مجتمع فنی تهران

قاصدک 24

فروش خودرو

درمان هموروئيد
مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی

مطالب پیشنهادی

حضور بهرام رادان در کنار مردم زلزله دیده کرمانشاه حضور بهرام رادان در کنار مردم زلزله دیده کرمانشاه از بین رفتن خودروها بعد از زلزله کرمانشاه (+تصاویر) از بین رفتن خودروها بعد از زلزله کرمانشاه (+تصاویر) تشکر روحانی با شاخه گل از پرستاران بیمارستان کرمانشاه (عکس) تشکر روحانی با شاخه گل از پرستاران بیمارستان کرمانشاه (عکس) شعرهای ناب با موضوع رحلت پیامبر اکرم (ص) و امام حسن مجتبی (ع) شعرهای ناب با موضوع رحلت پیامبر اکرم (ص) و امام حسن مجتبی (ع) متن های جدید ویژه رحلت پیامبر اسلام (ص) و امام حسن مجتبی (ع) متن های جدید ویژه رحلت پیامبر اسلام (ص) و امام حسن مجتبی (ع) پیامک های انتظار ظهور در باب امام زمان (عج) پیامک های انتظار ظهور در باب امام زمان (عج) لیونل مسی در کناره پسرش در حال بازی FIFA18  (عکس) لیونل مسی در کناره پسرش در حال بازی FIFA18 (عکس) کمک تهرانی ها به مردم زلزله زده کرمانشاه (+تصاویر) کمک تهرانی ها به مردم زلزله زده کرمانشاه (+تصاویر) نقاشی پر سر و صدا از علی دایی که پذیرفته نشد (عکس) نقاشی پر سر و صدا از علی دایی که پذیرفته نشد (عکس) مکس پرو نام خودروی جنگی آمریکایی (+مشخصات) مکس پرو نام خودروی جنگی آمریکایی (+مشخصات) از چه روش هایی لینک ها را کوتاه کنیم ؟ از چه روش هایی لینک ها را کوتاه کنیم ؟ تصاویر آتلیه ای و جالب بازیگر حدیث فولادوند تصاویر آتلیه ای و جالب بازیگر حدیث فولادوند عکس های جالب بازیگران در شبکه های اجتماعی (110) عکس های جالب بازیگران در شبکه های اجتماعی (110) مصاحبه داغ با فرزاد حسنی در مورد متاهل بودنش تا زمینه کاری او مصاحبه داغ با فرزاد حسنی در مورد متاهل بودنش تا زمینه کاری او تصویر غمگین بیرون کشیدن یک نفر از زیر آوار کرمانشاه تصویر غمگین بیرون کشیدن یک نفر از زیر آوار کرمانشاه ملیکا شریفی نیا 31 ساله شد (عکس) ملیکا شریفی نیا 31 ساله شد (عکس) تصاویری جذاب از بلند ترین چرخ و فلک مدرن و مرتفع در جهان تصاویری جذاب از بلند ترین چرخ و فلک مدرن و مرتفع در جهان ملکه زیبایی بریتانیا تغییر جنسیت داد (عکس) ملکه زیبایی بریتانیا تغییر جنسیت داد (عکس) انواع لباس های جذاب و شیک آنجلینا جولی بر روی فرش قرمز انواع لباس های جذاب و شیک آنجلینا جولی بر روی فرش قرمز انواع طراحی های ناخن شیک و جذاب ویژه پاییز و زمستان 2018 انواع طراحی های ناخن شیک و جذاب ویژه پاییز و زمستان 2018
گالری عکس

فروش خودرو

زیبایی بهروز

جذابیت

داستان جالب گفتن راز به دیگران

مجموعه : داستان جالب
تاریخ انتشار : 5 جولای 2015
داستان جالب گفتن راز به دیگران

داستانی جالب از رابطه دوستی عمیق دو نفر که بسیار با یکدیگر وقت می گذراندند.

