مجتمع فنی تهران

قاصدک 24

فروش خودرو

درمان هموروئيد
مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی
گالری عکس

فروش خودرو

زیبایی بهروز

داستان جالب

بیشتر بخوانید
داستان پند آموز گرفتن خرها حکایت دستگیری کامل خرها    خرها حیواناتی میباشند که می‌توان با آن حکایاتی جالبی خواند در ادامه می‌توانید با داستان پند آموز گرفتن خرها تالاب را دنبال نمایید.    مردي با ترس و رنگ و ...

داستان عاشقانه اهدای قلب

مجموعه : داستان جالب
تاریخ انتشار : 4 دسامبر 2014
داستان عاشقانه اهدای قلب

داستان عاشقانه اهدای قلب :

 

پسر به دختر گفت اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي اولين نفري هستم كه ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت كنم.دختر لبخندي زد و گفت ممنونم تا اينكه يك روز اون اتفاق افتاد.حال دختر خوب نبود.نيازفوري به قلب داشت.از پسر خبري نبود.دختر با خودش مي گفت:ميدوني كه من هيچوقت نميذاشتم تو قلبتو به من بدي و به خاطر من خودتو فدا كني.ولي اين بود اون حرفات.حتي براي ديدنم هم نيومدي.شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم.آرام گريست و ديگر چيزي نفهميد…

 

چشمانش را باز كرد.دكتر بالاي سرش بود.به دكتر گفت چه اتفاقي افتاده؟دكتر گفت نگران نباشيد پيوند قلبتون با موفقيت انجام شده.شما بايد استراحت كنيد.درضمن اين نامه براي شماست..!

 

دختر نامه رو برداشت.اثري از اسم روي پاكت ديده نميشد. بازش كرد و درون آن چنين نوشته شده بود:

 

سلام عزيزم.الان كه اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش كه بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري كه قلبمو بهت بدم.پس نيومدم تا بتونم اين كارو انجام بدم.اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه.(عاشقتم تا بينهايت)

 

دختر نميتوانست باور كند..اون اين كارو كرده بود.اون قلبشو به دختر داده بود.

 

آرام اسم پسر را صدا كرد و قطره هاي اشك روي صورتش جاري شد.و به خودش گفت چرا هيچوقت حرفاشو باور نكردم.

 

 

 


اشتراک گذاری Google plus . telegram . facebook . Twitter . digg

تفریحی و سرگرمی

مطالب بیشتر
ارواح مركز اورژانس ارواح مركز اورژانس   من پرستار آمبولانس یك مركز اورژانس هستم.   از وقتی كارم را در این‌جا شروع كردم همیشه حرف این بود كه ساختمان مركز در تسخیر ارواح است. یكی از همكاران ...

درمان ریزش مو

جدیدترین مطالب سایت

درمان ریزش مو

Xبستن تبليغ
ورزشي
ورزشي