مجتمع فنی تهران

قاصدک 24

فروش خودرو

درمان هموروئيد
مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی

مطالب پیشنهادی

اس ام اس تسلیت با موضوع شهادت امام رضا (ع) اس ام اس تسلیت با موضوع شهادت امام رضا (ع) واکس زدن صلواتی کفش زائران توسط عاشقان امام رضا (عکس) واکس زدن صلواتی کفش زائران توسط عاشقان امام رضا (عکس) کمک کسبه ی ساختمان پلاسکو به مردم کرمانشاه (عکس) کمک کسبه ی ساختمان پلاسکو به مردم کرمانشاه (عکس) نماز اول وقت کمک رسانان هلال احمر در منطقه زلزله دیده (عکس) نماز اول وقت کمک رسانان هلال احمر در منطقه زلزله دیده (عکس) مکان های دیدنی و جذاب شهر زلزله دیده سرپل ذهاب مکان های دیدنی و جذاب شهر زلزله دیده سرپل ذهاب اعلام میزان خسارت به زلزله دیدگان کرمانشاه اعلام میزان خسارت به زلزله دیدگان کرمانشاه علی دایی به مناطق زلزله زده رفت (+ فیلم ) علی دایی به مناطق زلزله زده رفت (+ فیلم ) حرف های غم انگیز بازیگران زن از بازدید مناطق زلزله‌ زده حرف های غم انگیز بازیگران زن از بازدید مناطق زلزله‌ زده کار جالب سامسونگ برای زلزله زدگان (عکس) کار جالب سامسونگ برای زلزله زدگان (عکس) اموزش طرز تهیه اسنک پیتزایی با کالباس اموزش طرز تهیه اسنک پیتزایی با کالباس فواید گردو و تاثیر گذاری فوق العاده بر تناسب اندام و کاهش وزن فواید گردو و تاثیر گذاری فوق العاده بر تناسب اندام و کاهش وزن حضور زوج جوان ژاپنی در منطقه زلزله زده سرپل ذهاب (عکس) حضور زوج جوان ژاپنی در منطقه زلزله زده سرپل ذهاب (عکس) درخواست جنجالی مهناز افشار از ارسال نوار بهداشتی به کرمانشاه (عکس) درخواست جنجالی مهناز افشار از ارسال نوار بهداشتی به کرمانشاه (عکس) جاده اسلام آباد به سرپل ذهاب قفل شده است (عکس) جاده اسلام آباد به سرپل ذهاب قفل شده است (عکس) واژگونی پیکان در جاده شیراز 5 کشته داد (عکس) واژگونی پیکان در جاده شیراز 5 کشته داد (عکس) شهادت یکی از نیروهای ارتش در حین کمک رسانی زلزله زدگان شهادت یکی از نیروهای ارتش در حین کمک رسانی زلزله زدگان چرا لاغر نمی شوم و وزنم کم نمیشود ؟ چرا لاغر نمی شوم و وزنم کم نمیشود ؟ به 6 دلیل قانع کننده آلمان بهترین کشور دنیا است به 6 دلیل قانع کننده آلمان بهترین کشور دنیا است فوت مادر خواننده معروف کشورمان (عکس) فوت مادر خواننده معروف کشورمان (عکس) شایعه مرگ استاد مشایخی توسط همسرش رد شد شایعه مرگ استاد مشایخی توسط همسرش رد شد
گالری عکس

فروش خودرو

زیبایی بهروز

جذابیت

داستان جالب عاقبت خیانت در رفاقت

مجموعه : داستان جالب
تاریخ انتشار : 4 ژانویه 2015
داستان جالب عاقبت خیانت در رفاقت

داستان جالب عاقبت خیانت در رفاقت

 

دو نفر به اسم محمود و مسعود باهم رفاقتي ديرينه داشتن، تا جايي كه مردم فكر ميكردن اين دو نفر باهم برادرند. روزي روزگاري مسعود نقشه گنجي رو به محمود نشان داد و با هم تصميم گرفتن كه به دنبال گنج برن.

 

يك روز محمود و مسعود از خانواده شان خداحافظي كردن و رفتن. محمود نقشه اي در سر داشت كه وقتي به گنج دست پيدا كرد مسعود رو از سر راهش برداره و اونو بكشه. بعد از چند روز سختي به گنج رسيدند. و محمود طبق نقشه اي كه در سر داشت مسعود رو كشت و گنج رو برداشت و به خانه اش برگشت.

با آن گنج زندگي اش از اين رو به آن رو شد. ولي زن مسعود كه فهميده بود مسعود به دست محمود كشته شد با نا اميدي به شهر مهاجرت كرد و بعد از ادامه تحصيل در يك بيمارستاني به پرستاري مشغول شد.

 

بعد از چند سال كه آبها از آسياب افتاد محمود به دليل بيماري به بيمارستان شهر ميره و اونجا بستري ميشه اتفاقا زن مسعود هم توي همون بيمارستان كار ميكرد كه يكدفعه ديد محمود توي يكي از اتاقها بستري هست.

رفت توي اتاق و مطمئن شد كه اوني كه بستري هست همون كسي هست كه شوهرش را كشت. اينجا بود كه زن مسعود به فكر انتقام افتاد. از اتاق بيرون رفت و يك سرنگ را پر بنزين كرد و آمد خودش را پرستار كشيك معرفي كرد و سرنگ پر از بنزين را در بدن محمود خالي كرد.

بعد از چند ثانيه حال محمود بد شد و عرق ميكرد در اين لحظه زن مسعود خودش رو معرفي كرد و به محمود گفت تو بودي كه همسرم رو كشتي و حالا من انتقام همسرم رو ازت گرفتم و در بدنت بنزين تزريق كردم. در اين لحظه محمود از روي تخت پايين اومد زن مسعود فرار كرد و محمود به دنبالش مي دويد و با چاقويي كه در دست داشت ميخواست زن مسعود رو هم بكشه. زن مسعود بعد از پايين رفتن پله ها به بمبست رسيد و ديگه راه فرار نداشت، محمود از راه رسيد و با چاقويي كه در دست داشت زن مسعود رو تهديد به مرگ كرد، زن مسعود كه ديگه راه فرار نداشت تسليم شد و روي زانو هايش افتاد و به محمود گفت منو بكش!

محمود نامرد هم دستان خود رو بالا برد و ميخواست چاقو را در قلب زن مسعود فرو كند، زن مسعود چشمان خود را بست و محمود دستان خود را رها كرد ولي ناگهان در فاصله بسيار كم از قلب آن زن، محمود از حركت ايستاد. زن مسعود چشمان خود را باز كرد و ديد كه محمود از حركت ايستاد و چاقو هم در دستانش هست. ازش پرسيد كه چرا نميزني؟ محمود گفت: بنزينم تموم شد

 

تهیه و تنظیم : بخش سرگرمی تالاب

 

درمان ریزش مو

درمان ریزش مو

جدیدترین مطالب سایت

درمان ریزش مو