 

در یک دهکده ای دور افتاده دو تا دوست زندگی می کردند. یکی از اونها جانسون و دیگری پیتر بود. این دو تا از کودکی با هم بزرگ شده بودند. آنقدر این دو دوست رابطه خوبی با هم داشتند که نصف اهالی دهکده فکر می کردند که ِاین دو نفر با هم برادرند. با این حال که هیچ شباهتی به هم نداشتند. اما این حرف اهالی نشان از اوج محبتی بود که بین این دو نفر وجود داشت.

 

همیشه پیتر و جانسون راز دلشون رو به همدیگه می گفتند و برای مشکلاتشون با همدیگه همفکری می کردند و بالاخره یه راه چاره براش پیدا می کردند. اما اکثر اوقات جانسون این مسائل رو بدون اینکه پیتر بدونه با دوستای دیگه اش در میان می گذاشت.

 

وقتی پیتر متوجه این کار جانسون می شد ناراحت می شد اما به روش هم نمی آورد. چون آنقدر جانسون رو دوست داشت که حاضر نبود حتی برای یک دقیقه تلخی این رابطه رو شاهد باشه. به خاطر همین احترام جانسون رو نگه می داشت و باز هم مثل همیشه با اون درد دل می کرد.

 

سالها گذشت و پیتر ازدواج کرد و رفت سر خونه زندگیش، اما این رابطه همچنان ادامه داشت و روز به روز عمیق تر می شد. یه روز پیتر می خواست برای یه کار خیلی مهم با خانواده اش بره به شهر. به خاطر همین اومد و به جانسون گفت من دارم می رم به طرف شهر، اما اگه امکان داره این کیسه پول رو توی خونت نگهدار تا من از شهر برگردم.

 

جانسون هم پول رو گرفت و رفیقش رو تا دروازه خروجی بدرقه کرد. وقتی داشت به خونه برمی گشت، سر راه رفت پاتوق خودش و شروع کرد با دوستاش تفریح کردن. هوا دیگه داشت کم کم تاریک می شد و جانسون با دوستاش می خواست خداحافظی کنه. اما دوستاش گفتن هنوز که زوده چرا مثل هر شب نمی ری؟ اونم گفت که پولهای پیتر توی خونست و باید زودتر بره خونه و از پولها مراقبت کنه. خلاصه خداحافظی کرد و رفت. وقتی رسید خونه سریع غذاشو خورد و رفت توی اتاقش. پولها رو هم گذاشت توی صندوقش و گرفت تخت تخت خوابید. بی خبر از اتفاقی که در انتظارش بود.

 

بله درست حدس زدید. چند نفر شبونه ریختن توی خونه و پولها رو با خودشون بردند! جانسون صبح که از خواب بیدار شد متوجه این موضوع شد و از ناراحتی داشت سکته می کرد! تمام زندگیش رو هم اگه می فروخت نمی تونست جبران پولهای دزدیده شده رو بکنه. از ناراحتی لب به غذا هم نزد.

 

دم دمای غروب بود که دید صدای در میاد. در رو که باز کرد دید پیتر اومده تا پولها رو با خودش ببره. وقتی جانسون ماجرا رو براش تعریف کرد، پیتر به جای اینکه ناراحت بشه و از دست جانسون عصبانی باشه، شروع کرد به خندیدن و گفت می دونستم، می دونستم که بازم مثل همیشه نمی تونی جلوی زبونت رو بگیری. اما اصلاً نترس. چون من فکرشو می کردم که این اتفاق بیافته. به خاطر همین چند تا سکه از آهن درست کردم و توی اون کیسه ریختم و اصل سکه ها رو توی خونه خودم نگه داشتم و چون می دونستم که کسی از این موضوع با خبر می شه و تو به همه می گی که سکه ها پیش تو بوده، خونه من امن تر از تو بود.

 

الآن هم اصلاً نگران و ناراحت نباش شاید از دست من و این رفتارم ناراحت بشی، اما این درسی برات می شه که همیشه مسائلی رو که دیگران با تو در میون می گذارند توی قلبت محفوظ نگه داری و به شخص ناشناسی راز دلت رو بازگو نکنی.

 

 

تهیه و تنظیم : مجله تالاب

 

درمان ریزش مو

درمان ریزش مو

جدیدترین مطالب سایت

درمان ریزش مو