مجتمع فنی تهران

قاصدک 24

فروش خودرو

درمان هموروئيد
مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی
گالری عکس

فروش خودرو

زیبایی بهروز

شعر روز خنده دار مادر و دختر

مجموعه : مطالب طنز و خنده دار
تاریخ انتشار : 13 فوریه 2017
شعر روز خنده دار مادر و دختر

شعر روز خنده دار مادر و دختر 

 

مادر و دختر به دلیل تنهایی در خانه بیش تر با هم صحبت و هم کلام میشوند در ادامه با رباعی روز خنده دار مادر و دختر در سایت تالاب آشنا شوید.

 

شعر طنز و خنده داری در باب شوخی را مادران و دختران عزیزشان داریم که صرفا جنبه فان و طنز دارد و توصیه ما به شما این است که جدی نگیرید!

 

دختری با مادرش در رختخواب

درد و دل می کرد با چشمی پر آب

گفت: مادر حالم اصلا خوب نیست

زندگی از بهر من مطلوب نیست

گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟

روی دستت باد کردم مادرم

سن من از بیست وشش افزون شد

دل میان سینه غرق خون شد

هیچ کس مجنون این لیلا نشد

شوهری از بهر من پیدا نشد

غم میان سینه شد انباشته

بوی ترشی خانه را برداشته

مادرش چون حرف دختش را شنفت

: خنده بر لب آمدش آهسته گفت

دخترم بخت تو هم وا می شود

غنچه ی عشقت شکوفا می شود

غصه ها را از وجودت دور کن

این همه شوهر یکی را تور کن

گفت دختر مادر محبوب من!

ای رفیق مهربان و خوب من

گفته ام با دوستانم بارها

من بدم می آید از این کارها

در خیابان یا میان کوچه ها

سر به زیر و با وقارم هر کجا

کی نگاهی می کنم بر یک پسر

مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟

غیر از آن روزی که گشتم همسفر

با سعید و یاسر و سینا صفر

با سه تاشان رفته بودم سینما

بگذریم از مابقی ماجرا!

یک سری هم صحبت صادق شدم

او خرم کرد آخرش عاشق شدم

یک دو ماهی یار من بود و پرید

قلب من از عشق او خیری ندید

مصطفای حاج علی اصغر شله

یک زمانی عاشق من شد،بله

بعد جعفر یار من عباس بود

البته وسواسی وحساس بود

بعد ازآن وسواسی پر ادعا

شد رفیقم خان داداش المیرا

بعد او هم عاشق مانی شدم

بعد مانی عاشق هانی شدم

بعدهانی عاشق نادر شدم

بعد نادر عاشق ناصر شدم

مادرش آمد میان حرف او

گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو

گرچه من هم در زمان دختری

روز و شب بودم به فکر شوهری

لیک جز آن که تو را باشد پدر

دل نمی دادم به هرکس اینقدر

خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی

واقعا که پوز مادر را زدی

 

 

 

telegram

درمان ریزش مو

جدیدترین مطالب سایت

درمان ریزش مو

Xبستن تبليغ
ورزشي
ورزشي