لاغری و کاهش وزن

زیگیل

آموزش های اخلاقی

مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی
گالری عکس

دکتر تاج بخش

طنز جنیفر

طنز جنیفر
روزی، وقتی هیزم شكنی مشغول قطع كردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه.
 
وقتی در حال گریه كردن بود یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می كنی؟
 
هیزم شكن گفت كه تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت. ” آیا این تبر توست؟” هیزم شكن جواب داد: ” نه.
 
فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید كه آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شكن جواب داد: نه
 
فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید آیا این تبر توست؟
 
جواب داد: آره. فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هیزم شكن خوشحال روانه خونه شد.یه روز وقتی داشت با زنش كنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی آب.
 
هیزم شكن داشت گریه می كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسید كه چرا گریه می كنی؟
 
اوه فرشته، زنم افتاده توی آب
 
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید: زنت اینه؟
 
هیزم شكن فریاد زد” آره “
 
فرشته عصبانی شد. ” تو تقلب كردی، این نامردیه”
 
هیزم شكن جواب داد: اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. میدوونی، اگه به جنیفر لوپز ” نه” میگفتم تو میرفتی و با آنجلینا جولی می اومدی و باز هم اگه به آنجلینا جولی “نه” میگفتم تو میرفتی و با زن خودم می اومدی و من هم میگفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود كه این بار گفتم آره…!!!
 
 

مطالب طنز و خنده دار

بیشتر بخوانید
فانتزی من کجایی داداش؟ یکی از فانتزیای عیدم این بود که مراسم عید دیدنی مثه مراسم خواستگاری بشه وسط مراسم یکی بلند بگه : خب دیگه بریم سر اصل مطلب ؛ بعد همه عیدیاشون ...
ماجرای عجیب ولی واقعی زن جوان و جن ها
ماجرای عجیب ولی واقعی زن جوان و جن ها
مشاهده بیشتر