گلچینی از انشا درباره پایان زمستان برای تمام پایه ها

مجموعه : انشا زیبا
گلچینی از انشا درباره پایان زمستان برای تمام پایه ها

یکی از موضوعات جدید کـه معلمان برای نوشتن انشا بـه دانش آموزان می‌گویند بـه اتمام رسیدن فصل زمستان اسـت. ما برای شـما همراهان عزیز مقاله اي در مورد گلچینی از انشا درباره پایان زمستان را منتشر کرده ایم.

 

فصل زمستان موضوع انشا

فصل زمستان زیبایی هاي‌ زیادی را در خود جای داده اسـت ولی ما در روزهای پایانی فصل زمستان هستیم. ما با انتشار انشاهایی در مورد خداحافظی با فصل زمستان بـه نوشتن انشا بـه شـما دانش آموزان کمک کرده ایم کـه بـه بهترین شکل ایده پردازی کنید.

 

1. انشا در مورد خداحافظی با فصل زمستان

انشا در مورد خداحافظی با فصل زمستان

زمستان فصلی اسـت کـه در آن برف و باران زیاد می بارد و من این فصل را خیلی دوست دارم، وقتی برف می بارد با دوستانم برف بازی می‌کنیم، آدم برفی درست میکنیم و حسابی شاد هستیم. بعضی روز ها کـه از خواب بیدار میشوم و کوچه را پر از برف می‌بینم می فهمم کـه مدرسه تعطیل اسـت و می‌توانم حسابی در حیاط برف بازی کنم.

 

در فصل زمستان ما باید خانه هایمان رابا روشن کردن بخاری گرم کنیم و لباس ها و کفش مناسب بپوشیم تا سردمان نشود. دراین فصل بعضی وقت ها کوچه و خیابانها بـه خاطر سرمای زیاد یخ می‌زنند و ما وقتی راه می‌رویم باید مواظب باشیم تا لیز نخوریم و زمین نیفتیم و خدای نکرده آسیب نبینیم.

 

مادرم میگوید در فصل زمستان پرنده ها کم تر می‌توانند غذا پیدا کنند او هر سال یک ظرف کوچک آماده می کند ودر آن آب و دانه می ریزد و بـه من می‌دهد تا آن را در تراس خانه بگذارم پرنده ها گاهی می‌آیند و بـه آن نوک میزنند و گاهی هم دوستانشان را خبر میکنند و باهم برای خوردن دانه و آب می‌آیند و من از پشت پنجره ي اتاقم انها را نگاه میکنم.

 

من لباس هاي‌ زمستانیم را خیلی دوست دارم آنها مرا گرم نگه می دارند و باعث می‌شوند سرما نخورم و با خیال راحت برف بازی کنم ولی سال قبل یکبار سرما خوردم کـه وادار شدم پیش پزشک بروم و یک هفته استراحت کنم و دارو هاي‌ بد مزه و تلخ بخورم تا حالم خوب شود. از بین ماه هاي‌ زمستان من اسفند را خیلی دوست دارم چون دراین ماه برای عید آماده میشویم و پدر و مادرم برای سال نو برایم لباس و کفش می‌خرند.

 


مطالب مشابه: انشا با موضوع آغاز فصل زمستان برای دانش آموزان


 

2. انشا ادبی در مورد خداحافظی با فصل زمستان

انشا ادبی در مورد خداحافظی با فصل زمستان

دوباره میآید ؛ هر سال همین موقع میآید. هر سال کوله بارت پر از برف و سرمایش را برداشته و بـه سوی پاییز می‌آید پاییز هم با استقبال فراوان وی را با کاسه اي آب روانه میکند ولی برخلاف پاییز آنقدر قدمش‌ سرد اسـت کـه هنوز نیامده نوک قله ها پره برف‌ میشود

 

زمستان فرا رسید جنگل ها همانند اسکلت هاي‌ بلورین در جنگل ها نمایان هستند و قندیل هاي‌ نقره اي و زیبا بر کناره غار ها روشن کننده تاریکی سرمایند. زمستان زیباست اما متفاوت، بهار با عطر یاس و نرگس ،تابستان با میوه هاي‌ رنگارنگ ؛ پاییز هم با برگ هاي‌ رنگ شده شعله آتش و زمستان با سفیدی مطلق؛

 

زمستان زیباست اما همه ی آن را درک نمی‌کنند سفیدی برف می‌تواند زباله هاي‌ موجود در دشت و جنگل را بپوشاند. زمستان چنان سلطنتی برای خود ایجاد میکند کـه همه ی بـه آن سوی ترین فصل سال میگویند .قدرتی کـه درختان را میخاباند، آبها را منجمد میکند و پرندگان را فراری میدهد اما این سلطنت چنان طولانی نیست .درختان برمیخیزند آبها روانه میشوند و پرندگان سروده خان برمی گردند. آنگاه اسـت کـه میگویم خدانگهدار زمستان و سلام بهار.

