قاصدک

دکتر تاج بخش

مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی
گالری عکس

داستان زیبای چشمه

مجموعه : داستان جالب
داستان زیبای چشمه

داستان زیبا و خواندنی چشمه

 

در باغی چشمه‌ای‌بود و دیوارهای بلند گرداگرد آن باغ، تشنه‌ای دردمند بالای دیوار با حسرت به آب نگاه می‌کرد. ناگهان خشتی از دیوار کند و در چشمه افکند. صدای آب مثل صدای یار شیرین و زیبا به گوشش آمد.

 

آب در نظرش شراب بود. مرد آنقدر از صدای آب لذت می‌برد که تند تند خشت‌ها را می‌کند و در آب می‌افکند.

 

آب فریاد زد: های، چرا خشت می‌زنی؟ از این خشت زدن بر من چه فایده‌ای می‌بری؟…

 

داستان زیبای چشمه

تشنه گفت: ای آب شیرین! در این کار دو فایده است. اول اینکه شنیدن صدای آب برای تشنه مثل شنیدن صدای موسیقی رُباب است. نوای آن حیات بخش است، مرده را زنده می‌کند. مثل صدای رعد و برق بهاری برای باغ سبزه و سنبل می‌آورد.

 

صدای آب مثل هدیه برای فقیر است. پیام آزادی برای زندانی است، بوی یوسف لطیف و زیباست که از پیراهنِ یوسف به پدرش یعقوب می‌رسید .

 

فایدة دوم اینکه: من هر خشتی که برکنم به آب شیرین نزدیکتر می‌شوم، دیوار کوتاهتر می‌شود.

 

خم شدن و سجده در برابر خدا، مثل کندن خشت است. هر بار که خشتی از غرور خود بکنی، دیوار غرور تو کوتاهتر می‌شود و به آب حیات و حقیقت نزدیکتر می‌شوی. هر که تشنه‌تر باشد تندتر خشت‌ها را می‌کند. هر که آواز آب را عاشق‌تر باشد. خشت‌های بزرگتری برمی‌دارد.

 

رفع سفيدي مو

داستان جالب

بیشتر بخوانید
داستان جالب دخترک آواز خوان داستان های کوتاه و جالب را در سایت تالاب بخوانید. داستان جالب دخترک آواز خواندختری بود که با پدر و مادرش برای تفریح به جنگل رفته بودن پس از کلی بازی ...

تور مسافرتی

زیورآلات

لوازم آرایشی

جدیدترین مطالب سایت

Xبستن تبليغ
ورزشي
ورزشي
پرده برداری از تجاوز یک تهیه کننده سینما به بازیگر هالیوود
پرده برداری از تجاوز یک تهیه کننده سینما به بازیگر هالیوود
مشاهده بیشتر