دکتر تاج بخش

زيگيل

آموزش های اخلاقی

مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی
گالری عکس

لاغري و کاهش وزن

داستان دزد باشرف

مجموعه : داستان جالب
داستان دزد باشرف

داستان کوتاه دزد باشرف

 
گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود.
 
 

آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند. او را گفتند :

 
 
چرا این همه مال را از دست دادی؟ گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا ،مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم ، نه دزد دین. اگر آن را پس
نمی دادم و عقیده صاحب آن مال ، خللی می یافت ، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.
 
 

داستان جالب

بیشتر بخوانید
3 داستان خواندنی مثنوی و معنوی 3 داستان خواندنی مثنوی و معنوی   شير بي‌سر و دم در شهر قزوين مردم عادت داشتند كه با سوزن بر پُشت و بازو و دست خود نقش‌هايي را رسم كنند, يا نامي ...

تفریحی و سرگرمی

جدیدترین مطالب سایت

مصاحبه با قاتل بی‌رحم پسربچه 10 ساله تهرانی (+عکس)
مصاحبه با قاتل بی‌رحم پسربچه 10 ساله تهرانی (+عکس)
مشاهده بیشتر