بروزرسانی : 2 آبان 1402

سوالاتی برای ارزیابی زندگی شما (12 سوال)

سوالاتی برای ارزیابی زندگی شما (12 سوال)

زمان آن است که بهترین زندگی خود را داشته باشید. ما در این قسمت از مجله تالاب برای شما همراهان عزیز لیستی از سوالاتی برای ارزیابی زندگی شما را منتشر کرده ایم.

چگونه زندگی خود را ارزیابی کنیم

امیدواریم پس از بررسی این سؤالات و در نظر گرفتن معنای آنها برای شما به عنوان یک فرد، دیدگاه بسیار بهتری در مورد وضعیت فعلی خود و همچنین دیدگاه روشنی در مورد جایی که می خواهید باشید داشته باشید.

8 سوال برای ارزیابی زندگی

1| چه چیزی در زندگی من کار نمی کند؟ من با چه مبارزه می کنم؟

چه چیزی در زندگی من کار نمی کند؟ من با چه مبارزه می کنم؟

هر زمان که در تلاش برای حل مشکل یا بهبود وضعیت هستید، اولین چیزی که باید مشخص کنید خود مشکل است. شما سعی نمی کنید بدون اینکه ابتدا بین یک مشکل مکانیکی یا الکتریکی تمایز قائل شوید، تعمیر خودرو را انجام دهید. اگر پزشک بدون اینکه در مورد علائم شما بپرسد برای شما دارویی تجویز کند چقدر مفید خواهد بود؟ ارزیابی زندگی شما تفاوتی ندارد.

اغلب اوقات، به‌ویژه زمانی که زندگی سخت می‌شود، ما این احساس را داریم که همه چیز بد پیش می‌رود و لیست مشکلات ما به معنای واقعی کلمه بی‌پایان است. از آنجایی که احساس می‌کنیم خیلی غرق شده‌ایم، با این فرض که همه چیز مشکل است و از آنجایی که آشکارا نمی‌توانیم تک تک جنبه‌های زندگی را اصلاح کنیم، تمایل داریم دست به کار شویم.

این یک مورد کلاسیک است که نمی توانید جنگل را به دلیل درختان ببینید. با این حال، می توانید مطمئن باشید که مهم نیست که وضعیت فعلی زندگی شما چقدر پیچیده شده است، مشکلات شما آنقدر که تصور می کنید زیاد نیستند.

به همین ترتیب، وضعیت کلی شما نیز ناامیدکننده نیست.

حتی با این وجود، باید از تلقی کردن مشکلات زندگی خود به عنوان یک توده منفی بی شکل دست بردارید و برای مرتب کردن هر متغیر به صورت جداگانه وقت بگذارید.

برای شروع، می تواند مفید باشد که ابتدا دسته بندی های اصلی زندگی خود را جدا کنید. این می تواند شامل مواردی مانند شغل، زندگی خانوادگی، روابط اجتماعی، سلامتی، امور مالی و غیره باشد. هنگامی که آنها را متمایز کردید، قبلاً فضای کاری بسیار واضح تری برای خود فراهم کرده اید تا چیزهایی را در زندگی خود که برای شما مشکل ایجاد می کنند جدا کنید.

مدتی را صرف ارزیابی هر یک از این دسته بندی کنید. در هر کدام چه اشکالی دارد؟ مهمتر از آن، چه اقداماتی می توانید در حال حاضر انجام دهید تا حداقل توپ را در جهت درست شروع به چرخاندن کند؟ متوجه باشید که احتمالاً با یک اقدام نمی‌توانید یک مشکل مزمن را به طور کامل حل کنید، فقط اینطور نیست. با این حال، هیچ اقدامی مطمئناً کار را انجام نمی دهد.

یکی از مواردی که ممکن است هنگام تقسیم کردن مسائل به بخش‌هایی از زندگی‌تان آشکار شود این است که بسیاری از مشکلات شما به چیزی بیشتر از دسته‌بندی شما منتقل می‌شوند. اجازه ندهید که این احساس طاقت فرسا غرق شود، این طبیعی است.

به خودتان اجازه دهید تا کمی عمیق‌تر در خود موضوع کاوش کنید و تقریباً همیشه می‌توانید آن را به منبع واقعی ردیابی کنید، که آن را به یکی از دسته‌هایی که قبلاً متمایز کرده‌اید کاهش می‌دهد. اگر بتوانید این مرحله را انجام دهید، در حال حاضر یکی از حیاتی‌ترین گام‌ها برای بهبود زندگی خود را بدون پرداختن به مشکلات به شکلی ملموس حذف کرده‌اید. احتمالاً با اصطلاح «تفرقه بینداز و غلبه کن» آشنا هستید.

هر گونه خودارزیابی مؤثر زندگی باید شامل پاک کردن دودی باشد که فهرستی از مشکلات را در هم می آمیزد و آنها را در محفظه های کوچک مرتبی که می توان با اقدامات بیشتر از بین برد، مرتب کرد.


