قاصدک

لاغری و کاهش وزن

تبلیغات

دکتر تاج بخش

مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی

گردشگری در ایران

گالری عکس

عاشقنامه

حکایتی از سفارت حکومت عثمانی در تهران در دوران قاجار

مجموعه : داستان جالب
حکایتی از سفارت حکومت عثمانی در تهران در دوران قاجار

حکایتی از سفارت حکومت عثمانی

حکایتی جالب که می گوید مواظب باشید کسی یا کسانی باعث تفرقه انداختن بین ما و دیگر کشورها نشوند …

 

در زمان قاجار ؛ درکنار سفارت حکومت عثمانی در تهران ؛ مسجد کوچکی وجود داشت.

امام جماعت ان مسجد می‌گوید: شخص روضه خوانی را دیدم که هرروز صبح به مسجد می آمد و روضه حضرت زهرا را می خواند و به خلیفه دوم و به اهل سنت ناسزا می گفت…

و این درحالی بود که افراد سفارت و تبعه ان که اهل سنّت بودند ؛ برای نماز به ان مسجد می آمدند.

روزی به او گفتم:
تو به چه دلیل هرروز همین روضه را میخوانی و همان ناسزا را تکرار می‌کنی؟

مگر روضه دیگری بلد نیستی؟!

او در پاسخ گفت:
بلدم؛ ولی من یک نفر بانی دارم که روزی پنج ریال به من میدهد و میگوید همین روضه رابا این کیفیت بخوان.

از او خواستم مشخصات و نشانی بانی رابه من بدهد…

فهمیدم که بانی یک کاسب مغازه دار است.

به سراغش رفتم و جریان را از او پرسیدم. او گفت: نه من بانی نیستم

شخصی روزی دو تومان به من می‌دهد تا در ان مسجد چنین روضه اي خوانده شود.

پنج ریال به ان روضه خوان می‌دهم و پانزده ریال را خودم برمی دارم.

باز جریان را پیگیری کردم، سرانجام با یازده واسطه!!!!

 

معلوم شد که از طرف سفارت انگلستان روزی ۲۵ تومان برای این روضه خوانی با این کیفیت مخصوص «برای ایجاد تفرقه بین ایران شیعی و حکومت عثمانی سنی» داده می شود که پس از طی مراحل و دست به دست گشتن، پنج ریال برای ان روضه خوان بیچاره میماند.

 

 منبع: هزار و یک حکایت اخلاقی
 محمدحسین محمدی

برچسب‌ها:

زیگیل تناسلی

داستان جالب

بیشتر بخوانید
داستان یک جفت جوراب کتان داستان یک جفت جوراب کتان  من تمام روز مرغها را در حال قدقد کردن، شکار غذا در علفها، مشاجره و آرایش کردن تماشا کردم. این مرغها دنیای فعالی داشتند که ...

آموزش شيريني و کيک

جدیدترین مطالب سایت

تجاوز وحشیانه به زن جوان در آسانسور
تجاوز وحشیانه به زن جوان در آسانسور
مشاهده بیشتر