 

3. انشا ادبی در مورد خداحافظی با فصل زمستان برای پایه دهم

انشا ادبی در مورد خداحافظی با فصل زمستان برای پایه دهم

زمستان کم کم دارد بار و بندیل اش را جمع می کند و برای رفتن آماده می شود؛ برف هاي‌ زیبایی کـه زمین را سفید پوش کرده بودند در حال آب شدن هستند و دیگر خورشید خانم گرمای بیشتری نثار زمین می کند. درختانی کـه بـه دلیل سرمای زمستان دیگر برگی روی آنها نمانده بود شاخه هایشان کم کم در حال جوانه زنی اسـت و این نشانه دهنده رفتن زمستان و آمدن بهار سرسبز اسـت.

 

رفتن زمستان با آمدن عید و بهار همراه اسـت و این خداحافظی با زمستان را برایمان راحت تر می کند؛ مردم همگی در حال جنب و جوش و تکاپو هستند و خودرا برای آمدن عید آماده می‌کنند؛ خیابانها از همیشه شلوغ تر اسـت و مردم با وجودی کـه هنوز هم بخاطر سرمای زمستان لباس گرم بـه تن دارند با خوشحالی مشغول خرید عید هستند؛ و عده اي هم مشغول خانه تکانی و کسی توجی بـه رفتن زمستان ندارد.

 

و زمستان چه غریبانه زمین را ترک می کند بدون این کـه کسی متوجه رفتن او شود؛ زمستانی کـه با باران رحمتش آلودگی هاي‌ زمین را پاک می کند زمستانی کـه با برف زیبایش همه ی جا را سفید پوش می کند و برای مدتی زمین رابا یک چهره متفاوت بـه ما نشان میدهد.

 

خیلی ها زمستان را دوست ندارد بخاطر سوز و سرمایش ولی همه ی فصل ها یک جور زیبا هستند و زمستان هم زیبایی خاص خودش را دارد؛ لذت برف بازی کردن در زمستان کـه من هر سال لحظه ها را می شمارم برای آمدن برف و برف بازی. لذت دیدن باران از پشت پنجره و خوردن چای داغ و دیدن جنب و جوش مردم در زیر باران را فقط در زمستان می‌توان شاهد آن بودو همه ی این لذت ها مرا دل تنگ می کند برای زمستان.

 

زمستان عزیزم مارا ببخشش کـه قدر حضور تو را نمی‌دانیم و برای آمدنت خوشحالی نمیکنیم و برای رفتنت هم کسی بـه بدرقه ات نمی‌آید؛ اما من منتظر آمدن دوباره ات می‌مانم. می‌دانم کـه سال دیگر هم بعد از برگ ریزان پاییز خواهی آمد و با خود رحمت و برکت خداوند را برایمان هدیه می آوری؛ ما بخاطر وجود تو اسـت کـه لذت پوشیدن لباس هاي‌ گرم را تجربه میکنیم.

 

بخاطر وجود تو اسـت کـه لذت خوابیدن زیر کرسی در خانه مادر بزرگ را تجربه میکنیم؛ و من بخاطر همه ی این‌ها از تو سپاسگذارم و از تو خداحافظی می‌کنم. خدانگهدار زمستان زیبا از تو ممنونم برای همه ی حس هاي‌ خوبی کـه دراین سه ماه سال تقدیم ما می کني؛ پروردگارا از تو سپاس گذارم برای این فصل هاي‌ زیبایت کـه هر کدام با آمدن خود برکت بـه زمین می آورند و هر کدام زیبایی مخصوص خودرا دارند.

 

4. انشا در مورد پایان فصل زمستان برای پایه دهم

انشا در مورد پایان فصل زمستان برای پایه دهم

دریک روز زیبای زمستانی بـه یکی از روستاهای اطراف شهرمان رفتیم تا مناظر بی نظیر زمستانی روستا را از نزدیک ببینیم. از میان جاده هاي‌ کوهستانی گذشتیم در حالی کـه باران ریزی شروع بـه باریدن کرده بود.

 

از میان کوه ها و درختانی کـه دیگر برگی روی شاخه هایشان نمانده بود عبور کردیم و تقریباً بـه بالای کوه رسیدیم. هر چه بالاتر می رفتیم باران تبدیل بـه برف می شد و هوا سردتر، مه همه ی جا را فرا گرفته بودو برفی کـه دیشب باریده بود زمین را سفید پوش کرده بود. از جاده می شد خانه هاي‌ روستایی را دید کـه از دودکش پشت بام ها دود بخاری هایشان بـه آسمان می رفت.

