زيگيل

لاغري و کاهش وزن

آموزش های اخلاقی

مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی
گالری عکس

حکایت جالب و خواندنی لعنت بر شیطان

حکایت جالب و خواندنی لعنت بر شیطان

حکایت جالب و خواندنی لعنت بر شیطان

به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان!» لبخند زد.

پرسیدم: «چرا می خندی؟»

پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد»

پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟»

گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام»

با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!»

جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.»

پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟»

پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز !!!»

 

 

مطالب مرتبط:

 

حکایت درس بهلول به شیخ جنید

حکایت گربه مزاحم

حکایت جواب دندان شکن

 
برچسب‌ها:

حکایت های جالب

بیشتر بخوانید
حکایت مهر و منت پیرمرد ثروتمندی به سختی بیمار بود و با وجودی که چندین پسر و دختر بزرگ و بالغ داشت؛ اما هیچ‌کدام سراغی از پدر و مادر پیر خود نمی‌گرفتند و هر ...

تفریحی و سرگرمی

جدیدترین مطالب سایت

ماجرای زن جوان در مورد صیغه ی همسرش در خانه
ماجرای زن جوان در مورد صیغه ی همسرش در خانه
مشاهده بیشتر