مطالب مشابه: 22 نکته مهم که مشاوران ازدواج باید بدانند


2| رضایت از زندگی و رضایت

رضایت از زندگی و رضایت

وقتی سعی می کنید زندگی خود را به گونه ای ارزیابی کنید که شما را به مسیر خوشبختی هدایت کند، یک سوال بسیار مهم وجود دارد که باید از خود بپرسید. این سوال در ارزش اسمی آنقدر واضح به نظر می رسد که اغلب در این فرآیند نادیده گرفته می شود.

سوال این است: شادی و رضایت از نظر شما چه شکلی است؟

این‌ها کلمات زمزمه‌ای کوچکی هستند که به قدری پرت می‌شوند که شروع به از دست دادن معنای ملموس می‌کنند. مطمئناً، همه ما می‌خواهیم زندگی پرباری داشته باشیم و می‌خواهیم شاد باشیم. با این حال، هیچ یک از این کلمات تعریفی ندارند که کاملاً متناسب با هر فرد منحصر به فرد باشد.

شاد بودن می تواند از فردی به فرد دیگر بسیار متفاوت به نظر برسد. برای برخی، دستیابی به موفقیت مالی و داشتن بزرگترین خانه در بلوک، هنگام فکر کردن به موفقیت به ذهن می رسد. برای دیگران، داشتن یک زندگی متواضعانه در محاصره کسانی که دوستشان دارند، تصویر کاملی از رضایت است.

اگر تلاش کنید تا واقعاً بهترین زندگی خود را شروع کنید زیرا می خواهید شاد باشید، عالی است. چیزی که خیلی عالی نیست شروع این روند بدون ایجاد تصویری واضح در ذهن شما از اینکه خوشبختی برای شما چیست.

درست مانند هر هدف دیگری که برای خود تعیین می کنید، نداشتن تعریف مشخصی از اینکه رسیدن به یک هدف چگونه به نظر می رسد، شانس موفقیت شما را تا حد زیادی کاهش می دهد. اگر بخواهید با هدف ساده «سالم‌تر بودن» ورزش کردن را شروع کنید، فکر می‌کنید وقتی شرایط سخت‌تر می‌شود چقدر فداکار خواهید بود؟

با این حال، اگر همان فرآیند را با اهداف مشخص و قابل اندازه‌گیری مانند دستیابی به وزن مشخصی از بدن یا توانایی انجام تعداد معینی از حرکات فشاری شروع کرده‌اید، یک چوب اندازه‌گیری وجود دارد که شما را مسئول می‌کند.

مشابه گام اولی که در فرآیند خودارزیابی مورد بحث قرار دادیم، که شامل تقسیم زندگی شما به دسته‌های کلی و سازماندهی منظم مشکلاتتان در آنها بود، ایجاد ساختار مشابهی که نسخه رضایت شما را مشخص می‌کند کاری است که باید انجام دهید.

شما یک انسان عمومی نیستید که فاقد ویژگی ها و دیدگاه های منحصر به فرد باشد. بنابراین، زندگی ایده آل شما را نباید اینگونه توصیف کرد. در حالی که نقل قول، “اگر نمی دانید به کجا می روید، هر مسیری شما را به آنجا می رساند”، کمی بیش از حد در زمینه نامربوط استفاده می شود، مطمئناً در این مورد صدق می کند.

3| ملاحظاتی برای مراقبت از خودم: ذهن، بدن و روح

ملاحظاتی برای مراقبت از خودم: ذهن، بدن و روح

یکی از مفیدترین دیدگاه‌هایی که باید در هنگام تلاش برای بهبود زندگی و بهینه‌سازی رضایت خود در نظر بگیرید، این است که بدانید شما پایه، منبع کل فرآیند هستید. به هر حال، هر کاری که انجام می دهید، می گویید یا انتخاب می کنید، با شما شروع می شود. اگر ابتدا به وضعیت اول بودن درونی خود توجه نکرده باشید، دنبال دستاوردها و موفقیت های بیرونی چه فایده ای دارد؟ در آن شرایط، تمام موفقیت‌ها و تمجیدهایی که جهان ارائه می‌کند، معنایی ندارند.

درک اینکه شما پایه و اساس هر تجربه ای هستید که در زندگی دارید بسیار ارزشمند است. با این حال، هنوز چندین جنبه از شما وجود دارد که باید در نظر گرفته شود. یک راه ساده برای اندیشیدن به این موضوع این است که وجود خود را به سه جزء، بدن، ذهن و روح خود تقسیم کنید.

این سه جنبه تا حدی شاعرانه هستند، زیرا کاملاً با یکدیگر متفاوت هستند، اما به اوج خود می رسند که یک چیز، شما را تشکیل می دهند. همانطور که گفته شد، بی توجهی به مراقبت از هر یک از این سه متغیر به کل واحد آسیب می رساند.