 

برخی از اهالی، دور خانه هاي‌ خود حصاری چوبی و برخی دیگر فنس کشیده بودند تا محدوده ي زمین ها مشخص باشد. یک جا توقف کردیم از ماشین پیاده شدم بـه طرف جایی کـه پوشیده از برف بود رفتم و کمی برف برداشتم و آنقدر منتظر ماندم تا برف در دستانم آب شد. سرد بود، اما لذت بخش.

 

بـه اطراف نگاه کردم، مردی از یکی از خانه ها بیرون آمد و علوفه اي کـه در دستش بود را بـه طرف دیگر خانه کـه احتمالا جای دام هایش بود برد. مردمان روستا در بهار و تابستان باید علوفه را ذخیره کنند تا گله هایشان در زمستان گرسنه نمانند.

 

مادرم میگفت برخی مواقع کـه برف سنگینی دراین منطقه می بارد جاده ي کوهستانی کـه ما ازآن آمدیم با برف پوشیده می شود و حتی ممکن اسـت منجر بـه بهمن نیز شود. مردم روستا دراین مدت نمیتوانند از روستا خارج شوند پس باید قبل از زمستان وسایل ضروری خودرا تامین کنند.

 

دوباره سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم از یک جا بـه بعد دیگر بـه سختی می شد اطراف را دید، چون مه غلیظ تر می شد. دور زدیم و دوباره از روستا گذشتیم و بـه طرف شهر حرکت کردیم.

 

5. انشا در مورد پایان فصل زمستان برای پایه پنجم

انشا در مورد پایان فصل زمستان برای پایه پنجم

مقدمه :

بـه نام آفرینده فصل ها انشا خودرا آغاز میکنم .

 

متن انشا :

من فصل زمستان را دوست دارم .

همه ی فصل ها زیبا هستند ؛ هر کدام یک جور قشنگی دارند .

بهار پر از گل هاي‌ زیباست ؛ تابستان گرم و پر نور اسـت ؛ پاییز همه ی درخت ها رنگارنگ میشوند ولی زمستان هم زیباست.

من فصل زمستان را بـه خاطر روز هاي‌ برفی خیلی دوست دارم .

وقتی برف می‌آید میتوانیم آدم برفی درست کنیم و با دوست هاي‌ خود برف بازی کنیم کـه خیلی کیف میدهد.

وقتی زمستان میشود در خیابانها لبو و باقالی داغ میفروشند کـه سرما خیلی میچسبد .

البته گاهی آدم در فصل زمستان مریض میشود و باید بـه پزشک برود و داروی بخورد ولی من بازهم فصل زمستان را دوست دارم .

فقط بدی زمستان این اسـت کـه ممکن اسـت کسی در زمستان لباس گرم یا بخاری نداشته باشد .

من در زمستان همیشه می‌ترسم اگر کسی بخاری نداشته باشد مریض بشود .

دوست دارم وقتی بزرگ شدم بـه کسانی کـه پول ندارند کمک کنم کـه بخاری و کاپشن و لبو برای بچه هایشان بخرند.

این بود انشای من .

 

نتیجه گیری :

هر فصلی برای خودش قشنگ اسـت و ما باید همیشه بـه فکر هم دیگر باشیم و بـه هم کمک کنیم .

 

6. انشا کودکانه در مورد پایان فصل زمستان 

انشا کودکانه در مورد پایان فصل زمستان

مقدمه:

فصل زمستان یکی از چهار فصل زیبای خداست. هوای سرد و دل چسب آن همراه با بلورهای درخشان برفش، خاطره انگیزترین صحنه ها را می سازد. درست کردن آدم برفی با دماغ هویجی و شال گردن بافتنی زیبایش، لذت بخش ترین تفریحات زمستان اسـت.

 

زمستان، روزهایش کوتاه و شب هایش بلند اسـت؛ آنقدر بلند کـه درخت ها و گل ها و سبزه ها، با لالایی اش بـه خواب میروند. گاه گاهی شاخه هاي‌ بـه خواب رفته شان کلاهی سفید از برف بر سر میکنند و زمین با لباس سفید و زیبایش، گلوله هاي‌ تازه از سفر رسیده ي برف را در آغوش می گیرد.

 

قدرتی کـه درختان را می خواباند آب ها را منجمد می کند پرندگان را فراری میدهد بـه گرمای طاقت فرسای زمین غلبه می کند بر روی آسمان ابری می‌کشد و برف و باران می بارد و موزیک رعد و برق و طوفان از سر می‌دهد و آدم برفی هاي‌ کوچک و بزرگ را سربازان قصر خود قرار میدهد قصری از جنس برف.

