مجتمع فنی تهران

قاصدک 24

فروش خودرو

درمان هموروئيد
مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی

مطالب پیشنهادی

برکناری 3 نفر از کارکنان کاخ سفید بدلیل ارتباط نامشروع برکناری 3 نفر از کارکنان کاخ سفید بدلیل ارتباط نامشروع تصویر شمشیر پیامبر اسلام (ص) تصویر شمشیر پیامبر اسلام (ص) آیا با وجود خالکوبی میتوان وضو گرفت ؟ آیا با وجود خالکوبی میتوان وضو گرفت ؟ کانکس نشینی در پایتخت آسیب اجتماعی جدید کانکس نشینی در پایتخت آسیب اجتماعی جدید جشن تولد کودک زلزله زده توسط هلال احمر در کرمانشاه (+عکس) جشن تولد کودک زلزله زده توسط هلال احمر در کرمانشاه (+عکس) تصاویری از سیل سهمگین و ویرانگر در جده عربستان تصاویری از سیل سهمگین و ویرانگر در جده عربستان چگونه موهایمان را پر پشت نشان دهیم ؟ چگونه موهایمان را پر پشت نشان دهیم ؟ 5 ایده برای محکم شدن روابط زندگی پس از ازدواج 5 ایده برای محکم شدن روابط زندگی پس از ازدواج بعد از پایان داعش چه فاجعه هایی در راه است ؟ بعد از پایان داعش چه فاجعه هایی در راه است ؟ آیا روز هشتم ربیع‌ الاول تعطیل است ؟ آیا روز هشتم ربیع‌ الاول تعطیل است ؟ تجاوز و کشتن سه زن توسط راننده کامیون تجاوز و کشتن سه زن توسط راننده کامیون دختر جذابی که پرده بکارت خود را به مزایده گذاشت (+عکس) دختر جذابی که پرده بکارت خود را به مزایده گذاشت (+عکس) تصاویر داغ جنیفر لارنس بدون آرایش در خیابان تصاویر داغ جنیفر لارنس بدون آرایش در خیابان واکنش نانوایی ها به گران شدن نان ! (طنز) واکنش نانوایی ها به گران شدن نان ! (طنز) بررسی چوب, رویه ها و اسفنج های راکت پینگ پنگ بررسی چوب, رویه ها و اسفنج های راکت پینگ پنگ معرفی تورهای پرطرفدار لوکس اروپا معرفی تورهای پرطرفدار لوکس اروپا کلیپ شوهر آزاری عجیب یک زن !! کلیپ شوهر آزاری عجیب یک زن !! دیدن این کلیپ زیبا را از دست ندین ( سگ با وفا ) دیدن این کلیپ زیبا را از دست ندین ( سگ با وفا ) نگاهی کامل به زندگی علی دایی و حضورش در کرمانشاه نگاهی کامل به زندگی علی دایی و حضورش در کرمانشاه تجاوز وحشیانه دو پسر به دختر جوان در خودرو (+عکس) تجاوز وحشیانه دو پسر به دختر جوان در خودرو (+عکس)
گالری عکس

فروش خودرو

زیبایی بهروز

جذابیت

تفاوت خوابگاه دانشجویی دخترها و پسرها

مجموعه : مطالب طنز و خنده دار
تاریخ انتشار : 1 ژانویه 2015
تفاوت خوابگاه دانشجویی دخترها و پسرها

تفاوت خوابگاه دانشجویی دخترها و پسرها

 

شب – خوابگاه پسران

(در اتاقی دو پسر به نام های «مهدی» و «آرمان» دراز کشیده اند. مهدی در حال نصب برنامه روی لپ تاپ و آرمان مشغول نوشتن مطالبی روی چند برگه است. در همین حال، واحدی شان، «میثاق» در حالی که به موبایلش ور می رود وارد اتاق می شود)
میثاق: مهدی… شایعه شده فردا صبح امتحان داریم.

مهدی: نه! راسته. امتحان پایان ترمه.

میثاق: اوخ اوخ! من اصلاً خبر نداشتم. چقدر زود امتحانا شروع شد.

 

مهدی: آره… منم یه چند دقیقه پیش فهمیدم. حالا چیه مگه؟! نگرانی؟ مگه تو کلاستون دختر ندارید؟!