با بازگشت به این ایده که شما پایه و اساس هستید، اگر یک قسمت از پایه کافی نباشد، نمی توانید یک سازه پایدار بسازید. در حال حاضر، امیدواریم این ایده را دریافت کنید که تمرکز روی خود ضروری است و “خودتان” چندین متغیر دارد. نکته بعدی که باید در نظر بگیرید این است که چگونه می توانید اطمینان حاصل کنید که بر ایجاد یک پایه قوی تمرکز می کنید؟

بدن تو

بدن تو

برای شروع، ما با بحث در مورد ایده مراقبت از بدن خود شروع می کنیم. این احتمالاً ساده ترین جنبه معادلات است، همه ما بایدها و نبایدهای کلی سلامت فیزیکی را می دانیم.

با این حال، دانستن کار درست و انجام واقعی آن چیزهای بسیار متفاوتی هستند. به جای فهرست کردن مجموعه‌ای از جملات واضح که توضیح می‌دهند چگونه سلامت جسمانی خود را بهبود ببخشید، بیان مجدد این جملات به صورت سوالات مستقیم برای پرسیدن از خود، آنها را بسیار شخصی‌تر می‌کند.

برای اینکه به طور عینی ارزیابی کنید که چقدر به سلامت جسمانی خود توجه می کنید، این نوع سوالات را از خود بپرسید.

1. چند وقت یکبار برای ورزش وقت می گذارید؟

به این سوال با عبارات مبهم پاسخ ندهید؛ شما در مقابل شخص دیگری از خود دفاع نمی کنید.

2. در یک روز متوسط، آیا رژیم غذایی شما شامل غذاهایی است که می‌دانید سالم هستند یا بیشتر غذایتان را از غذاهای فرآوری‌شده و از پیش بسته‌بندی شده که در کیسه‌های درایو یا ظروف مقوایی عرضه می‌شوند، دریافت می‌کنید؟

3. هر روز چقدر آب می نوشید؟

4. با در نظر گرفتن هفته گذشته، میانگین ساعات خواب شما در هر شب چقدر است؟

یک بار دیگر، همه این ملاحظات به اطلاعات بی مزه ای کاهش می یابد که شما بارها و بارها هنگام ارائه به عنوان اظهارات کلی شنیده اید. با این حال، وقتی به سوالاتی تبدیل می‌شوند که در سطح شخصی از خود می‌پرسید، وزن بسیار بیشتری دارند.

ذهنت

ذهنت

در حالی که اهمیت مراقبت از سلامت جسمانی خود را نمی توان نادیده گرفت، اطمینان از اینکه ذهن خود را پرورش می دهید به همان اندازه مهم است. اگر بخواهید شادی و سطح رضایت خود را به حداکثر برسانید، محیط داخلی که با آن زندگی می کنید، نمی تواند به خود آسیب رسان و سمی باشد.

ارزیابی سلامت روان می تواند کمی پیچیده تر از بدن فیزیکی باشد، اما چند سوال کلیدی وجود دارد که باید در نظر گرفته شود. ما با گفتگوی داخلی شما، روشی که در آن با خودتان ارتباط برقرار می کنید، شروع می کنیم. چه بخواهیم اعتراف کنیم یا نه، مکالمات غیرکلامی تقریباً دائمی در ذهن خود داریم. راستش را بخواهید، احتمالاً شما بیشتر از هر شخص دیگری در زندگی خود با خودتان گفتگو می کنید.

با این اوصاف، اطمینان حاصل کنید که نحوه صحبت با خودتان تأثیر زیادی بر وضعیت ذهنی شما دارد. با توجه به فراوانی تعامل درونی با خودتان، مطمئن شوید که این مکالمات حمایت کننده و نشاط آور هستند. بسیار منطقی است که انتقاد مداوم و تحقیر خود برای سلامت روان شما مضر باشد.

جنبه های دیگری از پرورش ذهن شما وجود دارد که باید به طور منظم به آنها پرداخته شود. یکی از موارد مهمی که باید در نظر بگیرید رژیم غذایی ذهنی شماست. در حالی که همه ما می دانیم که رژیم غذایی که بیشتر از غذاهای ناسالم و شیرینی ها تشکیل شده است تأثیرات منفی بر بدن فیزیکی دارد، ذهن نیز به روشی مشابه عمل می کند.

