دکتر تاج بخش

زيگيل

آموزش های اخلاقی

مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی
گالری عکس

لاغري و کاهش وزن

بهلول و صدای پول

بهلول و صدای پول

مردی فقیر چشمش به مغازه خوراک پزی افتاد تکه نانی را بالای بخاری که از سر دیگ بلند می شد، می گرفت و می خورد. هنگام رفتن صاحب مغازه گفت: تو از بخار دیگ من استفاده کرده ای، باید پولش را بدهی. مردم جمع شدند و مرد از همه جا درمانده، بهلول را دید و او را به قضاوت دعوت کرد.

 

بهلول به آشپز گفت: این مرد از غذای تو خورده است؟ آشپز گفت: نه ولی از بوی آن استفاده کرده است. بهلول چند سکه نقره از جیبش در آورد و به زمین انداخت و گفت: ای آشپز صدای پول را تحویل بگیر.

 

آشپز با تعجب گفت: این چه قسم پول دادن است؟

 

 

بهلول گفت: مطابق عدالت است. کسی که بوی غذا را بفروشد در عوض باید صدای پول دریافت کند.

 

تهیه و تنظیم : تفریح و سرگرمی تالاب

 

 


حکایت های جالب

بیشتر بخوانید
حکایت میدان جنگ شخصی با کمان بی تیر به جنگ می رفت که اگر تیری از جانب دشمن آید بردارد.   گفتند: شاید نیاید،   گفت: آن وقت جنگ نباشد.     تهیه و تنظیم : تفریح و سرگرمی تالاب ...

تفریحی و سرگرمی

جدیدترین مطالب سایت

آیا کشتن جن در یک روستا واقعیت دارد + عکس
آیا کشتن جن در یک روستا واقعیت دارد + عکس
مشاهده بیشتر