لاغری و کاهش وزن

زیگیل

آموزش های اخلاقی

مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی
گالری عکس

دکتر تاج بخش

داستان خنده دار پیر زن باهوش در آخرای عمرش

مجموعه : داستان جالب
داستان خنده دار پیر زن باهوش در آخرای عمرش

داستان خنده دار پیر زن باهوش در آخرای عمرش

پیرزن جالبی در هنگام مرگش اتفاق جالبی برایش می افتد در ادامه مطلب داستان خنده دار پیر زن باهوش در آخرای عمرش با ما همراه باشید.

 

بنا بر گزارش تالاب این مطلب طنز از یک خانوم میانسال است. خانم میانسالی سکته قلبی کرد و سریعاً به بیمارستان منتقل شد.

 

وقتی زیر تیغ جراح بود عملاً مرگ را تجربه کرد. زمانیکه بی هوش بود فرشته ای را دید. از فرشته پرسید: آیا زمان مردنم فرا رسیده است؟ فرشته پاسخ داد: نه، تو ۴۳ سال و ۲ ماه و ۸ روز دیگر فرصت خواهی شد.

 
 
بعد از به هوش آمدن برای بهبود کامل خانم تصمیم گرفت که در بیمارستان باقی بماند. چون به زندگی بیشتر امیدوار بود، چند عمل زیبایی انجام داد. جراحی پلاستیک، لیپساکشن، جراحی بینی، جراحی ابرو و … او حتی رنگ موی خود را تغییر داد.
 
 
خلاصه از یک خانم میانسال به یک خانم جوان تبدیل شد! بعد از آخرین جراحی او از بیمارستان مرخص شد.
 
 
وقتی برای عریمت به خانه داشت از خیابان عبور می کرد، با یک آمبولانس تصادف کرد و مرد!!!
 
 
وقتی با فرشته مرگ روبرو شد بهش گفت: من فکر کردم که گفتی ۴۰ سال و اندی بعد مرگ من فرا می رسه؟ چرا من رو از جلوی آمبولانس نکشیدی کنار؟ چرا من مردم؟




 

فرشته پاسخ داد؛ ببخشید، وقتی داشتی از خیابون رد می شدی نشناختمت

برچسب‌ها:

داستان جالب

بیشتر بخوانید
داستان زیبای چشمه داستان زیبا و خواندنی چشمه   در باغی چشمه‌ای‌بود و دیوارهای بلند گرداگرد آن باغ، تشنه‌ای دردمند بالای دیوار با حسرت به آب نگاه می‌کرد. ناگهان خشتی از دیوار کند و در ...
دانستنی هایی جالب از ناوهای هواپیمابر
دانستنی هایی جالب از ناوهای هواپیمابر
مشاهده بیشتر