15 انشا کوتاه و بلند درباره رودخانه برای دانش آموزان

مجموعه : انشا زیبا
15 انشا کوتاه و بلند درباره رودخانه برای دانش آموزان

گوش دادن و یا نوشتن انشایی با موضوع گذر رودخانه از زبان خودش ؛ حتماً باید جذاب و قابل توجه باشد ؛ این انشا باید همراه با مقدمه ؛ بدنه و نتیجه گیری باشد کـه بتوان بدرستی بـه ان فکر کرد. ما دراین قسمت از مجله تالاب برای شـما همراهان عزیز گلچینی از انشاهایی در مورد گذر رودخانه را منتشر کرده ایم.

 

گلچینی از انشا با موضوع گذر رودخانه

این نوشته از مجله تالاب را بـه انشا رودخانه و موضوعات مشابه ان مثل انشا در مورد گذر رودخانه ؛ انشا از زبان رودخانه و غیره اختصاص داده ایم ؛ این موضوعات انشا و نقاشی و تکالیف مدرسه کـه کودکان را بیش از پیش متوجه جهان پیرامون بخصوص منظر و شگفتی هاي‌ طبیعی میکند بـه آن ها کمک میکند طبیعت زیبای اطراف خودرا بیشتر بشناسند

 

و بیشتر دوست بدارند ؛ بـه ان بیشتر احترام بگذارند و بیش از پیش در حفظ و نگه‌داری ان بکوشند ؛ یکی از این زیبایی هاي‌ طبیعی رود ها هستند کـه زیبای و زلالی شگفت انگیزشان روح انسان را تازه میکند و انسان را نسبت بـه خالق این زیبایی ها بـه خضوع و خشوع وامیدارد.

 

1. انشا در مورد گذر رودخانه

انشا در مورد گذر رودخانه

میتوان در تفکرات خودمان و یا در خیال پرواز خودمان بـه این موضوع بیندیشیم کـه اگر رودخانه و یا گذر رودخانه قرار بود صحبت کند و مانند انسانها قدرت تکلم داشت ؛ چه صحبت هایي برای گفتن داشت ؛ بی شک رودخانه و هر انچه کـه خداوند مهربان آفریده اسـت ؛ زبان مخصوص بـه خودشان را برای شکر و عبادت دارند اما انسانها متوجه ان نیستند.

 

بـه نظر من گذر رودخانه قادر خواهد بود تا بـه آدمی تلنگرهای مختلفی بزن و با ان ها درباره ي گذشت سریع عمر صحبت کند ؛ یک رودخانه ممکن اسـت ماه ها و یا حتی سال‌ها جاری باشد و این عمر انسان اسـت کـه در حال سپری شدن می باشد.  عمدتا تمام رودخانه ها در فصل بهار جان میگیرند و دوباره پر آز آب هاي‌ زلال و جاری میشوند ؛ تماشا کردن بـه رودخانه و دیدن اینهمه زیبایی و خصوصا نگاه کردن بـه موجودات ریزی کـه در درون آب در حال زندگی هستند لذت بخش هست.

 

این مسئله بسیار قابل تامل اسـت کـه تمامی رودخانه ها چه بزرگ و چه کوچک از طرف خداوند مامور هستند تا بـه محیط پیرامون خود بـه طور مثال انسانها ؛ سبزه ها ؛ گیاهان و یا حیوانات نعمت زندگی را هدیه کند ؛ این آب زلال بوی زندگی و بوی امید و حال و هوای خوب می دهد ؛ برای همین هست کـه خانواده هاي‌ زیادی بری رفتن بـه گردش و یا تفریح سعی میکنند کـه بـه کنار یک رودخانه بروند.

 

این‌که چگونه و بـه چه شکل رودخانه ها پدید می آیند یک پروسه ي پیچیده و بعد از طی کردن مراحل مختلفی می باشد ؛ و باید بدانیم کـه آبی کـه در رودخانه موجود اسـت حال جمع شدن و دست بـه دست هم دادن میلیون‌ها قطرات باران می باشد کـه از کوه ها و از مسیرهای سنگی و یا کوه ها و دشت ها دریک مسیر مشخص بـه رودخانه میریزند و این نعمت بسیار زیبا را خلق میکنند. 

 

بی شک تمامی انسانها باید در حفظ و حراست رودخانه ها کوشا باشند ؛ خیلی دیده شده اسـت کـه در حق رودخانه ها کم کاری میکنند و با ریختن زباله در ان صحنه اي غمگین را پدید می آورند. امیدوارم کـه همه ی ي ما قدردان رودخانه باشیم و از ان بدرستی استفاده کنیم.

 

استفاده هاي‌ بسیار متعددی از آب رودخانه می شود ؛ خیلی ها از بـه عنوان آب آشامیدنی از ان استفاده می‌کنند ؛ عده اي برای آبیاری کردن مزرع هاي‌ خود و یا درختان و گیاهان از ان استفاده میکنند ؛ مخصوصا در روستاهای مختلف بسیار دیده شده اسـت کـه چگونه مردم از محل رودخانه بهره میبرند.

 

بر اساس قدرت و حکمت خداوندی آب رودخانه ها بسیار شفاف و زلال می‌باشد ؛ شـما اگر یک مرداب را تصور کنید خواهید دید کـه بعد از مدتی کوتاه آب ان میگندد و دیگر غیر قابل استفاده اسـت ؛ اما برای این‌که مردم و حیوانات و درختان و گیاهان و خیلی دیگر از موجودات بتوانند از رودخانه بهره ببرند اینگونه اسـت کـه آب ان هر چقدر جاری می شود بیشتر زلال تر می شود  ؛ این امور شاید کوچک بسیاری از حرف ها را درون خود گنجانده اند کـه یکی از مهم ترین ان ها انعکاسی از قدرت خداوندی می‌باشد.

