مجتمع فنی تهران

قاصدک 24

فروش خودرو

درمان هموروئيد
مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی

مطالب پیشنهادی

تجاوز جنسی به دروازه بان دختر در مراسم بهترین های جهان (عکس) تجاوز جنسی به دروازه بان دختر در مراسم بهترین های جهان (عکس) تصویر دردناک از زلزله کرمانشاه تصویر دردناک از زلزله کرمانشاه گفتگو جالب و خواندنی با سرایدار افغانی موفق در ایران گفتگو جالب و خواندنی با سرایدار افغانی موفق در ایران اسب عجیبی که در پاهایش شاخ گوزن دارد (+تصاویر) اسب عجیبی که در پاهایش شاخ گوزن دارد (+تصاویر) خودکشی فردی در پل میدان امام حسین (ع) مشهد (+عکس) خودکشی فردی در پل میدان امام حسین (ع) مشهد (+عکس) پوسترهای جدید به مناسبت آغاز ماه ربیع الاول پوسترهای جدید به مناسبت آغاز ماه ربیع الاول دیدار رهبر انقلاب از مناطق زلزله زده کرمانشاه (+تصاویر) دیدار رهبر انقلاب از مناطق زلزله زده کرمانشاه (+تصاویر) شکستن سکوت زهرا امیر ابراهیمی در فیلم نرگس شکستن سکوت زهرا امیر ابراهیمی در فیلم نرگس کودک آواره زلزله زده (عکس) کودک آواره زلزله زده (عکس) نقد تند زلزله مهیب و سهمگین کرمانشاه نقد تند زلزله مهیب و سهمگین کرمانشاه آموزش تهیه آسان ترشی لیته در منزل آموزش تهیه آسان ترشی لیته در منزل هر ایرانی چقدر یارانه گرفته ؟ هر ایرانی چقدر یارانه گرفته ؟ اس ام اس های جدید به مناسبت تبریک ماه ربیع الاول اس ام اس های جدید به مناسبت تبریک ماه ربیع الاول دانستنی های کاربردی در مورد بیماری آمپیم‌ دانستنی های کاربردی در مورد بیماری آمپیم‌ شعرهای زیبا در وصف شروع ماه ربیع الاول شعرهای زیبا در وصف شروع ماه ربیع الاول علت وقوع زلزله چیست و آیا پیش بینی زلزله ممکن است ؟ علت وقوع زلزله چیست و آیا پیش بینی زلزله ممکن است ؟ زندگی زهرا امیر ابراهیمی بعد از انتشار فیلم پورن زندگی زهرا امیر ابراهیمی بعد از انتشار فیلم پورن تیکه های طنز مهران مدیری در برنامه دورهمی (فیلم) تیکه های طنز مهران مدیری در برنامه دورهمی (فیلم) انسانیت این مرد در داروخانه (+ فیلم) انسانیت این مرد در داروخانه (+ فیلم) زندگی ساده پسر رئیس جمهور سابق ایران (عکس) زندگی ساده پسر رئیس جمهور سابق ایران (عکس)
گالری عکس

فروش خودرو

زیبایی بهروز

جذابیت

حکایت شیوانا و معرفت

مجموعه : حکایت های جالب
تاریخ انتشار : 5 ژانویه 2015
حکایت شیوانا و معرفت

شیوانا را به دهكده ای دور دست دعوت كردند تا برای آنها دعای باران بخواند. همه مردم ده در صحرا جمع شده بودند و همراه شیوانا دست به دعا برداشتند تا آسمان بر ایشان رحم كند و باران رحمتش را بر زمین های تشنه ایشان سرازیر نماید. اما ساعتها گذشت و بارانی نیامد. كم كم جمعیت از شیوانا و دعای او ناامید شدند و لب به شكایت گذاشتند.

 

یكی از جوانان از لابلای جمعیت لب به سخره گشود و فریاد زد:” آهای جناب استاد معرفت! تو به شاگردانت چه منتقل می كنی ! وقتی نمی توانی از دعایت باران بسازی حتما از حرفهایت هم نتیجه ای حاصل نمی شود. “

 

عده زیادی از جوانان و پیران حاضر در جمع نیز به جوان شاكی پیوستند و لب به مسخره كردن شیوانا باز كردند؛ اما استاد معرفت هیچ نگفت. و در سكوت به تمام حرفها گوش فراداد. سپس وقتی جمعیت خسته شدند و سكوت كردند به آرامی گفت:” آیا در این دهكده فرد دیگری هم هست كه به جمع ما نپیوسته است!؟ “

 

همان جوان معترض گفت:” بله! پیرمرد مست و شرابخواره ای است كه زن و فرزندش را در زلزله ده سال پیش از دست داده است و از آن روز دشمن كائنات شده است و ناشناختنی را قبول ندارد.”
شیوانا تبسمی كرد و گفت:” مرا نزد او ببرید! باران این دهكده در دست اوست!” جمعیت متعجب پشت سر شیوانا به سمت خرابه ای كه پیرمرد دشمن ناشناختنی در آن می زیست رفتند. در چند قدمی خرابه پیرمرد ژولیده ای را دیدند كه روی زمین خاكی نشسته و با بغض به آسمان خیره شده است.

 

شیوانا به نزد او شتافت و كنارش نشست و از او پرسید:” آسمان منتظر است تا فقط درخواست تو به سوی او ارسال شود. چرا لب به دعا باز نمی كنی!؟” پیرمرد لبخند تلخی زد و گفت:” همین آسمان روزی با خراب كردن این خرابه بر سر زن و فرزندانم مرا به خاك سیاه نشاند. تو چه می گویی!؟”شیوانا دست به پشت پیرمرد زد و گفت:” قبول دارم كه مردم دهكده در این ده سال با تنها گذاشتن تو و واگذاشتن تو به حال خودت ، خویش را مستحق قحطی و خشكسالی نموده اند. اما عزت تو در این سرزمین نزد همه ، حتی از من شیوانا، هم بیشتر است. به خاطر كودكان و زنانی كه از تشنگی و قحطی در عذابند، ناز كشیدن ناشناختنی را قبول كن و درخواستی به سوی بارگاهش روانه ساز! “

 

پیرمرد اشك در چشمانش حلقه زد و رو به آسمان كرد و خطاب به ناشناختنی گفت:”فكر نكن همیشه منت تو را می كشم! هنوز هم از تو گله مندم! اما از تو می خواهم به خاطر زنان و كودكان گرسنه این سرزمین ابرهایت را به سوی این دهكده روانه كن!” می گویند هنوز كلام پیرمرد تمام نشده بود كه در آسمان رعد و برقی ظاهر شد و قطرات باران باریدن گرفتند. شیوانا زیر بغل پیرمرد را گرفت و او را به زیر سقفی برد و خطاب به جمعیت متعجب و حیران و شرمزده گفت:” دلیل قحطی این دهكده را فهمیدید! در این سالهای باقیمانده سعی كنید. قدر این پیرمرد و بقیه آسیب دیدگان زمین لرزه را بدانید. او بركت روستای شماست. سعی كنید تا می توانید او را زنده نگه دارید.” سپس از كنار پیرمرد برخاست و به سوی جوانی كه در صحرا به او اعتراض كرده بود رفت و در گوشش زمزمه كرد:” صحنه ای كه دیدی اسمش معرفت است. من به شاگردانم این را آموزش می دهم!”

 

 

تهیه و تنظیم : تفریح و سرگرمی تالاب

 

 

درمان ریزش مو

درمان ریزش مو

جدیدترین مطالب سایت

درمان ریزش مو