 

اما سلطنت آن زیاد طول نمیکشد بـه طوری کـه درختان از خواب زمستانی بیدار می‌شوند، پرندگان باز می‌گردند خورشید دوباره گرم و درخشان می شود و آسمان دوباره آبی رنگ می شود. آن موقع اسـت کـه شیشه ي پر از برف اتاق من تمیز می شود و آنگاه اسـت کـه می‌گویم بدرود بر زمستان و درود بر بهاران. دراین فصل عقل ها حیران می شود از زیبایی هاي‌ طبیعت، حرف هاي‌ ناگفته اي دراین فصل در ژرفای جانمان باقی می‌ماند.

 

هم چنان کـه دراین فصل برف و باران می بارد قصه اي کـه نامش زندگی اسـت هم چنان جریان دارد. امیدوارم کـه دراین فصل دل ها هم چون این فصل سرد و بارانی نشود !

 

نتیجه گیری:

باید از زیبایی هاي‌ زمستان، این فصل سرد و برفی نهایت لذت را ببریم و از لحظه لحظه ي آن خاطرات شیرین در ذهن مان ثبت کنیم و شکر گذار تمام نعمت هاي‌ این فصل زیبا خداوند باشیم.

 

7. انشا در مورد پایان فصل زمستان برای دانش آموزان

انشا در مورد پایان فصل زمستان برای دانش آموزان

مقدمه :

بـه دل نا گفته صدها حرف دارم
میان سینه زخمی ژرف دارم
بـه روی پوستین سالخوردم
زمستان در زمستان برف دارم

 

انشا:

زمستان با کوله باری از سرما فرا می رسد و سردی این فصل نو،باهمه ي خوبی ها وبدی هایش،آغازمی شود.

زمستان فصل سردی و برف هاي‌ سپیدی اسـت کـه،روی پشت بام خانه ها،بیش از پیش خودنمایی می کند.

در فصل زمستان،رودخانه ها یخ می بندند،

درختان بـه خواب می‌روند و طبیعت پس از سه فصل کوشش،استراحت خودرا آغاز می کند.

دراین فصل،درختان برهنه میشوند تا برای فصل بعدی لباس نو برای خود،مهیاکنند.

زمستان با تمام سردی و بی رنگی اش،مهربان اسـت.

درزمستان میوه هایي بـه بارمی نشینند کـه سردی این فصل را،برای همگان شیرین می سازد.

آمدن این فصل سرد با خود موهبت هاي‌ فراوانی بـه همراه دارد.

برف بازی هاي‌ کودکانه و قهقهه هاي‌ نشاط آور موهبتی اسـت کـه یادآور جریان داشتن زندگی می باشد.

یلدا،بلندترین شب سال،درآغازفصل زمستان اسـت.

دور هم جمع شدن خانواده ها و گرفتن فال حافظ و خوردن دانه هاي‌ سرخ انار کـه بی شباهت بـه یاقوت هاي‌ گران بها نیستند،

شیرینی این فصل را دوچندان مي نماید.

زمستان هرچند سرد،فصل گرمی قلب هاي‌ خانواده هایي اسـت کـه،درکنارکرسی بـه شاهنامه خوانی میپردازند.

دراین فصل زمین،لباسی کـه مانند لباس عروس اسـت می‌پوشد و منتظر اسـت تا داماد خود با سرسبزی اش وی را سفید بخت کند!

دریغ کـه سردی و سرسبزی بـه هم نمیرسند.

 

8. انشا در مورد فصل زمستانی برای پایه چهارم

انشا در مورد فصل زمستانی برای پایه چهارم

 

زمستان یک فصلی کـه بعد از فصل پاییز اسـت. در زمستان روی درختها برف می ریزد. وقتی کـه برف باریدن تمام می شود ما می‌توانیم در زیر درخت برویم و آن را تکان تکان بدهیم تا دوباره برف ببارد. من اینکار را دوست می دارم. مادر من اینکار را دوست نمی دارد. چون هر وقت من اینکار را میکنم مادرم من را کتک می‌زند و میگوید این کارو نکن.

 

سرما میخوری ولی من اینکار را می‌کنم. مادرم برای این کـه من درختها را تکان تکان می‌دهم من را کتک میزند. مادر من زن مهربانی اسـت. من وی را دوست می دارم. او برای درختها کـه تکان تکان میدهم دلش می سوزد و من را کتک میزند. خانم معلم ما زن چاقی اسـت . او میگوید درختها در فصل زمستان خوابیده اند و دوباره در فصل بهار بیدار شدند. زمستان یک فصلی هست کـه در آن هوا سرد بوده اسـت.