 


مطالب مشابه: بهترین موضوعات برای نوشتن انشا + موضوع انشا برای دبستان


 

2. موضوع انشا : انشا از زبان یک رودخانه – من یک رودخانه هستم 

موضوع انشا : انشا از زبان یک رودخانه – من یک رودخانه هستم 

مقدمه : قلم را در دست می‌گیرم از زبان یک رودخانه انشا می‌نویسم ؛ من یک رودخانه هستم … من یک رودخانه هستم می خواهید در مورد من بدانید ؟ من برای شـما از خودم سخن خواهم گفت تا با من بیشتر آشنا شوید

 

من زلالم چرا کـه همه ی وجودم از قطرات آبی تشکیل شده کـه بـه زلال بودن شهرت دارد . انقدر زلال کـه در روزهایی کـه آرام هستم می توانید عکس خودرا در آینه آب زلال من ببینید . سخت کوشم و هرگز وقتی سنگ ها و درختان و موانع در سر راهم قرار میگیرند دست از تلاش و پیش روی برنمیدارم و بـه مسیرم ادامه می‌دهم . من بخشنده ام چرا کـه در مسیرم همه ی چیز را سیراب میکنم درختان گل ها گیاهان حیوانات انسانها و همه ی موجودات زنده از کنار من تشنه نمی‌روند و سیراب میشوند.

 

من عاشق کار و حرکت هستم چرا کـه می دانم اگر یک جا بمانم و دست از رفتن بردارم بـه یک مرداب تبدیل خواهم شد. من عاشق سفرم ؛ سفرم را از ابرها آغاز میکنم روی زمین جریان میابم از شهر ها و روستا ها عبور میکنم ؛ کوه ها و دشت ها را پشت سر می‌گذارم تا بـه دریا برسم ودر آنجا آرام بگیرم .

 

من مهربانم و چون مادری مهربان انواع ماهی ها و جلبک ها و خزه ها را در درون خودم پرورش می دهم و از آن ها نگه‌داری میکنم.
من قوی و خروشانم و هرگز از تخته سنگی کـه در مقابل حرکت و سفر من بایستد نمی ترسم و ان را کنار میزنم یا از روی ان عبور میکنم و بـه سفرم ادامه می دهم.

 

من پر برکت و پر روزی هستم ؛ باغ ها و مزارع را آباد میکنم مردم و حیوانات و دام را سیراب می نمایم بـه همین خاطر اسـت کـه بیشتر شهر ها و روستا ها درکنار جایی کـه من عبور میکنم تشکیل میشوند. من پاکم و هر آلودگی و کثیفی را پاک میکنم ؛ بـه همین خاطر اسـت کـه خداوند در قرآن می فرماید “و از آسمان آبی پاک و پاک کننده نازل کردیم.”

 

و اما بیش از هر چیز من تنها یکی از مخلوقات خداوند بلند مرتبه هستم ؛ خدایی کـه کوه ها و دشت ها و آسمان و ها و دریا ها و هر انچه در آسمان ها و زمین اسـت را آفرید .

 

نتیجه گیری :

آری دوستان عزیزم ! من را خدای سبحان خلق کرده اسـت . پس اگر روزی بـه کنار من آمدی و عاشق پاکی و زلالی و صدای خروشان من شدي. خدای یکتا را بـه خاطر این همه ی آفریده زیبا شکر کن .

 

3. انشا درباره گذر رودخانه پایه نهم

انشا درباره گذر رودخانه پایه نهم

یکی از زیبایی هاي‌ آفرینش، رودخانه اسـت. رودخانه اي کـه با گذر ان از میان کوه هاي‌ سر بـه فلک کشیده، صحنه را تماشایی تر می کند. در سفری کـه بـه کوهستان داشتم با زیبایی هاي‌ طبیعت آشنا شدم. آرامش بخش ترین آن ها رودخانه اي بود پر جنب و جوش. با کوله باری از انرژی از دل کوه گذر می کرد ودر دل خود میهمانانی داشت از ماهی هاي‌ رنگین.

 

کنار رودخانه کـه رسیدم پاهایم را در آب رودخانه گذاشتم. چه قدر سرد و لذت بخش! مشغول آب تنی بودم کـه ماهی هاي‌ قرمز رودخانه اطرافم حلقه زدند. چه صحنه زیبایی شده بود. ماهی ها بـه تکه نانی کـه از جیبم درون آب افتاده بود هجوم آورده بودند. خنده ام گرفت! از آب بیرون آمدم و کنار رودخانه مشغول تماشا شدم.

 

بـه این فکر می کردم کـه رودخانه با هر بار گذر سریعش زلال تر و شفاف تر می ‌شد برعکس مرداب کـه ساکن و بی حرکت اسـت و هیچ لذتی هم نمی برد. آدم ها هم هر چقدر دلشان بـه زلالی رودخانه باشد و از هر بدی و زشتی بگذرد، زلال و شفاف خواهند شد. نزدیک غروب بود. دل آسمان پر شده بود. گویی بارانی در راه داشت. آری. کم کم شروع بـه بارش کرد. قطره هاي‌ درشت باران خودرا در دل رودخانه جای میدادند تا این‌که دلش را بزرگ و بزرگ‌تر کردند و وی را روانه ي دریا…

 

نتیجه گیری :

گذر سریع رودخانه از میان کوه ها هم چون گذر سریع و بی درنگ زمان اسـت. زمانی کـه بدون معطلی می گذرد و باید از تک تک لحظاتش بهترین استفاده ها را کنیم تا دلمان بـه زلالی رود شود.

