قاصدک

بهترین لاغری

دکتر تاج بخش

مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی
گالری عکس

داستان بوفالوی نر

مجموعه : داستان جالب
داستان بوفالوی نر

داستان جالب بوفالوی نر

 
بوفالوی نر قوی موفق شد تا از حمله شیر بگریزد او به سوی غاری می دوید که اغلب به عنوان پناهگاه از آن استفاده می نمود هوا تاریک شده بود بلاخره به غار رسید در حالی که شیر بدنبال او به هر سو سرک می کشید .
 
 
هوا ابری شده بود و باد به شدت می وزید ، طوفانی هولناک در راه بود بوفالو وارد غار شد تا بدینسان از تیر رس نگاه شیر در امان بماند . در این هنگام بزی را دید که به سوی او حمله می کند بوفالو به بز گفت آرام باش دوست من در نزدیکی غار شیر بزرگی حضور دارد تو با این کارها او را متوجه حضور هر دویمان می سازی شیر گرسنه است کمی صبور باش .
 
 
اما بز خود خواه همچنان شاخ می زد بوفالو برای در امان ماندن به انتهای غار تاریک رفت و بز هر بار چند قدمی از او دور میشد و دورخیز می نمود و دوباره شاخ های تیزش را در تن بوفالو وارد می ساخت .
آخرین بار که بز از بوفالو دور شد تا دوباره به طرف او حمله کند شیر گرسنه او را در دهانه غار دید و به چشم بر هم زدنی خفه اش نمود و شکمش را با دندانهای تیزش پاره نمود .
 
 
این داستان ما را به یاد این جمله حکیم ارد بزرگ می اندازد که : « امنیت دیگران بخشی از امنیت و رفاه ماست » .
 
و بز نادان بخاطر رفاه خود ، امنیت بوفالو را در نظر نگرفته بود و اینگونه جان خویش را از دست داد .
 

داستان جالب

بیشتر بخوانید
داستان دیدار حضرت یوسف و دوستش داستان دیدار حضرت یوسف و دوستش یکی از دوستان دوران کودکی یوسف به دیدن او آمد. نخست از خاطرات گذشته گفت و حسد برادران را نسبت بدو برشمرد. یوسف روبه دوستش ...

تور مسافرتی

جدیدترین مطالب سایت

Xبستن تبليغ
ورزشي
ورزشي
جنجال تجاوز به بازیگر جذاب باردار در کافی شاپ (عکس)
جنجال تجاوز به بازیگر جذاب باردار در کافی شاپ (عکس)
مشاهده بیشتر