گلچینی از بهترین اشعار خیام + رباعیات عاشقانه خیام

مجموعه : شعر و ترانه
گلچینی از بهترین اشعار خیام + رباعیات عاشقانه خیام

حکیم عمر خیام فیلسوف، ریاضی دان، ستاره شناس و رباعی سرای ایرانی است. گرچه جایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی او است اما از او رباعیاتی بر جا مانده که شهرت جهانی دارد. ما در این قسمت از مجله تفریحی تالاب برای شما همراهان عزیز گلچینی از رباعیات خیام را منتشر کرده ام.

 

رباعیات عاشقانه خیام

«خیام شعرهای غیر از رباعی هم داشته‌است، چه به زبان عربی چه به زبان فارسی، اما تعداد آنها آن‌قدر زیاد نیست که بتوان به‌عنوان شاخص از آنها یاد کرد. آنچه خیام را شاخص کرده‌است، همان رباعیات است. رباعی در دوره‌ی خیام به مرحله‌ی تصویب رسیده بود (اگر از قرن چهارم در نظر بگیریم حدود 150 سال از ظهور رباعی در شعر نوین پارسی می‌گذشت).

 

خیام از این جهت که شاعر حرفه‌ای و تمام‌وقت نبوده، و رباعیات را در لحظات خاص درخشش فکری و حالات خاص عاطفی می‌سرود، قالبی را برگزید که متناسب این موقعیت باشد.

 

******

 

امروز ترا دسترس فردا نیست و اندیشه فردات به جز سودا نیست

ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست کاین باقی عمر را بها پیدا نیست

 

******

 

از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال و جاهش نفزود

وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود

 

******

 

تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد

چند از پی هر زشت و نکو خواهی شد

گر چشمه زمزمی و گر آب حیات

آخر به دل خاک فرو خواهی شد

 

******

آنکس که زمین و چرخ و افلاک نهاد

بس داغ که او بر دل غمناک نهاد

بسیار لب چو لعل و زلفین چو مشک

در طبل زمین و حقه خاک نهاد

 

عکس نوشته اشعار خیام برای استوری

 

عکس نوشته اشعار خیام برای استوری

 


مطالب مشابه: بهترین و زیبا ترین اشعار معروف خیام + بهترین اشعار خیام نیشابوری


 

******

 

این قافله عمر عجب میگذرد

دریاب دمی که با طرب میگذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوری

پیش آر پیاله را که شب میگذرد

عمر خیام

 

******

ساقی گل و سبزه بس طربناک شده ست

دریاب که هفته دگر خاک شده ست

می نوش و گلی بچین که تا درنگری

گل خاک شده ست و سبزه خاشاک شده ست

 

******

 

این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت

چون آب به جویبار و چون باد به دشت

هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت

روزی که نیامده‌ست و روزی که گذشت

 

******

 

این قافله عمر عجب میگذرد

دریاب دمی که با طرب میگذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوری

پیش آر پیاله را که شب میگذرد

 

عکس اشعار خیام برای استوری

 

عکس اشعار خیام برای استوری

 

******

 

چون عهده نمی‌شود کسی فردا را

حالی خوش دار این دل پر سودا را

می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه

بسیار بتابد و نیابد ما را

 

******

 

خیام اگر ز باده مستی خوش باش

با ماه رخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است

انگار که نیستی چو هستی خوش باش

 

******

بر خیر و مخور غم جهان گذران

خوش باشو دمی به شادمانی گذران

در طبع جهان اگر وفایی بودی

نوبت به تو خود نیامدی از دگران خیام

 

******

 

چون عهده نمی‌شود کسی فردا را

حالی خوش دار این دل پر سودا را

می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه

بسیار بتابد و نیابد ما را

 

تصاویر اشعار خیام برای استوری

 

تصاویر اشعار خیام برای استوری

 

******

 

چون نیست حقیقت و یقین اندر دست نتوان به امید شک همه عمر نشست

هان تا ننهیم جام می از کف دست در بی خبری مرد چه هشیار و چه مست

 

******

از آمدن بهار و از رفتن دی اوراق وجود ما همی گردد طی

می خور! مخور اندوه که فرمود حکیم غمهای جهان چو زهر و تریاقش می

 

******

 

هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا

چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا

معلوم نشد که در طربخانه خاک

نقاش ازل بهر چه آراست مرا

 

******

از جرم گل سیاه تا اوج زحل

کردم همه مشکلات گیتی را حل

بگشادم بندهای مشکل به حیل

هر بند گشاده شد مگر بند اجل

 

عکس پروفایل اشعار خیام

 

عکس پروفایل اشعار خیام

 

******

 

این کوزه چو من عاشق زاری بوده است

در بند سر زلف نگاری بوده‌ست

این دسته که بر گردن او می‌بینی

دستی‌ست که برگردن یاری بوده‌ست

 

******

 

پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است

گردنده فلک نیز بکاری بوده است

هرجا که قدم نهی تو بر روی زمین

آن مردمک چشم نگاری بوده است

 

******

 