میثاق: من و نگرانی؟ عمراً!! (به آرمان اشاره می کند) وای وای نیگاش کن! چه خرخونیه این آقا آرمان! ببین از روی جزوه های زیر قابلمه چه نُتی بر می داره!!

 

آرمان: تو هم یه چیزی میگیا! این برگه های تقلبه که 10 دقیقه ی پیش شروع به نوشتنش کردم. دخترای کلاس ما که مثل دخترای شما پایه نیستن. اگه کسی بهت نرسوند، باید یه قوت قلب داشته باشی یا نه؟ کار از محکم کاری…

مهدی: (همچنان که در لپ تاپش سیر می کند) آرمان جون… اگه واست زحمتی نیست چند تا برگه واسه منم بنویس. دستت درست!

(در همین حال، صدای فریاد و هیاهویی از واحد مجاور بلند می شود. پسری به نام «رضا» با خوشحالی وسط اتاق می پرد)

میثاق: چت شده؟ رو زمین بند نیستی!

رضا: استقلال همین الان دومیشم خورد!!!

مهدی: اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه استقلالی آبکشه!!!

و تمام ساکنین آن واحد، برای دیدن ادامه ی مسابقه به اتاق مجاور می شتابند. چراغ ها روشن می مانند.


شب – خوابگاه دختران

(دختر «شبنم» نامی با چند کتاب در دستش وارد واحد دوستش «لاله» می شود و او را در حال گریه می بیند.)

شبنم: ِ وا!… خاک برسرم! چرا داری مثل ابر بهار گریه می کنی؟!

 

لاله: خدا منو می کشت این روزو نمی دیدم. (همچنان به گریه ی خود ادامه می دهد.)

شبنم: بگو ببینم چی شده؟

 

لاله: چی می خواستی بشه؟ امروز نتیجه ی امتحان <آناتومی!!!> رو زدن تو بُرد. منی که از 6 ماه قبلش کتابامو خورده بودم، منی که به امید 20 سر جلسه ی امتحان نشسته بودم، دیدم نمره ام شده 19!!!!!! ( بر شدت گریه افزوده می شود)

شبنم: (او را در آغوش می کشد) عزیزم… گریه نکن. می فهممت. درد بزرگیه! (بغض شبنم نیز می ترکد) بهتره دیگه غصه نخوری و خودتو برای امتحان فردا آماده کنی. درس سخت و حجیمیه. می دونی که؟

لاله: (اشک هایش را آرام آرام پاک می کند) آره. می دونم! اما من اونقدر سر ماجرای امروز دلم خون بود و فقط تونستم 8 دور بخونم! می فهمی شبنم؟ فقط 8 دور… (دوباره صدای گریه اش بلند می شود) حالا چه جوری سرمو جلوی نازی و دوستاش بلند کنم؟!!

شبنم: عزیزم… دیگه گریه نکن. من و شهره هم فقط 7 – 8 دور تونستیم بخونیم! ببین! از بس گریه کردی ریمل چشمای قشنگ پاک شد! گریه نکن دیگه. فکر کردن به این مسائل که می دونم سخته، فایده ای نداره و مشکلی رو حل نمی کنه.

 

لاله: نمی دونم. چرا چند روزیه که مثل قدیم دلم به درس نمیره. مثلاً امروز صبح، ساعت 5/7 بیدار شدم. باورت میشه؟!

 

(در همین حال، صدای جیغ و شیون از واحد مجاور به گوش می رسد. استرس عظیمی وجودِ شبنم و لاله را در بر می گیرد!دختری به نام «فرشته» با اضطراب وارد اتاق می شود.)

شبنم: چی شده فرشته؟!

 

فرشته: (با دلهره) کمک کنید… نازی داشت واسه بیستمین بار کتابشو می خوند که یه دفعه از حال رفت!

 

شبنم: لابد به خودش خیلی سخت گرفته.

 

فرشته: خب، منم 19 بار خوندم. این طوری نشدم! زود باشید، ببریمش دکتر.
(و تمام ساکنین آن واحد، سراسیمه برای یاری «نازی» از اتاق خارج می شوند. چراغ ها خاموش می شود.)

 

 

تهیه و تنظیم : بخش سرگرمی تالاب

 

 

درمان ریزش مو

جدیدترین مطالب سایت

درمان ریزش مو