 

ما در خانه بخاری داریم. ما باید در آن نفت بریزیم . یک شب کـه خیلی در آن سردم بود از رختخوابم بلند شدم و بـه نزد پدرم رفتم و وی را با سرعت تکان تکان دادم تا بیدارش کنم و بـه او بگویم کـه سردم بوده اسـت. وقتی وی را بیدار کردم او من را در آغوش گرفت و من را در زیر پتوی خودم گذاشت. در زمستان باران هم می بارد و روی زمین جمع می شود. همیشه پاهای من در زمستان یخ زده بوده اسـت. در زمستان ممکن اسـت مردم بمیرند.

 

در پارسال یکی از همسایه هاي‌ ما از سرما مرد. آنها بخاری نداشته اند. ما بخاری داریم . بخاری خیلی چیز خوبی اسـت ودر زمستان ما خیلی لازم داریم. در زمستان پرنده هاي‌ قشنگ بـه مسافرت میروند و کلاغ می‌آید. کلاغ قارقار می کند. آنها برای درختها لالایی می‌گویند وگرنه درختها خوابشان نمی‌توانند ببرد. وقتی درختها در خواب هستند پدرم شاخه هاي‌ آنها را می برد.

 

او میگوید آنها در خواب هستند و دردشان نمیشود. من در زمستان آدم برفی درست کرده ام. مــن در حیات آدم برفی درست کرده ام. آدم برفی من هیچ وقت دماق ندارد. آدم برفی من نمیتواند نفس بکشد و زود می میرد. من در کارتن دیده ام کـه دماق آدم برفی از هویج اسـت. مادرم بـه من هویج داده اسـت.

 

ولی یک‌بار من در آشپزخانه رفتم و یک دانه هویج کـه داشتیم دزدیدم و آن را دماق آدم برفی کردم و او توانست کـه نفس بکشد و خیلی خوشحال شد. وقتی مادرم فهمید خیلی خندید. من در فصل زمستان خیلی بیشتر کتک میخورم و نمیدانم چرا اینجوری اسـت. من فصل زمستان را دوست می دارم. این بود انشای من.

 


مطالب مشابه: 15 انشا با موضوع زمستان در روستا برای دانش آموزان


 

9. انشا در مورد سرمای فصل زمستان

انشا در مورد سرمای فصل زمستان

جوانه ها در زیر خاک در تکاپوی بیرون آمدن هستند تا هر چه زودتر دل نمناک خاک را بشکافند و روی تابان خورشید را ببینند و حریری از رنگ سبز بر زمین گسترانده و بساط بهار را در تن یخ زده ي زمین پهن کنند. خورشید آنقدر عاشق زمین شده کـه دلش نمی‌آید زود آسمان را ترک کند پس بیش تر در آسمان می‌ماند و دل یخ زده ي برف ها رابا پرتو هاي‌ طلایی رنگش آب می کند.

 

کم کم آب حیات در همه ی جای زمین روان می شود، رود ها خروشان و چشمه ها جوشان می‌شوند و تن تشنه ي گیاهان را سیراب میکنند، برف هاي‌ نشسته بر قله ي کوه هم چاره اي جز سر سپردن بـه تیغ تیز آفتاب ندارند. حالا خورشید کارش را کرده و از فراز کوه با لبخند رویش زمین و سر برآوردن جوانه هاي‌ نو از دل خاک را بـه تماشا مینشیند.

 

رود ها در مسیر عبورشان صدای زندگی در گوش خواب رفته ي زمین میخوانند و نوای بیداری و زنده شدن سر می‌دهند، برف ها با رود هم مسیر می‌شوند و رود پیراهن دنباله دار سبزش را در گوشه و کنار زمین باز کرده و نوید آمدن بهار و شکفتن و نو شدن را می‌دهد.

 

اکنون دیگر آخرین روز هاي‌ اقامت زمستان در زمین اسـت، نسیم زمزمه هاي‌ بهار را بـه گوش درختان رسانده و جریان حیات در رگ بـه ظاهر مرده شان دمیده و تک تک آنها را بـه جشن شکوفه باران رنگ ها دعوت کرده اسـت.

 

باغ ها می‌خواهند برف از شاخه هاي‌ خشکیده ي درختان بتکانند و لباس سفیدشان را بـه زمستان بدهند تا در چمدانش گذاشته و با خود ببرد زیرا کـه بهار لباسی سبز با گل هاي‌ صورتی و سفید برای قامت لخت درختان دوخته و هدیه آورده اسـت.