گویند مرا که دوزخی باشد مست

قولیست خلاف دل در آن نتوان بست

گر عاشق و میخواره بدوزخ باشند

فردا بینی بهشت همچون کف دست

 

******

 

یک قطره آب بود و با دریا شد

یک ذره خاک و با زمین یکتا شد

آمد شدن تو اندرین عالم چیست؟

آمد مگسی پدید و ناپیدا شد خیام

 

گلچینی از رباعیات اشعار خیام

 

گلچینی از رباعیات اشعار خیام

 

******

 

می خور که به زیرِ گِل بسی خواهی خفت بی مونس و بی رفیق و بی همدم و جفت

زنهار به کس مگو تو این رازِ نهفت هر لاله که پَژْمُرد، نخواهد بِشْکفت

 

******

 

چون ابر به نوروز رخِ لاله بشست بر خیز و به جامِ باده کن عزمِ درست

کاین سبزه که امروز تماشاگه توست فردا همه از خاک تو برخواهد رُسْت!

 

******

گر یک نفست ز زندگانی گذرد

مگذار که جز به شادمانی گذرد

هشدار که سرمایه سودای جهان

عمرست چنان کش گذرانی گذرد

 

******

 

گر می نخوری طعنه مزن مستان را

بنیاد مکن تو حیله و دستان را

تو غره بدان مشو که می می نخوری

صد لقمه خوری که می غلام ست آن را

 

گلچینی از رباعیات احساسی اشعار خیام

 

گلچینی از رباعیات احساسی اشعار خیام

 

******

 

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است

در صحن چمن روی دلفروز خوش است

از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست

خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

 

******

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

این حل معما نه تو خوانی و نه من

هست در پس پرده گفتگوی من و تو

چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من

 

******

 

کس مشکل اسرار اجل را نگشاد

کس یک قدم از دایره بیرون ننهاد

من می‌نگرم ز مبتدی تا استاد

عجز است به دست هر که از مادر زاد

 

******

 

آنکس که زمین و چرخ و افلاک نهاد

بس داغ که او بر دل غمناک نهاد

بسیار لب چو لعل و زلفین چو مشک

در طبل زمین و حقه خاک نهاد

 

گلچینی از رباعیات عاشقانه اشعار خیام

 

گلچینی از رباعیات عاشقانه اشعار خیام

 

******

 

امروز ترا دسترس فردا نیست

و اندیشه فردات به جز سودا نیست

ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست

کاین باقی عمر را بها پیدا نیست

 

******

 

ای دل چو زمانه می‌ کند غمناکت

ناگه برود ز تن روان پاکت

بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند

زان پیش که سبزه بردمد از خاکت

 

******

 

از جمله رفتگان این راه دراز

باز آمده ای کو که به ما گوید باز

هان بر سر این دو راهه از سوی نیاز

چیزی نگذاری که نمی آیی باز خیام

 

******

 

برخیز و بیا بتا برای دل ما

حل کن به جمال خویشتن مشکل ما

یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم

زان پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما

 

گلچینی از رباعیات غمگین اشعار خیام

گلچینی از رباعیات غمگین اشعار خیام

 


مطالب مشابه: گلچینی از رباعیات عمر خیام | اشعار خیام + دوبیتی های خیام


 

 

******

 

گرچه غم و رنج من درازی دارد

عیش و طرب تو سرفرازی دارد

بر هر دو مکن تکیه که دوران فلک

در پرده هزار گونه بازی دارد

“خیام“

 

******

 

هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا

چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا

معلوم نشد که در طربخانه خاک

نقاش ازل بهر چه آراست مرا

 

******

 

از آمدنم نبود گردون را سود

وز رفتن من جلال و جاهش نفزود

وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود

کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود

 

******

 

هر ذره که بر روی زمینی بوده است

خورشید رخی زهره جبینی بوده است

گـرد از رخ آستین بـه آزرم افشان

کـان هم رخ خوب نازنینی بـوده است

 

گلچینی از رباعیات دلتنگی اشعار خیام

 

گلچینی از رباعیات دلتنگی اشعار خیام

 

******

 

تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد

چند از پی هر زشت و نکو خواهی شد

گر چشمه زمزمی و گر آب حیات

آخر به دل خاک فرو خواهی شد

 

******

 

چون عهده نمی‌ شود کسی فردا را

حالی خوش کن تو این دل شیدا را

می نوش بماهتاب ای ماه که ماه

بسیار بتابد و نیابد ما را

 

******

تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد

چند از پی هر زشت و نکو خواهی شد

گر چشمه زمزمی و گر آب حیات

آخر به دل خاک فرو خواهی شد

 

******

 

گر می نخوری طعنه مزن مستانرا

بنیاد مکن تو حیله و دستانرا

تو غره بدان مشو که می مینخوری

صد لقمه خوری که می غلام‌ست آنرا

 

گلچینی از اشعار دلتنگی اشعار خیام

 

گلچینی از اشعار دلتنگی اشعار خیام

 

ای آن‌که نتیجه چهار و هفتی وز هفت و چهار دایم اندر تَفْتی

می خور که هزار باره بیشت گفتم باز آمدنت نیست، چو رفتی رفتی

 

******

یارانِ موافق همه از دست شدند در پای اجل یکان‌یکان پَست شدند

بودیم به یک شراب در مجلسِ عمر یک دَوْر ز ما پیشترک مست شدند!