تغذیه ذهن خود با اطلاعات منفی، شک و تردید به خود و برنامه های تلویزیونی بی حس کننده باعث ایجاد وضعیت روانی سالم نمی شود. به زندگی روزمره خود فکر کنید. آیا از نظر ذهنی بیش از حد مواد غذایی ناخواسته روانی مصرف می کنید؟

درست مانند ورزش منظم برای مراقبت از بدن شما، نیاز مشابهی برای تحریک ذهن شما برای تیز نگه داشتن آن وجود دارد. همیشه سعی کنید یک یادگیرنده مادام العمر باشید. چند وقت یکبار برای خواندن یک فصل از یک کتاب جالب وقت می گذارید؟

آیا در آخرین تحقیقات و اطلاعات مربوط به علایق خود به روز می مانید؟ آخرین باری که چیزی جدید را امتحان کردید کی است؟ همه این عادات رشد ذهنی را تحریک می کنند و اطمینان می دهند که ذهن شما در حالت رشد باقی می ماند.

روح شما

روح شما

سومین و آخرین جنبه ای که باید در نظر بگیرید روحیه شماست. در حالی که تمایز بین ذهن و روح شما می تواند تا حدودی یک منطقه خاکستری باشد، تفاوت هایی وجود دارد که باید به آنها توجه کنید. اگرچه هیچ تعریف روشنی وجود ندارد که این دو را از هم جدا کند، اما می تواند کمک کند که روح خود را چیزی بزرگتر از خود و دنیای فیزیکی بدانید.

خواه پیرو دین خاصی باشید یا نباشید، مطمئناً در مورد جایگاه خود در طرح کلان چیزها فکر کرده اید. این شامل افکاری در مورد هدف شما در اینجا به عنوان یک انسان، آنچه پس از این اتفاق می افتد، چگونه اعمال شما در زندگی پس از مرگ و رفتن شما طنین انداز می شود.

دیدگاه شما هر چه باشد، هر کسی به هدف بزرگتری نیاز دارد تا چرا صبح از خواب بیدار می شود و برای رسیدن به اهداف بزرگ زندگی خود تلاش می کند. مطمئناً، پول درآوردن و دستیابی به موفقیت یک عامل است، اما این آرزوها معمولاً فاقد الهامات عمیق ریشه‌دار نیازهای معنوی هستند.

توجه به اینکه سلامت معنوی برای شما چگونه به نظر می رسد نیاز به تفکر عمیق زیادی در مورد تأمل درونی دارد. این افکار می توانند ترسناک باشند و انرژی ذهنی زیادی را مصرف کنند، اما باید در مورد آنها تأمل کرد. شما باید «چرا» کلی خود را در پشت کارهایی که انجام می دهید پیدا کنید.

4| چه عاداتی به حمایت از خودم کمک می کند؟

چه عاداتی به حمایت از خودم کمک می کند؟

هنگامی که به عواملی فکر می کنید که بیشترین تأثیر را بر چگونگی زندگی شما دارند، این اقدامات کوچک هستند که بیشترین اهمیت را دارند. البته، تصمیمات بزرگی وجود دارد که در نقاط خاصی می‌گیرید که وزن زیادی دارند، اما این تصمیم‌ها بسیار اندک هستند. عادت هایی که در هنگام تلاش برای داشتن بهترین زندگی شما را می سازد یا از بین می برد، چیزهای کوچکی هستند.

با این اوصاف، آیا عادات روزانه شما شما را از تصویر ایده آل زندگی که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم، نزدیک می کند یا دورتر می کند؟ در حالی که ما قبلاً در مورد مراقبت از خود به عنوان یک کل صحبت کرده ایم و سؤالات مهمی را باید در نظر بگیرید، آیا روال کاری دارید که هر روز کمی شما را به جایی که می خواهید باشید نزدیک تر کند؟

تعداد بی شماری از تصمیمات کوچک وجود دارد که شما هر روز می گیرید، معمولاً بدون اینکه حتی به این فکر کنید که چگونه بر سفر کلی شما تأثیر می گذارد. من شما را تشویق می کنم که این تصمیمات را بیشتر مورد توجه قرار دهید. از زمانی که هر روز از خواب بیدار می شوید تا زمانی که دوباره به رختخواب خزیده اید، در هر کاری که انجام می دهید آگاه باشید.

این بدان معنا نیست که شما باید هر ثانیه از زندگی خود را بیش از حد تجزیه و تحلیل کنید و به یک ربات برنامه ریزی شده تبدیل شوید که فقط به دنبال موفقیت باشد، کل این چیزهای انسانی اینگونه نیست.

در عوض، به خودتان اجازه دهید کارهایی را که ممکن است انجام می‌دهید که مانع از رسیدن به زندگی مورد نظرتان می‌شوند شناسایی کنید و از انجام این کارها دست بردارید. به طور مشابه، در مورد زمینه هایی که به طور مداوم در حال ساختن خود هستید فکر کنید و به تأثیرات مثبتی که این عادت ها بر زندگی شما می گذارند توجه کنید.