 

4. انشای گذر رودخانه صفحه 21 کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم:

انشای گذر رودخانه صفحه 21 کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم:

خورشید تازه سلام کرده اسـت می شنوی؟ صدای گوش نوازی شنیده می شود جلوتر کـه می رویم صدا بلندتر و واضع تر می شود این نغمه آب اسـت،سرود طراوت،پاکی،لطافت،آرامش و… آب چشمه از دل کوه می جوشد و بـه سختی سنگ هاي‌ ریز و درشت را کنار می زند و روشنی را کـه میبیند روی زمین سینه پهن می کند گویا سفری درشت اسـت.

 

قطرات آب کـه بـه هم پیوسته و دست بـه دست هم داده اند از میان کوها و دل تپه ها می‌آید و خبر سلامتی ان ها را بـه جنگل و درختان حاشیه ي رود می رساند. گاهی نسیمی می وزد و دست نوازشگرش خنکی دلچسبی را روزانه ي گونه هایمان می کند.برای ما کـه در شهر زندگی می کنیم،رودخانه ي یاد آور شادی،تفریح،هوای پاک و… اسـت راستی این همه ی اب کجا می روند؟

 

مردم روستاها و آبادی ها و شهر های کنار رود برای آبیاری مزارع درختان میوه از رود آب بر می دارند کمی پایین تر سدی بزرگ ساخته اند واز حرکت و گردش آب،برق و روشنایی می گیرند تا چرخ صنایع بگردد. آب ها بعد از سفری طولانی و عبور از کوها و جنگل ها و دشت هاي‌ فراخ،دست خودرا بـه هم می دهند و رودخانه هاي‌ زیبا دریای مواج را در آغوش می کشد،چونان فرزندی کـه مادر خودرا در آغوش می کشد.

 

آبی کـه در رودخانه جاریست هنگام پیمودن مسیر طولانی در اطراف خود بـه حیوانات،گیاهان و انسانها حیات و زندگی شادی می بخشد و سرانجام در ساحل دریا بـه خوابی آرام فرو می رود و دیگر شب اسـت و هنگام خواب…

 

5. انشای ادبی درباره گذر رودخانه برای کلاس نهم

انشای ادبی درباره گذر رودخانه برای کلاس نهم

صدای دل انگیزش در گوشم می پیچد و برایم از حوادث سفرش، ان چه دیده و شنیده و از ان گذر کرده می‌گوید، از باران هاي‌ سیل آسا، آفتاب هاي‌ سوزان، جنگل هاي‌ انبوه، روستاهای پر هیاهو، گیاهان سرمست و آدم هایي کـه کنارش خستگی در کرده اند.

 

رودخانه یک دل بـه بزرگی دنیای اطرافش دارد. بی منت بـه همه ی موجودات می بخشد ودر گذرش از مسیرهای هموار، سنگلاخ ها، جنگل ها و لا بـه لای صخره ها هیچ موجودی از محبت هاي‌ بی دریغش محروم نیست. چه گیاهان زیبایی کـه زیبایی شان را از زلالی این رود وام گرفته اند، چه پرندگان و حیواناتی کـه از دلش سیراب شده اند و چه آدم هایي کـه کنارش آسوده اند و شادی کرده اند.

 

کافیست درکنار این رودخانه در گذر بنشینی و ساعتی بی خیال دنیای پر هیاهوی اطرافت شوی. کافیست دل بـه دلش بدهی، بـه عمق صدایش بروی و قلبت را آرام کنی تا صدای رودخانه را نرم و روان و گرم بشنوی کـه از تجربه هایش برایت میخواند.

 

رودخانه همیشه حرف هاي‌ زیادی برای گفتن دارد، از گذشته هاي‌ دور تا همین لحظه ي اکنون، می‌داند چه رفته و چه آمده و چه ماندنی شده اسـت. کافیست دل بـه حرف هایش بدهی تا برایت بگوید کـه گذرش دراین مسیر پر فراز و نشیب چقدر بـه زندگی ما آدم ها شباهت دارد.

 

ان جا کـه برای رسیدن بـه سراشیبی وادار اسـت تا ارتفاعات بالا برود، ان جا کـه بـه خاطر سهل انگاری دیگران آبش گل آلود می شود، ان جا کـه با شادی بچه هایي کـه داخلش شنا میکنند میخندد و غم گریه هاي‌ دخترکی کـه پدرش را از دست داده دلش را بـه درد می آورد.

 

پشت این گذر پر فراز و نشیب و این مسیر طولانی بی شک حکمتی نهفته اسـت برای آنان کـه تفکر می‌کنند و همواره سعی می‌کنند از لایه ظاهری اتفاقات و پدیده ها بـه عمق سفر کنند و بیشتر بدانند. گذر رودخانه یک دنیا درس برای من و تو دارد و رودخانه می‌تواند معلم با تجربه اي باشد، تنها اگر من و تو گوش شنیدن داشته باشیم.

 

6. انشا احساسی درباره گذر رودخانه

انشا احساسی درباره گذر رودخانه

خورشید تازه سلام کرده اسـت کـه روانه طبیعت می شویم. می شنوي؟ صدایی گوش‌نواز شنیده میشود. جلوتر کـه میرویم صدا بلندتر و واضح‌تر می شود. یا کدام یک از آلات موسیقی می‌توانست چنین نوای گوش نوازی را ایجاد کند؟

 

پروردگارا این نعمت گرانبهایت را از ما نگیر و برای همیشه ان را جاری و روان نگه دار. این نغمه آب اسـت، سرود طراوت، پاکی، لطافت، آرامش اسـت و آب چشمه از دل کوه می‌جوشد و بـه سختی سنگ‌هاي‌ ریز و درشت را کنار می زند و روشنی را کـه میبیند روی زمین سینه پهن می کند گویا سفره‌اي در بین دشت اسـت.

