قاصدک

لاغری و کاهش وزن

تبلیغات

دکتر تاج بخش

مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی

گردشگری در ایران

گالری عکس

زیگیل

ضرب المثل خولندی با حرف الف

مجموعه : ضرب المثل ها
ضرب المثل خولندی با حرف الف

ضرب المثل خولندی با حرف الف

 

ضرب المثل های شیرین و آموزنده…

 

– شما نیز اگر ضرب المثلی با حرف الف در خاطر دارید در بخش نظرات این مطلب منتشر کنید

 

–>    آب از سرش گذشت :

 کارش درست نیست و بالا خره موفق نمی شود.

 

 –>    آب به آب شدن :

از جایی به جای دیگر رفتن .

 

 –>    آب که سر بالابره , قورباغه ابوعطا می خونه :

کسی که به مرادش برسد خوشحال و شاد شود و خودش را گم کند.

 

–>    آبشان از یک جوی نرود :

به هیچ وجه با هم موافق نیستند.

 

–>    آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم :

یعنی به آزرویمان رسیدیم و خبر نداریم و دنبالش هستیم .

 

–>    آبی که در یک جا مونده می گنده :

زیاد در یک مکان ماندن مساوی با بی ارزش شدن.

 

–>    آب نمی بینه ولی شناگر ماهریه :

فرصتی به دست نمی آره ولی امکانش باشد از دستش بر می آید و ارزشی هم بر دیگری قائل نیست .

 

–>    آفتابه لگن هفت دست , شام و ناهار هیچی ! :

جایی که همه امکانات باشد , ولی از عمل خبری نباشد.

 

–>    آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه ! :

مواظب باش که آسیب نبینی .

 

–>    آدم خوش معامله شریک مال دیگرانه :

خوش حساب باش تا همه قبولت داشته باشند.

 

–>    آب از او گرم نمیشه :

نباید به او امیدوار باشیم .

 

–>    آدم هزار کاره کم مایه است :

کسی که مشغول یک کار نشود و هر بار یک کار دیگر انجام دهد , سر انجام بی کار و بی ارزش می شود.

 

–>    آفتابه خرج لحیمه :

ارزش درست شدن نداره .

 

–>    آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب :

زمانی گفته می شود که کسی از مشکلات زیاد نترسد.

 

–>    آشپز که دو تا شد آش یا شور میشه یا بی مزه :

کاری که دو تا رئیس داشته باشد آن کار سرانجام درستی ندارد.

 

–>    آب زیر پوستش افتاده ! :

چاق و چله شده .

 

–>    آب در گوش کسی کردن :

کلک زدن و فریب دادن .

 

–>    آب در جوی داشتن :

غنی و ثروتمند بودن .

 

–>    آب را زیر هفت طبقه زمین می بیند :

باهوش و زرنگ بودن .

 

–>    آدم ناشی سرنارا از سر گشاد میزنه ! :

کسی که کاری را می خواهد انجام بدهد ولی بلد نیست .

 

–>    آخر شاه منشی کاه کشی است :

کسی که حد و مرز خودش را نداند آخرش بدبختی است .

 

–>    آتش و پنبه :

دو کس و یا دو چیز که با هم جور در نیایند.

 

–>    آتش با آتش خاموش نشود :

یعنی اگر کسی عصبانی شد با خشم آرام نمی شود.

 

–>    آدم تا کوچکی نکنه به بزرگی نمیرسه :

برای رسیدن به مرتبه عالی باید از رتبه های پایین گذشت .

 

–>    آنقدر مار خورده افعی شده ! :

تجربه های زیاد اندوختن و هوشیار شدن.

 

–>    از بی کفنی زنده ایم ! :

خیلی بدبخت و بیچاره ایم .

 

–>    از خرس موی کندن غنیمته ! :

از کسی که پولداره و خسیس , پول جزیی گرفتن حساب است .

 

–>    از هرچه بدم آمد بر سرم آمد :

از چیزی که نمی خواستم همان برایم پیش آمد.

 

–>    از مردی تا نامردی یک قدم است :

یک لغزش کوچک مردی را بی حرکت کند.

 

–>    اجاره نشین خوش نشینه :

کسی که خونه ندارد و اجاره نشین است در هر جایی که خوشش آمد زندگی می کند.

 

–>    ادب بزرگترین سرمایه است :

بالاترین ثروت و دارایی کسی ادب اوست .

 

–>    الکی خوش است :

خوشحالیش به درد نمی خورد.

 

–>    اسب را گم کرده پی نعلش می گردد :

کار اصلی را رها کردن و به حاشیه پرداختن .

 

–>    اگر خواهی اندوهگین نباشی , حسود مباش :

حسادت باعث غم و غصه می شود.

 

–>    اول بچش بعد بگو بی نمکه :

با عجله قضاوت نکن.

 

–>    اگر مردن نبود آدم آدم را می خورد ! :

موقعی گفته می شود که حرص و ولع انسان , افسار گسیخته شود.

 

–>    اگر نخوردیم نان گندم ولی دیدیم دست مردم :

ممکن است کاری را خود شخص انجام ندهد ولی دیده که مردم چگونه انجام می دهند.

 

–>    انگور خوب نصیب شغال می شود :

چیز با ارزش , نصیب شخص بی لیاقت شود.

 

–>    انگشت کوچک فلانی هم نمی شود :

در مقایسه خیلی اختلاف است .

 

–>    او را با صد من شکر هم نمی توان خورد :

در موردی گفته می شود که کسی فیافه زننده و تلخی داشته باشد.

 

دانلود تبليغ

ضرب المثل ها

بیشتر بخوانید
ضرب المثل جعفرخان از فرنگ برگشته عبارت مثلی بالا به افراد کم مایه ای اطلاق می شود که گمان می کنند چیزی می دانند و در مقام فضل فروشی چند واژه خارجی را چاشنی کلام کنند ...

آموزش شيريني و کيک

جدیدترین مطالب سایت

رسومات عجیب انسان ها در جنگل آمازون (عکس)
رسومات عجیب انسان ها در جنگل آمازون (عکس)
مشاهده بیشتر