دکتر تاج بخش

زيگيل

آموزش های اخلاقی

مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی
گالری عکس

لاغري و کاهش وزن

داستان از مثنوی معنوی «استر و اشتر»

مجموعه : داستان جالب
داستان از مثنوی معنوی «استر و اشتر»

داستان «استر و اشتر»

 

استری و شتری با هم دوست بودند، روزی استر به شتر گفت: اي رفیق! من در هر فراز و نشیبی و یا در راه هموار و در راه خشک یا تر همۀ وقت به زمین می‌افتم ولی تو به راحتی می روی و به زمین نمی خوري. علت این امر چیست؟ بگو چه باید کرد. درست راه رفتن را به من هم یاد بده.

 

شتر گفت: دو علت در اینکار هست: اول این که چشم من از چشم تو دوربین‌تر هست و دوم این که من قدّم بلندتر هست و از بلندی نگاه میکنم، وقتی بر سر کوه بلند می‌عرف از بلندی همۀ راه‌ها و گردنه‌ها را با هوشمندی می‌نگرم. من ازسر بینش گام بر می‌دارم و به همین علت نمی‌افتم و براحتی راه را طی می کنم. تو فقط تا دو سه قدم پیش پای خود را میبینی و در راه دوربین و دور اندیش نیستی.

 


داستان جالب

بیشتر بخوانید
داستان جالب سه پاکت نامه داستان جالب سه پاکت نامه   آقای اسمیت به تازگی مدیر عامل یک شرکت بزرگ شده بود. مدیر عامل قبلی یک جلسه خصوصی با او ترتیب داد و در آن جلسه سه ...

تفریحی و سرگرمی

جدیدترین مطالب سایت

چه بخوريم تا لاغر شويم؟
چه بخوريم تا لاغر شويم؟
مشاهده بیشتر