 

قطرات آب کـه بـه هم پیوسته و دست بـه دست هم داده‌اند از میان کوها و دل تپه ‌ها می آیند تا این جا بـه شادی آواز بخوانند و خبر سلامتی ان‌ها را بـه جنگل و درختان حاشیه رود میرساند. گاهی نسیمی می‌وزد و دست نوازشگرش خنکی دلچسبی را روانه گونه‌هایمان می کند. برای ما کـه در شهر زندگی می کنیم، رودخانه یادآور شادی، تفریح و هوای پاک اسـت. راستی این همه ی آب کـه در گذر رودخانه هستند، بـه کجا میروند؟

 

مردم روستاها و آبادی‌ها و شهر های کنار رود برای آبیاری مزارع درختان میوه از رود آب برمی‌دارند. کمی پایینتر سدی بزرگ ساخته‌اند و از حرکت و گردش آب، برق و روشنایی میگیرند تا چرخ صنایع بگردد. آب‌ها بعد از سفری طولانی و عبور از کوها و جنگل‌ها و دشت‌هاي‌ فراخ،دست خودرا بـه هم می دهند و رودخانه‌هاي‌ زیبا دریای مواج را در آغوش می کشد، چونان فرزندی کـه مادر خودرا در آغوش می کشد ودر آغوش مادرش پنهان میشود.

 

آبی کـه در رودخانه جاریست هنگام پیمودن مسیر طولانی در اطراف خود بـه حیوانات، گیاهان و انسان‌ها حیات و زندگی شادی می‌بخشد و سرانجام در ساحل دریا بـه خوابی آرام فرو میرود و دیگر شب اسـت و هنگام خواب، اما رود همان‌ گونه بـه گذر خود ادامه میدهد.

 

7. انشا درباره گذر رودخانه به شیوه پرورش ذهن

انشا درباره گذر رودخانه به شیوه پرورش ذهن

درکنار یک کوهستان زیبا رودخانه‌اي وجود داشت کـه بسیار تنها بود. او هیچ دوستی نداشت. رودخانه یادش نمی‌آمد کـه چرا بـه کسی یا چیزی اجازه نمیدهد تا داخلش شنا کنند. او تنها زندگی می کرد و اجازه نمی‌داد ماهی‌ها، گیاهان و حیوانات از آبش استفاده کنند.

 

بـه خاطر همین او همیشه ناراحت و تنها بود. یک روز، یک دختر کوچولو بـه طرف رودخانه آمد. او کاسه کوچکی بـه دست داشت کـه یک ماهی کوچولوی طلایی در ان شنا میکرد. دختر کوچولو میخواست با پدر و مادرش از این روستا بـه شهر برود و نمی‌توانست با خود ماهی کوچولو را ببرد. بنابر این تصمیم گرفت، ماهی کوچولو را آزاد کند. دختر کوچولو ماهی کوچکش را در آب انداخت و با او خداحافظی کرد و رفت.

 

ماهی در رودخانه بسیار تنها بود، چون هیچ حیوانی در رودخانه زندگی نمیکرد. ماهی کوچولو سعی کرد با رودخانه صحبت کند اما رودخانه بـه او محل نمی‌گذاشت و بـه او میگفت از من دور شو. ماهی کوچولو یک موجود بسیار شاد و خوشحال بودو بـه این سهولت‌ها تسلیم نمی‌شد. او دوباره سعی کرد و سعی کرد، بـه این سمت و ان سمت شنا کرد و از آب بـه بیرون پرید.

 

بالاخره رودخانه از کارهای ماهی کوچولو خنده و قلقلکش گرفت. کمی بعد، رودخانه کـه بسیار خوشحال شده بود، با ماهی کوچولو صحبت کرد. ان‌ها دوستان خوبی برای هم شدند. رودخانه تمام شب را فکر می کرد کـه داشتن دوست چقدر خوب اسـت و چقدر وی را از تنهایی بیرون می‌آورد. او از خودش پرسید کـه چرا او هرگز دوستی نداشته، ولی چیزی یادش نیامد.

 

صبح روزبعد، ماهی کوجولو با آب بازی رودخانه را بیدار کرد و همان روز رودخانه یادش آمد چرا او هیچ دوستی ندارد. رودخانه بـه یاد آورد کـه او بسیار قلقلکی بوده و نمی‌توانست اجازه بدهد کسی بـه او نزدیک شود. اما حالا دوست داشت کـه ماهی درکنار او زندگی کند، چون ماهی کوچولو بسیار شاد بودو وی را از تنهایی در می‌آورد. حالا دیگر رودخانه میخواست کمی قلقلکی بودنش را تحمل کند، اما شاد باشد.

 


مطالب مشابه: انشا درباره مادر | انشا درباره روز مادر


 

8. انشاء درباره گذر رودخانه

انشاء درباره گذر رودخانه

مقدمه انشا گذر رودخانه :

عبور از رودخانه را خیلی دوست دارم. زیرا دیدن زیبایی هاي‌ ان و صدای دلنشین رود آرامشی وصف ناپذیر را درمن ایجاد می کند. رودخانه خط پایان دارد و همیشه سرزنده اسـت و حرکت خودرا متوقف نمیکند.