5| آیا می دانم واقعا چه می خواهم؟ ابزارهای خودیابی

آیا می دانم واقعا چه می خواهم؟ ابزارهای خودیابی

این بخش از بحث ما تا حدودی تکرار اهمیت این است که واقعاً بهترین زندگی شما برای شما چگونه به نظر می رسد. با توجه به اینکه برای ترسیم این زندگی وقت گذاشته اید، ممکن است هنوز مطمئن نباشید که ایده شما از یک زندگی عالی واقعا ارزش تلاش برای آن را دارد یا خیر.

ممکن است هنوز مقداری شک و ترس به خود وجود داشته باشد که حتی اگر به این نسخه از زندگی دست یابید، باز هم ممکن است رضایت نداشته باشید. اینها نگرانی های عادی هستند که اغلب می توان با طرز تفکر صحیح آن ها را کاهش داد.

بنابراین، چگونه متوجه خواهید شد که آیا زندگی ای که برای آن تلاش می کنید برای شما مناسب است؟ چگونه می توانید مطمئن باشید که تمام کار سخت و سرمایه گذاری زمانی مورد نیاز برای رسیدن به این زندگی در دراز مدت ارزش آن را دارد؟

پاسخ به این سوالات سیاه و سفید نیست، بلکه فرآیندی مبتنی بر احساس است. اگرچه احساسات و عواطف ما ممکن است در مواقعی ما را به دردسر بیاندازند، اما جنبه زیبایی از انسانیت هستند و مطمئناً در خدمت هدف خود هستند. این امر مخصوصاً زمانی صادق است که سعی می کنیم خودمان و زندگی ای را که رویای آن را داریم کشف کنیم.

همانطور که گفته شد، اقدامات روزانه و گام های شما در جهت اهدافتان چه احساسی در شما ایجاد می کند؟

می بینید که احساس شادی و رضایت را نباید فقط به نتیجه نهایی یک هدف یا دستاورد اختصاص داد. خود این فرآیند باید طوری باشد که شما را شاد کند. مهم نیست که فکر می کنید بعد از رسیدن به یک هدف بزرگ زندگی چقدر خوشحال یا راضی خواهید بود اگر در تمام مراحل رسیدن به آن بدبخت باشید.

البته، هنگام تلاش برای دستیابی به هر چیزی مهم، همیشه سطحی از ناراحتی و خستگی وجود دارد، اما این روند کلی نمی تواند باشد. این نه تنها به احتمال زیاد منجر به تسلیم شدن شما قبل از خط پایان می شود، بلکه باعث کاهش رضایت شما در هنگام رسیدن به آنجا می شود.

ابزار دیگری که می تواند در کشف خود و قرار دادن شما در مسیر تحقق واقعی بسیار مفید باشد، به استعدادها و استعدادهای طبیعی شما مربوط می شود. چه خود را فردی با استعداد و چه به طور وحشتناکی متوسط بدانید، تقریباً مطمئناً چیزهایی وجود دارد که ذاتاً در آنها مهارت دارید.

اینها مهارت ها و استعدادهایی هستند که ممکن است افراد دیگر از شما تعریف کرده باشند، چیزهایی که به نظر می رسد برای شما آسان است و نیازی به تلاش اضافی زیادی از طرف شما نداشته است. یکی از بهترین راه ها برای کشف مسیر شخصی خود به سوی تحقق، گوش دادن به این چیزها است.

چه بخواهید آن را سرنوشت یا هدف بنامید، زندگی گاهی اوقات شاخص های مفیدی را ارائه می دهد که نشان می دهد مسیر مورد نظر خود را دنبال می کنید. البته، به چالش کشیدن خودتان برای بهبود در چیزهایی که به طور طبیعی استعدادی در آنها ندارید نیز یک راه عالی برای رشد به عنوان یک فرد است، اما اکثر افرادی که اثر خود را در جهان به جا می گذارند، این کار را با استفاده از مواهب طبیعی خود انجام می دهند.


مطالب مشابه: 40 اشتباه ازدواج که افراد بالای 40 سال نباید مرتکب شوند


6| برای اینکه خودم را در اولویت زندگی ام قرار دهم چه کار می کنم؟

برای اینکه خودم را در اولویت زندگی ام قرار دهم چه کار می کنم؟

بسیاری از مردم هرگز به خود اجازه نمی دهند بهترین زندگی شخصی خود را بسازند زیرا در مهمترین بخش معادله یعنی خودشان سرمایه گذاری نمی کنند. این یک تعقیب خودخواهانه نیست که شامل قرار دادن نیازها و احساساتتان بر همه اطرافیانتان یا «برنده شدن به هر قیمتی» از نظر ذهنی باشد.

هیچ یک از ما نمی خواهیم خود محور یا مغرور در نظر گرفته شویم، به همین دلیل است که اولویت دادن به خود می تواند چالش برانگیز باشد. گاهی اوقات به خود اجازه دهید که رشد و پیشرفت خود را نسبت به سایر زمینه های زندگی در اولویت قرار دهید.