 

زمانی کـه درختان لباس سبز و شکوفه بارانشان را بر تن کنند بهشت بـه زمین می‌آید و دیگر از سوز و سرمای زمستان خبری نخواهد بود، فقط نسیم روح بخش بهاری اسـت کـه دست نوازش بر روی زمین میکشد و معجزه ي بهار در راه اسـت تا دست نوازشگرش را بـه روی هستی کشیده و حس زندگی بـه هر انچه کـه در زمستان خفته بود ببخشد و همه ی جای زمین را پر از نغمه خوانی پرندگان کند.

 

گل ها هم کم کم خودشان را برای در آغوش کشیدن شاپرک هاي‌ هزار رنگ آماده می‌کنند و از شوق دیدار دوباره ي شاپرک ها گونه هایشان سرخ سرخ می شود. بهار می‌آید اما او هم هر چه دارد از سفیدی برف و دل گرفته ي آسمان دارد و زمستان سخاوتمند در آخرین روز هاي‌ حضورش دانه هاي‌ مروارید برف را برای سبز شدن و روییدن بـه بهار پیشکش می کند و می‌رود.

 

10. انشا کودکانه در مورد سرمای فصل زمستان

انشا کودکانه در مورد سرمای فصل زمستان

 

با من دراین انشا همراه باشید تا با شـما از سلطنت کوتاه زمستان و زیبایی هاي‌ آن بگویم .زمستان فصل سوز و سرما اسـت

فصلی اسـت کـه روی درختان شکوفه هاي‌ برفی می گذارند.

بر روی خاک گل هاي‌ یخی می کارد و روی پنجره ي اتاق من جامه اي سفید می اندازد

زمستان سپیدی قبل از سبزی اسـت

زمستان برای خود هرساله سلطنتی کوتاه ولی باشکوه درست می کند چنان سلطنتی می سازد کـه بـه او قوی‌ترین فصل سال می‌گویند.

قدرتی کـه درختان را می خواباند آب ها را منجمد می کند

پرندگان را فراری میدهد بـه گرمای طاقت فرسای زمین غلبه می کند

بر روی آسمان توری ابری می‌کشد وبرف و باران می بارد و موزیک رعدو برق و طوفان از سر میدهد

و آدم برفی هاي‌ کوچک و بزرگ را سربازان قصر خود قرار میدهد قصری از جنس برف .

اما سلطنت آن زیاد طول نمیکشد بـه طوری کـه درختان از خواب زمستانی بیدار می‌شوند

پرندگان باز می‌گردند خورشید دوباره گرم و درخشان می شود و آسمان دوباره آبی رنگ می شود

آن موقع اسـت کـه شیشه ي پر از برف اتاق من تمیز می شود و آنگاه اسـت کـه می‌گویم بدرود بر زمستان و درود بر بهاران.

 

نتیجه گیری :

همان طور کـه سلطنت با شکوه زمستان زیباست ولی همیشه گی نیست ؛ زیبایی هاي‌ زندگی نیز گرچه گاهی زیبا و گاهی سخت اسـت ولی همیشه گی نیست و دیر یا زود تمام میشود و ما میمانیم و بهار زندگی و انچه قبل از زمستان زندگی با اعمال خود کاشته و برای خود بـه جا گذاشته ایم .

 

11. انشا در مورد زیبایی های فصل زمستان

انشا در مورد زیبایی های فصل زمستان

 

زمستان فصل بسیار خوب و دوست داشتنی اي اسـت اما درروستای ما زمستان بـه سختی می گذرد، چون هم هوا خیلی سرد می شود و هم رفت و آمد بـه شهر سخت تر از قبل می شود.

 

درروستای ما هنوز برخی از اهالی، خانه هاي‌ کاهگلی دارند و یا محل نگه‌داری دام هایشان هنوز کاهگلی اسـت و زمانی کـه برف می بارد باید همگی بـه پشت بام ها بروند و برف ها را پارو کنند، اگر انها اینکار را انجام ندهند برف ها کم کم آب میشوند و از سقف بـه درون خانه و طویله ها چکه می‌کنند.

 

یکی از سرگرمی هاي‌ ما در زمستان و روزهایی کـه برف روی زمین نشسته اسـت، سرسره بازی اسـت. هر کدام از ما بچه ها یک پلاستیک بر می داریم و بالای تپه هایي کـه شیب زیاد و خطرناکی ندارند می‌رویم و سرسره بازی می‌کنیم، بعضی وقت ها بزرگ‌تر هم با ما می‌آیند و سرسره بازی میکنند.