 

بدنه انشا گذر رودخانه :

وقتی بـه زیبایی رودخانه ها و جلگه ها و جنگل ها فکر می کنم. من بـه این نتیجه میرسم کـه هیچکس جز خدای بزرگ نمی‌تواند خالق این همه ی زیبایی باشد. در واقع ؛ خدا منحصر بـه فرد اسـت و فقط او می‌تواند چنین طبیعتی را خلق کند. هرچه دورتر دور رودخانه بروید ؛ درختان و درختچه هاي‌ سرسبز بیشتری خواهید دید کـه زندگی و سرزندگی خودرا مدیون رودخانه هستند.

 

صدای پرندگان و گنجشک ها همراه با صدای آب رودخانه بسیار شنیدنی اسـت. ما باید برای حفظ زیبایی هاي‌ طبیعت و محیط زیست بسیار فکر کنیم. وقتی در مسیر رودخانه با زباله هایي کـه توسط برخی افراد دفع می شود برخورد می کنیم بسیار ناراحت می شویم. با اینکار ؛ ما نه تنها بـه خودمان بلکه بـه زندگی همه ی موجودات زنده اي کـه در اطراف ان زندگی میکنند آسیب میرسانیم. بیایید در حفظ زیبایی هاي‌ طبیعت کوشا باشیم.

 

نتیجه انشا گذر رودخانه :

همه ی زیبایی هاي‌ اطراف ما خالق خدا هستند کـه زیباترین اسـت. و ما فقط می‌توانیم از دیدن آن ها ؛ یادگیری و تلاش برای حفظ انها لذت ببریم.

 

9. انشا کوتاه در مورد گذر رودخانه

انشا کوتاه در مورد گذر رودخانه

من یک رودخانه هستم ؛ بـه صورت شبانه روزی و تمام وقت و رایگان خدمت میکنم ؛ و یکی از آرزوهای من این اسـت کـه انسانها بـه درستی از من استفاده کننده ؛ زباله هاي‌ خودشان را داخل رودخانه نریزند ؛ بـه طبیعت احترام بگذارند ؛ از شکستن درختان اطراف رودخانه خودداری کنند ؛ آب رودخانه را آلوده نکنند ؛ بسیاری از موجودات داخل رودخانه در حال زندگی کردن هست و آلوده کردن رودخانه ممکن اسـت بـه مرگ این جانوران بیانجامد.

 

باید بدانید کـه چشمه هاي‌ خیلی زیادی همکاری میکنند تا در نهایت رودخانه تشکیل شود ؛ رودخانه خیلی از پرنده هاي‌ تشنه اي کـه را شاید از نقاط دور دست تر بـه سمت من آمده اند را از تشنگی سیراب میکند ؛ حیوانات چه از نوع وحشی و چه نوع رام ؛ مسیر رودخانه را بر اساس غریزه ي خود پیدا میکنند و از فاصله هاي‌ بسیار دور دست بـه سمت من حرکت میکنند و من هم با گرمی و با مهربانی از ان ها استقبال میکنم و ان ها را سیراب میکنم.

 

بـه هر مسیر یا راهی کـه قدم می‌گذارم در نخستین مرحله عطر و بوی زندگی را بـه ان جا می بخشم ؛ اگر زمینی خشک شده ؛ اگر گیاهی تشنه باشد با دیدن من و با گذر رودخانه بسیار خوشحال می شود. باید بـه شـما بگویم کـه بدون وقفه در حال رد شدن و سپری شدن هستم ؛ تو اگر خوشحال بالای سر من ظاهر شوی من در حال رد شدن هستم و اگر غمگین هم بالای سر من بایستی بازهم در حال رد شدن هستم ؛

 

من اهل سکون و مکث نیستم ؛ هیچگاه تعلل نمیکنم ؛ در واقع می‌خواهم بگویم کـه در هر شرایطی باید عبور کنم و خیلی خوب می‌دانم کـه زندگی با چه سرعتی در حال طی شدن می‌باشد ؛ فرقی نمیکند در چه حالی هستید ؛ آیا از زندگی بـه درستی استفاده می کنید و یا خیر ؛ زمان در حال سپری شدن می‌باشد ؛

 

بنابر این این نکته ي خیلی مهمی برای این اسـت کـه بدانی وقت کوتاه هست و باید حتماً برای زندگی خودت برنامه ریزی دقیق و درستی داشته باشی ؛ برای زندگی خودت هدف مشخصی قرار بدهی.و زمان را کـه هم چون برق و باد میگذرد از دست ندهی ؛ خودرا مشغول چیزهای بی اهمیت و بی ارزش نکنی.

 

اما باید بگویم کـه از برخی از آدم ها گلایه دارم ؛ رفتارهای نادرستی مثل کثیف کردن آب رودخانه ؛ بریدن درختان ؛ و از بین بردن عمدی موجودات زنده داخل آب اشتباهی از طرف آدم ها هست کـه باعث گلایه تمامی رودخانه و دیگر دوستان من می شود . و امیدوارم روزی شاهد این مهم باشیم کـه از برکات و نعمت هاي‌ خداوندی بـه صورت صحیح استفاده کنیم و فقط شکرگزار خداوند باشیم.

 

10. انشای ادبی در مورد گذر رودخانه

انشای ادبی در مورد گذر رودخانه

من رودخانه هستم ؛ اسم من همیشه نمادی از زیبایی می‌باشد ؛ همیشه در مورد من تفکرات مثبت و انگیزشی وجوددارد ؛ خیلی ها از من آرامش می‌گیرم و اعتقاد دارم کـه منبع عظیمی از آرامش را در دل خود جای داده ام و بخشی از ان را بـه افرادی کـه بـه من سر می‌زنند و یا برای مدت زمان کوتاه بـه صدای من گوش میدهند

 

و یا حتی از کنار من بـه آهستگی رد می‌شوند هدیه میکنم ؛ این یک هدیه بی منت و کاملا رایگان هست ؛ خداوند مهربان بـه من دستور داده اسـت تا در خدمت مردم ودر خدمت موجودات و یا گیاهان و حیواناتی باشم کـه در نزدیکی و یا در اطراف من مشغول زندگی هستند. 