 

******

گرچه غم و رنج من درازی دارد

عیش و طرب تو سرفرازی دارد

بر هر دو مکن تکیه که دوران فلک

در پرده هزار گونه بازی دارد

 

******

افسوس که نامه جوانی طی شد

و آن تازه بهار زندگانی دی شد

آن مرغ طرب که نام او بود شباب

افسوس ندانم که کی آمد کی شد

 

گلچینی از اشعار عاشقانه اشعار خیام

 

گلچینی از اشعار عاشقانه اشعار خیام

 

آن قصر که جمشید در او جام گرفت

آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت

بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر

دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

 

******

 

ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست

بی باده گلرنگ نمی‌باید زیست

این سبزه که امروز تماشاگه ماست

تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست

 

******

 

چون چرخ بکام یک خردمند نگشت

خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت

چون باید مرد و آرزوها همه هشت

چه مور خورد بگور و چه گرگ بدشت

 

******

 

خیام اگر ز باده مستی خوش باش

با ماه رخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است

انگار که نیستی چو هستی خوش باش

 

گلچینی از اشعار احساسی اشعار خیام

 

گلچینی از اشعار احساسی اشعار خیام

 

ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست

بی باده ارغوان نمیباید زیست

این سبزه که امروز تماشاگه ماست

تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست

 

******

ای دل همه اسباب دنیا خواسته گیر

باغ طربت به سبزه آراسته گیر

و آنگاه بر آن سبزه شبی چون شبنم

بنشسته و بامداد برخاسته گیر

 

******

 

این کوزه چو من عاشق زاری بوده است

در بند سر زلف نگاری بوده‌ست

این دسته که بر گردن او می‌بینی

دستی‌ست که برگردن یاری بوده‌ست

 

******

 

هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا

چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا

معلوم نشد که در طربخانه خاک

نقاش ازل بهر چه آراست مرا

 

گلچینی از اشعار شکست عشقی اشعار خیام

 

گلچینی از اشعار شکست عشقی اشعار خیام

 

ای دل تو به ادراکِ معمّا نرسی در نکته زیرکانِ دانا نرسی

اینجا ز می و جام بهشتی می‌ساز کانجا که بهشت است رسی یا نرسی

 

******

اکنون که ز خوشدلی به‌جز نام نمانْد یک همدم پخته جز میِ خام نماند

دستِ طَرَب از ساغرِ می بازمگیر امروز که در دست به‌جز جام نماند!

 

******

می نوش که عمر جاودانی اینست

خود حاصلت از دور جوانی اینست

هنگام گل و باده و یاران سرمست

خوش باش دمی که زندگانی اینست

 

******

 

یک روز ز بند عالم آزاد نیم

یک دمزدن از وجود خود شاد نیم

شاگردی روزگار کردم بسیار

در کار جهان هنوز استاد نیم

 

گلچینی از شعر شکست عشقی اشعار خیام

 

گلچینی از شعر شکست عشقی اشعار خیام

 

برخیز و بیا بتا برای دل ما

حل کن به جمال خویشتن مشکل ما

یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم

زان پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما

 

******

 

می نوش که عمر جاودانی اینست

خود حاصلت از دور جوانی اینست

هنگام گل و باده و یاران سرمست

خوش باش دمی که زندگانی اینست

 

******

 

ای صاحب فتوا ز تو پرکارتریم

با این همه مستی زتو هُشیار تریم

تو خون کسان خوری و ما خون رزان

انصاف بده کدام خونخوار تریم؟ خیام

 

******

چون روزی و عمر بيش و کم نتوان کرد

خود را به کم و بيش دژم نتوان کرد

کار من و تو چنان که رای من و توست

از موم بدست خويش هم نتوان کرد

 

گلچینی از شعر احساسی اشعار خیام

 

گلچینی از شعر احساسی اشعار خیام

 

برخیز و بیا بتا برای دل ما

حل کن به جمال خویشتن مشکل ما

یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم

زان پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما

 

******

امروز تو را دسترس فردا نیست

و اندیشه فردات به جز سودا نیست

ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست

کاین باقی عمر را بها پیدا نیست

 

******

 

ای چرخ فلک خرابی از کینه تست

بیدادگری شیوه دیرینه تست

ای خاک اگر سینه تو بشکافند

بس گوهر قیمتی که در سینه تست

 

******

 

آن قصر که جمشید در او جام گرفت

آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت

بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر

دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

 


مطالب مشابه: رباعیات زیبای حکیم عمر خیام نیشابوری


 

در پایان

عمر خیام نیشابوری با نام کامل غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خَیّام نیشابوری کی از شاعران بزرگ ایرانی است که شعرهایش را در قالب رباعی سروده است. خیام علاوه بر سرودن شعر ریاضی دان، ستاره شناش و فیلسوف نیز بوده است و به همین دلیل با نام حکیم عمر خیام شناخته می شود.

جدیدترین مطالب سایت