دکتر تاج بخش

زيگيل

آموزش های اخلاقی

مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی
گالری عکس

لاغري و کاهش وزن

حکایت ملا و شراب فروش

حکایت ملا و شراب فروش

سرمایه داری در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد.

ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل!.

یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید.

ملا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود.

اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیری نپایید

صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد خسارت خواست !

ملا و مومنان چنین ادعایی را نپذیرفتند !

قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید، گلویی صاف کرد و گفت : نمی دانم چه بگویم ؟! سخن هر دو را شنیدم :

یک سو ملا و مومنانی هستند که به تاثیر دعا و ثنا ایمان ندارند !

وسوی دیگر مرد شراب فروشی که به تاثیر دعا ایمان دارد …!

 

 

تهیه و تنظیم : تفریح و سرگرمی تالاب

 

 


حکایت های جالب

بیشتر بخوانید
حکایت های کوتاه و آموزنده جدید | داستان خیلی کوتاه جالب حکایت های کوتاه و آموزنده جدید حکایت و داستان کوتاه و آموزنده از بزرگان و داستان هاي‌ قدیمی را در این جا بخوانید.   حکایت جالب این سیرین و احوال پرسی ابن سیرین كسی ...

تفریحی و سرگرمی

جدیدترین مطالب سایت

ماجرای عجیب ولی واقعی زن جوان و جن ها
ماجرای عجیب ولی واقعی زن جوان و جن ها
مشاهده بیشتر