛

 

خورشید به برج بره اندر شده و اندازه‌ی زمانه برابر گردیده؟ مگر نمیبینی که ؛ مرغان پس از زبان گرفتگی به آواز خوانی پرداخته‌اند؟ مگر نمی بیني که ؛ زمین از پارچه‌های رنگین گیاهان جامه بر تن کرده؟ پس بر نوشدن زمانه شاد کام می‌باش .

 

انشاء با موضوع عید نوروز و تعطیلات ایام عید (متن انشاء و خاطره نویسی)

صبح می‌شود وقت آن است که خورشید دست از دامن طبیعت بردارد وبه گیسوی سحر آویزد.شب کم کم دامن خود را از کوچه ها جمع می کند.زمستان مدت هاپیش از این صحرا رفت اما انگار رد پایش بر آسمان باقی مانده است که اکنون آسمان این گونه زنگار گرفته است…وقت آن است که کم کم بهار از راه برسد,درختان در خود فرو رفته اند,وقت آن است که سر را بالا آورند وبه بهار سلام گویند و از طراوت آن بهره گیرند.وقت آن است

 

که پروانه ی چمن از پیله درآید و در نفس باد صبا سینه بگشاید,وقت آن است که شادی در رگ های دشت سوسو زند…وقت آن است که روزی از نو آغاز شود,امروز بهار وارد صحرا می‌شود و بر درختان شکوفه ی سپیدی و پاکی می کارد و از درختان برهنه دشت عروسی زیبا می سازد.لکه ی سرخ غروب از گوشه ی آسمان پاک می‌شود که خورشید از پشت کوه سر بالا می آورد وب ه بهار زیبا خوش آمد میگوید***

انشاء با موضوع عید نوروز و تعطیلات ایام عید (متن انشاء و خاطره نویسی)

بهار یعنی شکوفایی ,طراوت سرزندگیبهار فصل رویش و سرسبزی در راه است وقتی برسد مانند مادری مهربان دست نوازش بر سر گلها و گیاهان می کشد و آنها را مانند کودکی شاداب و سرزنده میکند,بهاری مادری است مهربان که همه ی ی منتظر آمدنش هستند وقتی برسد طبیعت دوباره زنده می‌شود

 

و جان می گیردبهار که می رسد همه ی ی شادابتر از روزهای قبل به کارهای روزانه مشغول می‌شوند شاخه های خشک درختان جان تازه می گیرند و گلها چون نوزادی کوچک متولد میشوند و به طبیعت حال و هوایی دوباره می بخشند,رودها با جوش و خروش از میان طبیعت می گذرند و با گلها و گیاهان به سلام و احوال پرسی می پردازند

 

حال با هم این شعر را که نوید آمدن بهار است می خوانیم

بوی باران –.بوی سبزه —-بوی عید—

شاخه هابی شسته باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید ,برگ های سبز بید

عطر نرگس …رقص باد

 

نغمه ی شوق پرستوهای شاد نرم نرمک می‌رسد اینک بهار خوش بحال روزگار…

انشاء با موضوع عید نوروز و تعطیلات ایام عید (متن انشاء و خاطره نویسی)

انشا عید نوروز و تعریفی از تاریخچه و مراسم عید نوروز باستانی

اینبار بهار میـــخواهد با کوله باری از سبزی,طراوت و خاطرات دیرینه ای که یکسال انتظارش را می کشیدم پابه جهان بگذارد ,بهار میـــخواهد بیاید و من باید در قلبم خانه تکانی کنم, تمام کینه ها را از روی پرده های امید قلبم بشویم و با دستمال صبوری بر روی کتابی که پراز محبت های سرد شده است بکشم تا غباری از دشمنی و جنگ و جدال باقی نماند و پرنده ی اسیر قلبم را از قفس آزاد کنم.

 

بهار می خواهد با تیرکمان محبت,تیر مرخصی دادن به زمستان را بزند و زمستان باید کوله باری که سراسر سردی و قطره های مروارید ی بود را بردارد و به انتظار سال دیگر بماند ,کتاب سرنوشت زمستان را در گوشه ای از صندوقچه ی قلبم می گذارم و قفلی محکم بر آن می زنم , کلاف زندگی ام را با بهار ,با چهچه بلبلان و پروار پروانه های زیبا و رنگارنگ می بافم ,با مداد طراوت تخته ی قلبم را با کلمه ای به نام بهار آشنا میکنم

 

و بر روی دفتر خاطرات زندگی ام با خودکار عشق و علاقه کلمۀ بهار را می نویسم , چتر اندوه را می بندم و به امید آمدنِ بهار از جاده ی عاطفه می‌نشینم ,گویی نسیم ملایم اکنون چهره ام را نوازش می کند و طنین زیبایش در گوشم نواخته می‌شود ,خیاط ماهری میـــخواهد لباسی برای دنیا درست کند لباسی با گلهایِ رنگارنگ ,آنگونه که من دوست دارم.چراغ کلبۀ قلبم را با مهربانی روشن میکنم و پرچین های آن را با عطر و بویِ بهار معطر میکنم اینک همه ی ی با هم به استقبالِ بهار می رویم.

 

گروه فرهنگی و هنری تالاب

حتما بخوانید:

آشنایی کامل با تمامی مراسم‌ های خاص نوروز باستانی

اس ام اس های خنده دار برای عید نوروز (21)

نوروز در زمان اشکانیان و ساسانیان

برچسب‌ها:

داستان جالب

بیشتر بخوانید
داستانک جالب مرد خوشبخت پادشاهی پس از آنکه بیمار شد گفت: نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند . تمام آدمهای دانا نزد او جمع شدند تا ...

اس ام اس تبریک شب یلدا

جدیدترین مطالب سایت

 گلستان سعدی

حمله وحشیانه داعش به مسجد شیعیان در کویت +۱۸
حمله وحشیانه داعش به مسجد شیعیان در کویت +۱۸
مشاهده بیشتر