 

خیلی دوست دارم وقتی افرادی برای دیدن من می آیند در نخستین مرحله مراقب من باشند و بعد از ان خداوند بزرگ را بخاطر تمامی زیبایی ها و نعمت هایي کـه خلق کرده اسـت کـه البته من هم یکی از ان ها هستم ؛ شکرگزار باشند ؛ در واقع شکرگزاری همین اسـت کـه هیچ وقت خدا و نعمت هایش را فراموش نکنیم و دنیا و رنگارنگ بودن ان ما را از خالق ان غافل نسازد و هر وقت شاهد زیبایی هایي در طبیعت بودیم بـه خالق ان فکر کنیم.

 

خاصیت من پاک بودن اسـت و این رفتار مشخص من اسـت کـه از هر نوع آلودگی و زشتی بیزارم ؛ بـه هر نوع آلودگی در مسیر  خود برسم بـه سرعت ان را از میان برمیدارم ؛ باید بدانید کـه درمن رحمت و برکت بسیار زیاد و غیر قابل وصفی از طرف خداوند قرار داده شده اسـت ؛ بارها و بارها در مورد همین مسئله درکتاب ها نوشته شده اسـت ؛

 

در واقع زندگی کردن بدون آب عملا غیرممکن اسـت ؛ این آب اسـت کـه آبادانی و شادمانی و نشاط و زندگی را بـه ارمغان می آورد و طبیعتا بدون ان زندگی رو بـه مرگ و نابودی خواهد رفت ؛ پس اگر کمی بـه این مسئله فکر کنیم خواهیم فهمید کـه چقدر نعمت بزرگی در معرض مردم و سایر موجودات قرار داد و باید حتماً قدر ان را بدانیم ؛ و خدای ناکرده ان را اصراف یا زایل نکنیم.

 

ماهی هاي‌ خیلی زیادی درون من در حال زندگی کردن هستند ؛ ان ها از زلال بدن و جاری بودن آب رودخانه لذت میبرند و با شور و ذوق وصف ناشدنی در حال جهش هستند ؛ حال اگر از این مسئله اگر غفلت کنیم و آب رودخانه را آلوده کنیم ؛ زندگی تمامی ماهی هاي‌ ساکن رودخانه تهدید می شود. کـه این برای من بسیار ناراحت کنند و ناخوشایند اسـت.

 

بهترین نتیجه اي کـه میتوان از این انشا گرفت هست کـه همه ی ي ما مراقب رودخانه ها باشیم ؛ و باید بدانیم کـه اگر از نعمت هاي‌ خدا بدرستی استفاده کنیم و شکر ان را بـه جا بیاوریم ؛ خداوند هم هم نعمت هاي‌ خودرا برای ما گسترش میدهد ؛ اما اگر قدردان نباشیم و ان را زایل کنیم ؛ بـه خواست خدا ان نعمت کم کم از دست ما می رود و باید حسرت ان را داشته باشیم.

 

11. موضوع انشا : توصیف ادبی رودخانه 

موضوع انشا : توصیف ادبی رودخانه 

مقدمه :

بـه نام پروردگار مهربان کـه زیباست و زیبایی ها را دوست دارد.. انشای خودرا در مورد رودخانه اي خلقت زیبای خداوند آغاز میکنم.

رودخانه!چه نام زیبایی!

نامی کـه با شنیدنش زلالیت و پاکی در ذهنمان تداعی میشود

و با خود آرامشی مثال زدنی را برایمان بـه ارمغان می آورد.

رودخانه با صدای دلنشین شر شر خود از دل دشتی سبز عبور میکند؛

دشتی کـه سبزی اش چشم را خیره میکند و مانند نگینی در زمین میدرخشد.

رودخانه ان قدر پاک و زلال اسـت کـه سنگ هاي‌ ریز و درشت غلتان درون ان بـه سهولت دیده میشوند.

درکنار رودخانه زنبق هاي‌ زرد رنگ رشدکرده اند کـه خودرا بـه دل زلال رودخانه سپرده اند

و با هر تکان رود بـه رقصی موزون در می آیند.

گل هاي‌ بنفشه و نسترن در اطراف این رود فراوان اند،

کـه با دستان پر مهر و سخاوتمند رودخانه از تشنگی نجات میابند و سیراب می گردند.

رودخانه در مسیر خود با پیشکش کردن بخشی از وجودش بـه حیوانات و گیاهان بی رمق آن ها را پر انرژی و شاداب میسازد.

رودخانه گاهی آهسته و بی رمق در حرکت اسـت و گاهی آن چنان تند و باشتاب حرکت میکند

کـه گویی مادری از وجود تهدید و خطری برای فرزندش آگاه شده

و می خواهد هر چه سریعتر سنگ هاي‌ مزاحم را کنار بزند و خودرا بـه فرزند دلبندش برساند تا از ان محافظت کند.

 

نتیجه گیری :

کاش ما هم سخاوت رودخانه را داشتیم تا همه یٔ موجودات اطراف مان را از عشق،مهر و محبت سیراب کنیم؛کاش ایثار و فداکاری و از خود گذشتگی را را بلد بودیم تا مانند رودخانه برای کمک بـه دیگران از وجودمان بگذریم .گذر عمر ما مانند گذر رودخانه اسـت ،خیلی سریعتر از انچه تصور کنیم سپری میشود ؛سعی کنیم در مدت محدود زندگی مان مهربان باشیم و مهربانه بـه جهان عشق بورزیم.