به جای اینکه این تصور را به عنوان یک عمل خودخواهانه در نظر بگیرید که توانایی شما را برای مراقبت و تأمین کسانی که به آنها اهمیت می دهید کاهش می دهد، باید بدانید که شما منبعی هستید که همه این چیزها از آن سرچشمه می گیرند.

شما نمی توانید چیزهایی را که ندارید بدهید. اگر ابتدا روی خود سرمایه گذاری نکنید، خواه در برخی مهارت ها یا توانایی ها، استراحت کافی یا هر نوع مراقبت از خود باشد، مقداری که می توانید به دیگران بدهید محدود می کنید.

با این دیدگاه، تقریباً به نظر می رسد که اولویت ندادن به خود یک اقدام خودخواهانه است، اینطور نیست؟ ما قبلاً در مورد اهمیت نگاه کردن به خود به عنوان پایه و اساس هر چیز دیگری که در زندگی شما اتفاق می افتد صحبت کرده ایم.

اگر به طور منظم برای اولویت بندی این پایه تلاش می کنید، همه چیز در نهایت در بالای آن فرو می ریزد. مراقبت از خود و زمان شخصی را به عنوان چیزی که باید از انجام دادن آن احساس گناه یا شرمندگی کنید ندانید.

7| آیا روابط من از بهترین زندگی من حمایت می کند؟

آیا روابط من از بهترین زندگی من حمایت می کند؟

در حالی که بسیاری از گفتگوهای ما تا کنون بر شما به عنوان یک فرد و اهمیت نگاه کردن به درون برای ارزیابی صادقانه خود متمرکز بوده است، این فرآیند شامل افراد دیگر نیز می شود. ما موجوداتی بسیار اجتماعی هستیم و چه بخواهیم چه نخواهیم به دیگران نیاز داریم تا بهترین کار را انجام دهند و احساس کنند.

وقتی نوبت به بهترین زندگی تان می رسد، افرادی که انتخاب می کنید این زندگی را با آنها زندگی کنید بسیار مهم هستند. شاید قبلاً این ضرب المثل را شنیده باشید که می گوید: “شما مجموع پنج نفری هستید که بیشتر وقت خود را با آنها می گذرانید.”

این گفته حقیقت زیادی دارد.

افراد اطراف ما حتی بیشتر از آن چیزی که گاهی اوقات تصور می کنیم بر ما تأثیر می گذارند. رفتارها، طرز تفکر، عادات و جنبه های مختلف وجود ما اغلب نتیجه مستقیم افرادی است که بیشتر با آنها تعامل داریم. به همین دلیل است که هنگام ساختن زندگی ای که برای خود می خواهید، نظارت بر روابط نزدیکتان ضروری است.

اگر افراد حلقه درونی شما هیچ یک از کارهایی را که شما می‌خواهید انجام دهید انجام نداده‌اند، ویژگی‌های شخصیتی و عادت‌هایی را که می‌دانید نباید انجام دهید، نشان دهید و دائماً نگرشی دارید که برای ساختن زندگی‌ای که می‌خواهید مناسب نیست، چرا در آیا فکر می کنید در حالی که تحت تأثیر این افراد هستید به اهداف خود خواهید رسید؟

اگر شما هم مانند بسیاری از افراد هستید، ممکن است این تصور را داشته باشید که قرار است این افراد را بلند کنید، پایین بیاورید و آنها را با خود به اوج ببرید. این طرز تفکر زیبایی است، اما همه چیز تقریباً هرگز به این شکل پیش نمی‌رود.

خیلی وقت‌ها، همان افرادی که دست یاری به آنها دراز می‌کنید، شما را پایین می‌کشند.

در حالی که ممکن است کنار آمدن با آن سخت باشد، گاهی اوقات باید اجازه دهید روابط ناسالم از بین برود تا به بهترین خود تبدیل شوید.

به سختی می توانید داستان یک فرد موفق را پیدا کنید که حلقه مثبتی از افراد در گوشه خود نداشت. سعی نکنید از قاعده مستثنی باشید؛ اجازه دادن به افرادی که می دانید برای شما خوب نیستند در زندگی شما باقی بمانند، تنها مسیر صعودی شما را تندتر می کند.

افراد همفکری را پیدا کنید که برای تبدیل شدن به بهترین نسخه از خود تلاش می کنند و حول آنها بسازید. انرژی و رشد در دسترس زمانی که وقت شما روی این نوع افراد سرمایه گذاری می شود، می تواند دارایی ارزشمندی باشد.

8| چه اهدافی برای خودم در نظر گرفته ام؟

چه اهدافی برای خودم در نظر گرفته ام؟

هنگام ارزیابی مقصد فعلی خود در زندگی در مقایسه با جایی که می خواهید بروید، بدیهی است که فرآیند و برنامه ای وجود دارد که اگر حتی می خواهید به آنجا برسید باید تدوین شود.

