قاصدک

بهترین لاغری

دکتر تاج بخش

مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی
گالری عکس

حکایت مرد عتیقه فروش و رعیت

حکایت مرد عتیقه فروش و رعیت

حکایت مرد عتیقه فروش و رعیت

حکایت جالب از اینکه دیگران را خر فرض نکنیم…

 

مجله تالاب: عتیقه فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید کاسه اي نفیس و قدیمی دارد که در گوشه اي افتاده و گربه در ان آب می خورد، دید اگر قیمت کاسه را بپرسد رعیت ملتفت می شود و قیمت گرانی بر ان می نهد، لذا گفت: عمو جان چه گربه قشنگی داری آیا حاضری ان رابه من بفروشی؟

 

رعیت گفت چند میخری؟ گفت: یک درهم.

 

رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقه فروش داد و گفت: خیرش را ببینی. عتیقه فروش پیش از خروج از خانه با خونسردی گفت: عموجان این گربه ممکن است در راه تشنه اش شود بهتر است کاسه آب را هم به من بفروشی!

 

رعیت گفت: قربان من با این وسیله تا به حال پنج گربه فروخته ام. کاسه فروشی نیست، عتیقه است…

 

*دیگران را احمق فرض نکنیم !

 

برچسب‌ها:

حکایت های جالب

بیشتر بخوانید
حکایت لیلی مجنون از نگاهی متفاوت داستان لیلی مجنون    سری حکايت هاي لیلی مجنون واقعا عاشقانه است و عشق دو طرفه زن و مرد را نسبت به هم نشان می دهد در ادامه بیشتر می خوانیم .    حکایت ...

تور مسافرتی

جدیدترین مطالب سایت

Xبستن تبليغ
ورزشي
ورزشي
فحاشی تند و سریع امیر مهدی ژوله به قاتل اهورا
فحاشی تند و سریع امیر مهدی ژوله به قاتل اهورا
مشاهده بیشتر