قاصدک

لاغری و کاهش وزن

تبلیغات

دکتر تاج بخش

مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی

گردشگری در ایران

گالری عکس

عاشقنامه

داستان پندآموز اعتماد کن

مجموعه : داستان جالب
داستان پندآموز اعتماد کن

داستان پندآموز اعتماد کن

مردی ثروتمند وجود داشت که همیشه پر از اضطراب و دلواپسی بود. با اینکه از همه ثروتهای دنیا بهره مند بود،هیچ گاه شاد نبود.او خدمتکاری داشت که ایمان درونش موج می زد. روزی خدمتکار وقتی دید مرد تا حد مرگ نگران است به او گفت:

((ارباب،آیا حقیقت دارد که خداوندپیش از بدنیا آمدن شما جهان را اداره می کرد؟))
او پاسخ داد:((بله))

 خدمتکار پرسید:….

 

((آیا درست است که خداوند پس از آنکه شما دنیا را ترک کردید آنرا همچنان اداره می کند؟))

ارباب دوباره پاسخ داد:((بله))

 

خدمتکار گفت:

((پس چطور است به خدا اجازه بدهید وقتی شما در این دنیا هستید او آنرا ادره کند؟))

 

به او اعتماد کن ، وقتی تردیدهای تیره به تو هجوم می آورند

 

به او اعتماد کن ، وقتی که نیرویت کم است

 

به او اعتماد کن ، زیرا وقتی به سادگی به او اعتماد کنی

 

اعتمادت سخت ترین چیزها خواهد بود…

 

داستان جالب

بیشتر بخوانید
داستان قصه ی درخت جاودانگی وقتی، دانایی به طریق داستان گفته بود که درختی در هندوستان است که هر که میوه ی آن را بخورد عمر جاودان می یابد. پادشاهی این سخن شنید، او از ...

آموزش شيريني و کيک

جدیدترین مطالب سایت

 گلستان سعدی

تجاوز جنسی به دختر 25 ساله (+ فیلم)
تجاوز جنسی به دختر 25 ساله (+ فیلم)
مشاهده بیشتر