شما نمی توانید یک رانندگی ده ساعته به سمت ساحل را با رفتن به خیابان های تصادفی شروع کنید و انتظار داشته باشید که در کنار اقیانوس قرار بگیرید. به طور مشابه، اگر مراحل خاصی را برای نشانگر در مسیر زندگی دلخواه خود نداشته باشید، هرگز به آنجا نخواهید رسید.

به جای خروجی ها و ایستگاه های استراحتی که برای یک سفر جاده ای طولانی مفید هستند، تعیین اهداف کوچک که به آرامی به اهداف بزرگ شما اضافه می شوند، کلیدی است. با این حال، ویژگی این اهداف مهم است. می‌توانید اهداف و دستاوردهای بزرگ را نتیجه نهایی معادله طولانی‌تری بدانید، عددی که در سمت راست علامت مساوی قرار دارد.

همه چیز در سمت چپ، گل های کوچک تری هستند که به عدد سمت راست منتهی شدند. دقیقاً مانند یک معادله ریاضی، اهداف کوچکتر شما باید شما را به هدف خاص و بزرگتر نزدیکتر کند.

وقتی بهترین زندگی خود را برنامه ریزی می کنید، مطمئن شوید که پیشرفت شما می تواند در قالب اهداف کوچکتر اندازه گیری شود. علاوه بر این، مطمئن شوید که این اهداف کوچکتر واقعاً برای دستیابی به برنامه بلندمدت شما مفید هستند.

شما می توانید به تمام اهداف کوتاه مدت دنیا دست یابید، اما اگر آنها شما را به جایی که می خواهید در درازمدت می خواهید نزدیکتر نکنند، به هدفی که برای آن در نظر گرفته شده بودند عمل نمی کنند.

من برای پیشبرد این اهداف چه می کنم؟

من برای پیشبرد این اهداف چه می کنم؟

همانطور که توسعه اهداف کوتاه مدت شما را به برنامه های بلندمدت نزدیک می کند، گام های کوچکتری که برای رسیدن به این اهداف کوچکتر بردارید نیز مهم است. اگر می‌خواهید به اهداف کوتاه‌مدت در بازه‌های زمانی مثلاً دو هفته‌ای فکر کنید، این اقدامات کوچک‌تر همان کارهایی هستند که روزانه انجام می‌دهید.

بدیهی است که موفقیت بلندمدت شما بر این اساس است که چگونه به طور موثر اهداف کوتاه مدت خود را بر اساس یک مبنای ثابت فتح می کنید. با کمی نزدیک‌تر کردن، می‌توانید ببینید که چگونه ناتوانی در دستیابی به این اهداف کوچک‌تر برای دستیابی به دستاوردهای بزرگتر و مهم‌تر در این مسیر خوب نیست.

در هر روز، شما با هزاران تصمیم کوچک روبرو خواهید شد که در نگاه اول به نظر می رسد هیچ اهمیتی در موفقیت یا شکست شما در پنج سال آینده ندارند. با این حال، همه چیزهایی که سال‌ها بعد از آن انجام می‌دهید یا نمی‌خواهید انجام دهید، کاملاً بر اساس نتیجه خالص این تصمیم‌های کوچک است.

در مورد هر روز فردی به عنوان یک قدم کوچک و مهم در دستاوردها و زندگی که سال ها بعد در مورد آن آرزو دارید، فکر کنید. این نه تنها به شما این امکان را می دهد که از زیبایی و اهمیت هر روز بیشتر آگاه شوید، بلکه شما را در موقعیت بسیار بهتری برای رسیدن به زندگی مورد نظرتان قرار می دهد.

در نتیجه

در این مرحله، ما در مورد اهمیت خود ارزیابی و چگونگی ایجاد زندگی که واقعاً برای خود می‌خواهید شامل بازتاب عینی مسائل، محدودیت‌ها و زمینه‌های بهبود حال شما می‌شود، بحث کرده‌ایم. چندین نکته بحث بعدی به‌عنوان تکرار مختصری از سؤالات مهم مطرح شده تا کنون ارائه می‌شود.

این سؤالات باید بر اساس یک مبنای نسبتاً معمول ارزیابی شوند، زیرا حتی بهترین طرح تعیین شده نیز ممکن است به حاشیه برود، اگر نتوانید اینجا و آنجا بررسی کنید تا مطمئن شوید که هنوز در مسیر خود هستید.

4 ملاحظات برای ارزیابی زندگی شما

1| آیا من بهترین زندگی خود را دارم؟

آیا من بهترین زندگی خود را دارم؟

اگرچه بهترین زندگی شما معمولاً به عنوان یک مقصد نهایی تلقی می شود که باید پس از تلاش زیاد، تصمیمات عاقلانه و برنامه ریزی از آن لذت ببرید، اما مهم است که هر روز را با ذهنیتی که از قبل در آنجا هستید زندگی کنید. نحوه مشاهده موقعیت فعلی خود در زندگی، نگرش شما نسبت به موقعیت خود، تأثیر زیادی بر میزان رضایت شما دارد.