 

زمستان فصلی اسـت کـه اکثر ما با چکمه هاي‌ پلاستیکی بـه مدرسه میرویم چون بیش تر وقت ها برف زیادی می بارد و ما باید کفشی بپوشیم کـه مناسب این هوای برفی باشد. همچنین دراین فصل همه ی باید بیش تر مراقب باشیم تا حیوانات وحشی اي کـه بـه دلیل گرسنگی بـه روستا نزدیک شده اند باعث بروز حادثه اي نشوند یا بـه مرغ و خروس ها حمله نکنند.

 

خدا را شکر میکنم کـه چند سالی اسـت روستا دارای آب لوله کشی شده اسـت، چون قبل از این برای خانواده ها بسیار سخت بود کـه در سرمای زمستان بـه چشمه ها بروند و ظرف و لباس بشویند یا برای مصارف آشامیدنی و بهداشتی آب بـه خانه بیاورند.

 

12. انشا کودکانه در مورد خداحافظی فصل زمستان

انشا کودکانه در مورد خداحافظی فصل زمستان

 

مقدمه :

خداوند زیباست و آفرینده زیبایی ها …

زیبایی کـه مدام در هرروز در هر فصل در برابر چشمام ما قرار میدهد ؛

زیبا مثل دانه هاي‌ معصوم برف

 

متن انشا :

آن گاه کـه دانه هاي‌ ظریف برف رقصان بر زمین می‌نشینند.

در آن هنگام کـه برگ درختان دانه دانه بر زمین می افتند و زمین را فرش می‌کنند.

آن هنگام کـه ناله ي پرندگان گرسنه در برف مانده در بیابان بـه آسمان می رسد.

در آن هنگام اسـت کـه زمستان با قدم هاي‌ سرد و آرام بـه سرزمین ما می رسد.

در سوز سرما آتش درون بخاری ها هم چون دل من و تو گرم اسـت.

سپاهیان ابر هاي‌ سیاه در بلندای آسمان بـه جنگ هم میروند وصدای شمشیر هاي‌ انها چون رعد سینه ي آسمان را میشکافد

در آخر اشک سپاهیان شکست خورده بر آن گندم زار می چکد اشکی کـه برای ما رحمت اسـت.

توپ خورشید در زیر لحاف ابر ها گمشده بوران می‌آید و برف ها پر میکشند

درختان لخت شده در پاییز لباس سپید بـه تن می‌کنند.

و این‌ها تنها گوشه اي از زیبایی زمستان اسـت . زمستان زیباست

 

نتیجه گیری :

انشای کوتاه خودرا با این دعای زیبا در قالب شعر بـه اتمام میبرم :

دعا میکنم غرق باران شوی

چو بوی خوش یاس و ریحان شوی

دعا میکنم در زمستان عشق

بهاری ترین فصل ایمان شوی

 

13. انشا احساسی در مورد خداحافظی فصل زمستان

انشا احساسی در مورد خداحافظی فصل زمستان

 

شب هایي کـه ستارگان برفراز آسمان خودنمایی میکنند،

از هر مؤقع دیگر خواستنی تر میشوند ومن کودکی را دیدم کـه میخواست با نردبام خانه اش آسمان را در نوردد

و ستاره ها را درآغوش بگیرد تامبادا،انها سردشان شود!

خوابیدن در فصل زمستان حالی دیگر دارد.

درست نمیدانم انا شاید این درخت هاي‌ برهنه هم احساس مرا دارند.

کسی چه می‌داند،شاید این فصل سپیدی از فصل سرسبزی کـه همه ی آن را بـه رخ زمستان میکشند،مهربان تر باشد.

زندگی در حرکت اسـت با تمام خوشی ها،ناخوشی ها،سردی ها وسبزی ها.

درنظرمن عاشقانه ترین فصل،فصل زمستان اسـت.

برف هاي‌ نشسته روی نیمکت هاي‌ پارک جلوه ي این فصل پرازعشق رانمایان می کند

و کسی کـه باتمام این زیبایی ها،فصل زمستان رادوست ندارد قلبش تماشایی اسـت.

زمستان می‌رود وبهارمی رسد.ننه سرما رخت هاي‌ خودراجمع می کند

وجایش را به عمو نوروز قرض می‌دهد.

 

نتیجه گیری:

زندگی همین لحظه هاي‌ خوشی اسـت کـه این فصل ها را رقم می‌زند.

وقتی کودکی پا بـه دنیا میگذارد،درگوشش نغمه ي خوش اذان راز مزمه می‌کنند و وقتی کسی روی در نقاب خاک کشید،

نمازی بی اذان برایش می‌خوانند.گویی مدت زندگی بـه اندازه ي فاصله ي بین اذان تا نماز اسـت و افسوس چه فاصله کوتاهی!

