قاصدک

دکتر تاج بخش

مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی
گالری عکس

حکایت جالب مسجد و بهلول

حکایت جالب مسجد و بهلول

حکایت های جالب :

 

حکایت های اموزنده و جالب و خواندنی در مجله تالاب

 

می گویند: مسجدی می ساختند، بهلول  پرسید: چه می کنید؟
گفتند: مسجد می سازیم.
 

گفت: برای چه؟ پاسخ دادند: برای چه ندارد، برای رضای خدا.
 

بهلول خواست میزان اخلاص بانیان خیر را به خودشان بفهماند، محرمانه سفارش داد سنگی تراشیدند و روی آن نوشتند «مسجد بهلول» شبانه آن را بالای سر در مسجد نصب کرد.
 

سازندگان مسجد روز بعد آمدند و دیدند بالای در مسجد نوشته شده است «مسجد بهلول». ناراحت شدند؛
 بهلول را پیدا کردند و به باد کتک گرفتند که زحمات دیگران را به نام خودت قلمداد می کنی؟
 

بهلول گفت: مگر شما نگفتید که مسجد را برای خدا ساخته ایم؟
 فرضا مردم اشتباه کنند و گمان کنند که من مسجد را ساخته ام،
 خدا که اشتباه نمی کند.

 

رفع سفيدي مو

حکایت های جالب

بیشتر بخوانید
یک پند و دو حکایت جوانی گمنام عاشق دختر پادشاهی شد. رنج این عشق او را بیچاره کرده بود و راهی برای رسیدن به معشوق نمی یافت. مردی زیرک از ندیمان پادشاه که دلباختگی او ...

تور مسافرتی

زیورآلات

لوازم آرایشی

جدیدترین مطالب سایت

Xبستن تبليغ
ورزشي
ورزشي
تجاوز گروهی 4 چوپان به دختر دانشجویی که نمره می خواست !
تجاوز گروهی 4 چوپان به دختر دانشجویی که نمره می خواست !
مشاهده بیشتر