 

12. انشا داستان در مورد رودخانه

انشا داستان در مورد رودخانه

درکنار یک کوهستان زیبا رودخانه اي وجود داشت کـه بسیار تنها بود.

او هیچ دوستی نداشت.

رودخانه یادش نمی آمد کـه چرا بـه کسی یا چیزی اجازه نمی دهد تا داخلش شنا کنند.

او تنها زندگی می کرد و اجازه نمی داد ماهی ها، گیاهان و حیوانات از آبش استفاده کنند.

بـه خاطر همین او همیشه ناراحت و تنها بود.

یک روز، یک دختر کوچولو بـه طرف رودخانه آمد.

او کاسه ي کوچکی بـه دست داشت کـه یک ماهی کوچولوی طلایی در ان شنا می کرد.

دختر کوچولو می خواست با پدر و مادرش از این روستا بـه شهر برود

و نمی توانست با خود ماهی کوچولو را ببرد.

بنابر این تصمیم گرفت، ماهی کوچولو را آزاد کند.

دختر کوچولو ماهی کوچکش را در آب انداخت و با او خداحافظی کرد و رفت.

ماهی در رودخانه بسیار تنها بود، چون هیچ حیوانی در رودخانه زندگی نمی کرد.

ماهی کوچولو سعی کرد با رودخانه صحبت کند

اما رودخانه بـه او محل نمی گذاشت و بـه او می گفت:”از من دور شو.”

ماهی کوچولو یک موجود بسیار شاد و خوشحال بودو بـه این سهولت ها تسلیم نمی شد.

او دوباره سعی کرد و سعی کرد، بـه این سمت و ان سمت شنا کرد و از آب بـه بیرون پرید.

بالاخره رودخانه از کارهای ماهی کوچولو خنده و قلقلکش گرفت.

کمی بعد، رودخانه کـه بسیار خوشحال شده بود، با ماهی کوچولو صحبت کرد.

ان ها دوستان خوبی برای هم شدند.

رودخانه تمام شب را فکر می کرد کـه داشتن دوست چقدر خوب اسـت

و چقدر وی را از تنهایی بیرون می آورد.

او از خودش پرسید کـه چرا او هرگز دوستی نداشته، ولی چیزی یادش نیامد.

صبح روزبعد، ماهی کوجولو با آب بازی رودخانه را بیدار کرد و همان روز رودخانه یادش آمد چرا او هیچ دوستی ندارد.

رودخانه بـه یاد آورد کـه او بسیار قلقلکی بوده و نمی توانست اجازه بدهد کسی بـه او نزدیک شود.

اما حالا دوست داشت کـه ماهی درکنار او زندگی کند، چون ماهی کوچولو بسیار شاد بودو وی را از تنهایی در می آورد.

حالا دیگر رودخانه می خواست کمی قلقلکی بودنش را تحمل کند، اما شاد باشد.

 

13. انشای درباره گذر رودخانه:

انشای درباره گذر رودخانه

یکی از جلوه هاي‌ زیبایی آفرینش خداوند آب اسـت . آبی کـه از آسمان بـه صورت باران نازل می شود و گاه بـه شکل رودخانه اي بر روی زمین جاری می شود و طراوت و سرسبزی را بـه طبیعت هدیه می کند. رودخانه با گذر از میان جنگل،روح پژمرده ي گیاهان را بار دیگر بـه وجد می آورد و آنان را شاداب و سرزنده می گرداند.

 

وقتی رودخانه ي جاری و زیبا از روی سنگریزه ها عبور می کند، چه صدای دل انگیزی ایجاد می شود صدایی کـه بـه انسان آرامش می بخشد. این آرامش با گذر رودخانه از مسیر همیشگی اش ،ادامه مییابد و هر بار افراد بیشتری را بـه خود علاقه مند می کند.

 

گذر و حرکت پیوسته ي رود می‌تواند درس هاي‌ زیادی را بـه هر بیننده ي آگاه بیاموزد. کمک بـه دیگران یکی از این تعالیم اسـت. رودخانه بارها از روی هزاران هزار سنگریزه ي کوچک و بزرگ می گذرد و آنهایی را کـه میخواهند بـه پایین کوه بروند، بی هیچ منتی با خود حمل می کند و بـه مقصد می رساند .

 

گاهی هم نمونه اي برای از خودگذشتگی اسـت؛ او وقتی صدای ناله ي جوانه ها را میشنود، بـه جوی هاي‌ کوچکی تبدیل می شود تا بـه یاری آنان بشتابد . رودخانه چه مهربان اسـت  گویا این مهربانی از خدایش سرچشمه دارد. خدایا هر چه در سراسر این جهان اسـت  همه ی  آفریده ي توست و اگر همین رودخانه ي زیبا نبود  این آرامش همیشگی از کجا پدیدار می گشت؟

 

یا کدام یک از آلات موسیقی می توانست چنین نوای گوش نوازی را ایجاد کند؟ پروردگارا این نعمت گرانبهایت را از ما نگیر و برای همیشه ان را جاری و روان نگه دار

 

14. انشای کوتاه درباره گذر رودخانه برای پایه نهم

انشای کوتاه درباره گذر رودخانه برای پایه نهم

من عاشق طبیعت بـه خصوص آب و رودخانه و دریاچه ها هستم و عاشق این‌که کنار یک رودخانه در دل طبیعت نشسته و محو شنیدن صدای آرامش بخش ان؛ در زیبایی و سرسبزی اطرافم غرق شوم. رودخانه از پدیده هاي‌ طبیعی و خدادادی اسـت کـه از هر جا گذر کند سرسبزی را بـه اطرافش هدیه داده و بـه گونه هاي‌ مختلف جانوری و گیاهی و حتی انسانها نشاط و شادمانی می بخشد.