 

14. انشا ادبی در مورد خداحافظی فصل زمستان برای پایه ششم

انشا ادبی در مورد خداحافظی فصل زمستان برای پایه ششم

 

انشای خودرا آغاز میکنم با نام خداوند مهربانی کـه آفرید فصل زیبا زمستان را. فصل زمستان با پایان فصل پاییز شروع می شود، دراین فصل وقتی کـه از خواب بیدار می‌شوم هنوز همه ی جا تاریک اسـت، در زمستان زمانی کـه ابر ها نیستند، موقع تاریکی شب ستاره ها چشمک میزنند و بهترین زمان برای دیدن سیاره ها و ستارگان اسـت.

 

در زمستان زمین پیراهن سفید خودرا بر تن کرده و بـه استقبال این فصل میرود، درختان بـه خواب زمستانی میروند، من شروع و پایان زمستان را دوست دارم، چون شروع فصل زمستان با شب یلدا همراه اسـت و پابان آن با عید نوروز.

 

هر فصل نشانه اي از شاهکار طبیعت اسـت کـه بر گرفته از قدرت خداوند اسـت، چه بسا فصل زمستان یکی از این فصل هاست کـه با سرما، برف و لباس هاي‌ گرم و رنگارنگ خاطرهای خوش و زیبایی را برای من می سازد. پس دراین فصل زیبا خاطرات خوبی بسازیم و ازآن لذت ببریم.

 

15. انشا فصل زیبای زمستان

انشا فصل زیبای زمستان

 

هر سال چهار فصل دارد. هرکدام از این فصل‌ها خصوصیات خاص خودرا دارند. بهار، تابستان، پاییز و زمستان اسامی فصل‌هاي‌ سال هستند و زمستان یکی از فصل‌هاي‌ زیبای سال اسـت.

 

زمستان چهارمین و آخرین فصل سال اسـت و سه ماه دی، بهمن و اسفند دارد. زمستان با نخستین روز دی‌ماه کـه کوتاه‌ترین روز سال اسـت، آغاز میشود. شب قبل ازآن شب یلدا طولانی‌ترین شب سال اسـت. در انتها نیز پس از آخرین روز اسفند اعتدال بهاری شروع شده و فصل زمستان پایان می‌پذیرد.

 

زمستان رابا سرمای هوا می‌شناسند. دما در فصل زمستان افت پیدا می کند و تا منفی بیست درجه در کوهستان‌ها عادی اسـت حتی در برخی نقاط روسیه دما تا منفی پنجاه درجه هم کم می شود. البته برعکس تصور بعضی‌ها دلیل سرمای هوا در زمستان دور شدن زمین از خورشید نیست. دلیل سرمای هوا در زمستان بـه دلیل زاویه چرخش زمین اسـت، طوری کـه اشعه هاي‌ خورشید بـه صورت مایل بـه زمین می‌تابند و نور و گرمای کمتری بـه زمین می رسد.

 

برف یکیدیگر از شاخصه‌هاي‌ زمستان اسـت. اکثر مردم انتظار دارند کـه در فصل زمستان برف بیاید. برف بارش بخار آب اسـت کـه در شرایط خاص و با سرد شدن هوا در لایه‌هاي‌ بالایی جو صورت می گیرد. برخی وقایع از جمله خشکسالی و آلودگی هوا از بارش برف کاسته‌اند.

 

یکیدیگر از خصوصیات زمستان کوتاه بودن روزها و طولانی بودن شب‌ها اسـت. این هم بـه علت زاویه‌اي اسـت کـه مدار زمین با خورشید پیدا میکند. بلند بودن شب‌ها طوری اسـت کـه بیشتر دانش‌آموزان باید قبل از طلوع خورشید از خواب برخیزند و برای رفتن بـه مدرسه حاضر شوند.

 

درسال‌هاي‌ اخیر پدیده وارونگی دمایی و شدت گرفتن آلودگی هوا در صبح‌هاي‌ روزهای سرد کـه باعث تعطیلی مدرسه‌ها در شهر های بزرگ می شود، از خصوصیات روزهای زمستان شده اسـت. در اینروزها بیرون آمدن از خانه و قرار گرفتن در آلودگی‌ها برای سلامتی ضرر دارد. زمستان با همه ی ویژگی‌هاي‌ متنوعی کـه دارد، فصلی اسـت کـه حضورش در چرخه زندگی طبیعت ضروری اسـت.

 


مطالب مشابه: انشا در مورد برف و روزهای برفی برای دانش آموزان


 

در پایان

امیدواریم از این مطلب از مجله تالاب کـه در مورد گلچینی از انشاهایی از پایان زمستان بود لذت برده باشید و با دوستانتان بـه اشتراک بگذارید.

جدیدترین مطالب سایت