دکتر تاج بخش

زيگيل

آموزش های اخلاقی

مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی
گالری عکس

لاغري و کاهش وزن

حکایت جالب (خیال خام)

حکایت جالب (خیال خام)

حکایت جالب (خیال خام)

شخصی در حال تنگدستی و بی پولی به زن خود گفت: اگر بخواهیم فردا شب پلو بخوریم و فردا بروم یک من برنج بگیرم، چه قدر روغن برای آن لازم است؟

 

زن جواب داد: دومن روغن لازم دارد.

 

مرد با تعجب گفت: چه طور یک من برنج، دو من روغن می خواهد؟

 

زن گفت: حالا که ما با خیال پلو می پزیم لااقل بگذار چرب تر بخوریم.

 

 

حکایت جالب ! (طنز)

در سختی چه کسی زنده می ماند؟ (حکایت)

حکایت کشتن خلق

 

برچسب‌ها:

حکایت های جالب

بیشتر بخوانید
حکایت های خواندنی و آموزنده فارسی دزدی حکایت های خواندنی و آموزنده فارسی دزدی  با حکایت های خواندنی و آموزنده فارسی دزدی تالاب را دنبال کنید .   درویشی را ضرورتی پیش آمد، گلیمى از خانة یاری بدزدید. حاکم فرمود تا ...

تفریحی و سرگرمی

جدیدترین مطالب سایت

ماجرای عجیب ولی واقعی زن جوان و جن ها
ماجرای عجیب ولی واقعی زن جوان و جن ها
مشاهده بیشتر