 

رودخانه زنده اسـت و پیام آور زندگی برای همه ی موجودات. همه ی موجودات نیز وجودش را پاس می دارند، پرندگان بـه شکرانه گذر یک رود نغمه سرایی میکنند و حیوانات بی ان کـه ان را آلوده کنند از دلش عطش خودرا سیراب می سازند اما متاسفانه انسانها در پاس داری و حفاظت از نعمت هاي‌ طبیعی از جمله رودخانه ها و دریاچه ها سنگ تمام نگذاشته اند.

 

رودخانه اگر چه پدید آورنده زیباترین مناظر و قشنگی ها اسـت اما انسان بـه دلیل طبع خود، گاه نظم طبیعت را بر هم زده و اخم بـه چهره رودخانه ها می نشاند، آبش را آلوده می سازد، در مسیر گذر رودخانه مانع ایجاد می کند، جانوران اطراف رودخانه را از بین می برد و بـه شیوه هاي‌ مختلف بـه این پدیده طبیعی آسیب می رساند.

 

کاش ما آدم ها کمی بیشتر بـه فکر طبیعت بودیم و بـه جای سوء استفاده از محبت بی دریغ این پدیده ها، کمی در احوالات ان ها تفکر می‌کردیم. دراین صورت چه درس ها کـه نمیگرفتیم و چه تجربه ها کـه بـه دست نمی آوردیم. با تماشای گذر رودخانه بـه خوبی میتوان گذر عمر و سپری شدن روزهای زندگی را حس کرد. کاش در گذر از فراز و نشیب هاي‌ زندگی درست مثل رودخانه خستگی ناپذیر پیش برویم، از موانع عبور کنیم و محبت خودرا از هیچ موجودی دریغ نکنیم.

 

15. انشا درباره گذر رودخانه با مقدمه، بدنه و نتیجه

انشا درباره گذر رودخانه با مقدمه، بدنه و نتیجه

در جهان هستی زیبایی‌هاي‌ فراوانی وجوددارد. زیبایی‌هاي‌ دنیا یعنی آسمان آبی و دریای بی‌کران و جنگل پوشیده از برگ و کوه‌هاي‌ استوار و رودخانه جاری و گذر رودخانه و گذر رودخانه بسیار زیباست. گذررودخانه مانند گذر لحظات زندگی هرچه را کـه در راه خود باشد باخودباشد باخود می برد و تنها نشانه‌هایي از خود بـه جا می گذارد.گذر رودخانه بـه ما یادآور میشود کـه زندگی نیز مانند رودخانه در حال گذر اسـت و منتظر ما نمی مانند و می‌گذرد.

 

در مسیر خانه تا مدرسه ما یک رودخانه پرخروش و پرآب اسـت کـه بـه واسطه یک پل دو سر ان بـه هم دیگر وصل می شود. این‌بار کـه می خواستم از رودخانه گذر کنم بیشتر از قبل بـه فضای اطرافم توجه کردم. بـه درختان بلنداطراف رودخانه، بـه خورشید تابان منعکس شده بر روی آب، بـه ان نزدیک‌تر می شوم، بـه آب رودخانه دست می زنم و از خنکا و تازگی آب حس خوبی بـه من دست میدهد.

 

بـه ماهی‌هاي‌ ریز داخل رودخانه نگاه می کنم کـه چقدر بازیگوشانه در حال بازی و جنب و جوش هستند و ماهرانه در رودخانه ازاین سو بـه ان سو میروند. بـه سنگ‌هاي‌ داخل رودخانه کـه در اثر گذر آب هر کدام بـه شکلی خاص صیقل داده شده و هرکدام رنگ و زیبایی خاصی دارند و من بارها شده اسـت کـه سنگ‌هاي‌ رنگارنگ را جمع کرده‌ام و با خود بـه خانه برده‌ام.

 

لاک‌پشت‌ها و اردک و غاز در گوشه‌اي دیگر در رودخانه در حال آب‌بازی و آب‌تنی هستند. من همیشه عاشق صدای آب در حال گذر رودخانه بوده‌ام و همیشه حس ارامش بـه من دست می دهد و دوست دارم ساعت‌ها در گوشه‌اي بشینم و گذر رودخانه را تماشا کنم.

 

در غروب بـه این فکر می کردم کـه رودخانه با هر بار گذر سریعش زلال تر و شفاف تر می‌شد برعکس مرداب کـه ساکن و بی حرکت اسـت و هیچ لذتی هم نمی برد. آدم‌ها هم هر چقدر دلشان بـه زلالی رودخانه باشد و از هر بدی و زشتی بگذرد، زلال و شفاف خواهند شد. از این انشا نتیجه می گیریم گذر رودخانه بـه ما یادآور می شود کـه زندگی درحال گذر اسـت و ما باید در مسیر ان خودرا همراه کنیم و پابه پای ان جریان پیدا کنیم تا از مسیر و گذر زندگی جا نمانیم.

 


مطالب مشابه: انشا در مورد فصل پاییز | انشای زیبا و ادبی درباره زیبایی های پاییز


 

در پایان

طبیعت و هر پدیده اي کـه در دل خود گنجانده بی شک پیام آور یک حقیقت می باشد کـه تنها با تعقل و اندیشیدن عمیق می‌توان ان پیام را دریافت کرد درست مثل گذر یک رودخانه کـه هزاران نکته در دل خودش نهفته دارد.

جدیدترین مطالب سایت