در راه رسیدن به دستاوردهای بزرگ و غلبه بر اهداف بلندمدت خود، لذت بردن از خود را در کوتاه مدت نیز فراموش نکنید. به یاد داشته باشید که از این فرآیند باید به اندازه نتیجه نهایی لذت برد. اینکه سالها خود را بدبخت کنید و بخش خوب را برای خط پایان ذخیره کنید، راهی برای بهترین زندگی شما نیست.

2| ارزیابی قبیله من

ارزیابی قبیله من

به یاد داشته باشید که در مورد افرادی که بخش زیادی از وقت خود را با آنها می گذرانید بسیار حساس باشید. مهم نیست که چقدر مقاومت می کنید یا چقدر فکر می کنید که ممکن است در برابر تأثیرات بیرونی نفوذناپذیر باشید، اطراف خود با افراد سمی در دراز مدت شما را مسموم می کند.

شما هیچ اجباری ندارید که به افرادی که مدام شما را پایین می آورند یا احساس کوچکی می کنند دست بدهید. هیچ بدهی به این نوع افراد ندارید که باید با وقت و انرژی بی قید و شرط شما بازپرداخت شود. آیا می خواهید به بهترین زندگی خود برسید و از تحقق بزرگترین رویاهای خود لذت ببرید؟ اطراف خود را با افرادی احاطه کنید که در همان جهت حرکت می کنند.

3| آیا من در زندگی فعال هستم؟

آیا من در زندگی فعال هستم؟

شما باید هر روز آگاهانه تلاش کنید تا به بهترین زندگی خود نزدیک شوید. این بدان معناست که اجازه ندهید امواج زندگی شما را در جهت های تصادفی پرتاب کنند و به بهترین ها امیدوار باشید. در تلاش های خود فعال باشید و هر کاری را با هدف انجام دهید. این یعنی حتی تصمیمات کوچک و روزانه شما.

هیچ اشتباهی نکن؛ زندگی راه خود را با شما خواهد داشت اگر اجازه دهید. اگر زندگی را با قصد و نیت زندگی نکنید، زندگی شما را سرپا نگه می‌دارد و به هر رویدادی که در چهره شما باشد واکنش نشان می‌دهد. این راهی نیست که به شما بگوییم پرخاشگر و بیش از حد قاطع باشید، بلکه بدانید که برای خودتان چه می‌خواهید، به کجا می‌خواهید بروید و به این افکار اجازه دهید انتخاب‌های شما را دیکته کنند.

کسی نباشید که زندگی را ترسو و ارتجاعی طی می کند. همیشه یک برنامه، مجموعه ای از مراحل، یک مسیر از پیش تعیین شده داشته باشید که از دور شدن از آن امتناع کنید. فعال ماندن تنها راهی است که می توانید کاپیتان زندگی خود باشید و در امواجی که در غیر این صورت شما را به یک سری مسیرهای تصادفی بی پایان هدایت می کند هدایت شوید.

4| چه چیزی از زندگی من کم است؟

چه چیزی از زندگی من کم است؟

یکی از بدترین درک هایی که ممکن است بعد از انجام به ظاهر درست همه چیز، منظم و ثابت قدم ماندن در برنامه بلندمدت خود داشته باشید، رسیدن به “بهترین زندگی” است و همچنان احساس می کنید چیزی از دست رفته است. این احساس در نگاه اول می تواند باعث شود که احساس کنید مقدار زیادی از زمان و انرژی را بیهوده تلف کرده اید.

این مورد نیست. یکی از خنده دارترین و دوست داشتنی ترین ویژگی های انسان این است که ما خطاپذیر هستیم. ما دائماً در حال اشتباه کردن هستیم و این اشتباهات یکی از بزرگترین عواملی است که منجر به بهبود نهایی ما می شود.

اگر در زندگی به جایی رسیدید که برای آن تلاش کردید و هنوز احساس می‌کنید چیزی کم است، هیچ اشکالی ندارد که کل فرآیند را از نو شروع کنید و از جایی که اکنون به آن رسیده‌اید، حتی بیشتر به سمت بالا بسازید. حتی اگر یک برنامه بلندمدت برای رسیدن به زندگی مورد نظر خود تنظیم می کنید، تصور نکنید که حتی پس از رسیدن به آن باید تلاش برای رشد و پیشرفت را متوقف کنید.


مطالب مشابه: 65 راه برای برای بهترین همسر شدن در 40 سالگی به بعد


در پایان

هرگز به خود اجازه ندهید که در جستجوی خودشناسی ساکن شوید. بهترین زندگی ای که می توانید دنبال کنید، زندگی ای است که در آن هر روز بهتر از زندگی قبلی باشید.

برچسب‌ها:
جستجو در تالاب
جدیدترین مطالب سایت