جستجو در تالاب

متن درباره افسردگی؛ 100 متن غمگین در مورد تنهایی و افسردگی

متن درباره افسردگی؛ 100 متن غمگین در مورد تنهایی و افسردگی

متن هایی در مورد تنهایی و افسردگی

غم تنهایی یکی از احساسات عمیق و پیچیده‌اي اسـت کـه بسیاری از مردم در طول زندگی خود تجربه می کنند. این احساس میتواند بـه دلایل مختلفی ایجاد شود، از جمله از دست دادن عزیزان، فاصله گرفتن از دوستان یا خانواده، یا حتی در زمان‌هایي کـه احساس می کنیم کسی ما را درک نمیکند. شعر و موسیقی اغلب بیانگر این احساسات هستند و میتوانند بـه ما کمک کنند تا با ان‌ها ارتباط برقرار کنیم و احساس بهتری پیدا کنیم.

 

تنهایی یکی از احساسات انسانی اسـت کـه میتواند بـه دلایل مختلفی ایجاد شود و تأثیرات متفاوتی بر سلامت روان و جسم افراد داشته باشد. این احساس می تواند ناشی از انزوای اجتماعی، مهارت‌هاي‌ اجتماعی ضعیف، درونگرایی، یا افسردگی باشد. تنهایی الزاماًً بـه معنای تنها بودن نیست، بلکه یک حالت ذهنی اسـت کـه در ان فرد احساس پوچی، طرد شدن، و ناخواسته بودن میکند.

 

***

 

همه ی را کنار می گذاري

و دلت می خواهد

همان کـه کنارت گذاشت

مزاحم تنهایی ات شود..

 

***

 

هواهای

دونفره را

تنهایی قدم زدیم

با

یاد کسانی

کـه

هوای ما را نداشتند..

 

***

و بعد از تو دلم از عطش عشق طغیان کرد

گاه از دو روزنه ي رخسارم

گاه در نگاهی پوچ در تاریکی شب هایم

گاه در باز دمی اندوهناک کـه با زحمت

از قفس آزاد شده و پایانش خدا را شکر می گویند

و گاه در وجودم کـه بـه هیچ پایانی نمی‌رسید مگر تنهایی

 

***

می بیني اي لحظه هاي‌ خالی از احساس تهی

می بیني کـه چه صدای خرد شدن دست هاي‌ خزان شده اش

در دست هاي‌ تنهایی کسل آور اسـت و تو را نیز بی رمق می کند

آه ؛ پس او چه میگفت ؟

 

متن درباره افسردگی

 

عکس نوشته در مورد تنهایی

 


مطالب مشابه: اس ام اس تنهایی و بی کسی «2»


 

***

 

همون لحظه همون موقع با اون احوال خیلی بد

درست وقتی کـه می‌رفتی دلم شور تو رو می‌زد

همون وقت کـه تو رو داشتم یهو از دست می‌دادم

از اون شب بـه خودم هر شب چقدر لعنت فرستادم

چه کاری بود کـه من کردم؟ تو رو سوزوندم از ریشه

این آتیش همون روزه کـه دامنگیر من می‌شه

رفتی کـه تنها بمونم با خودم هیزم آتیش تنهایی شدم

باعث اون تنهایی منم عاقبت باید کـه تنها می شدم

توی این خونه‌ي متروک دلم جون می‌ده می‌میره

شباشم بی ستاره‌ست و غروباشم نفس‌گیره

بـه تو بد کردم و همین حالا ببین عاقبتم اینه

کـه تنهام و دل تنگم دیگه ساکت نمی‌شینه

بـه تو بد کردم اون روزا کـه عشقت رو نفهمیدم

کـه هر کاری باهات کردم دارم تاوانشو می‌دم

 

***

 

یه جوری بعد تو تنها شدم کـه

بـه هر آینده‌اي بی اعتمادم

بدون تو فقط دیروزمُ نه

تمام عمرمُ از دست دادم

کنارم هرکسی غیر از تو باشه

فقط هم صحبت دیوونگیمه

تو تا وقتی تو قلب من نمیری

چه فرقی داره کی تو زندگیمه

تمام فکر من شده، منی کـه از تو خالی‌ام

اگه یه لحظه با کسی، ببینمت چه حالی‌ام

اگه بدون عشق من کنار هرکسی خوشی

بـه حرمت گذشته مون چرا منو نمی‌کُشی

نفس کـه میکشم حالم خرابه

چقدر دلتنگیُ طاقت بیارم

نه این کـه فکر کنی تو فکر مرگم

توان زندگی کردن ندارم

 

***

رفیق من سنگ صبور غم‌هام

بـه دیدنم بیا کـه خیلی تنهام

هیچکی نمی‌فهمه چه حالی دارم

چه دنیای رو بـه زوالی دارم

مجنونم و دلزده از لیلیا

خیلی دلم گرفته از خیلیا

نمونده از جوونیام نشونی

پیر شدم، پیر تو اي جوونی

تنهای بی‌سنگ صبور

خونه‌ي سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست

موندی و راه چاره نیست

اگر چه هیچکس نیومد

سری بـه تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش

طاقت بیار و مرد باش

اگر بیای، همون جوری کـه بودی

کم میارن حسودا از حسودی

صدای سازم همه ی جا پر شده

هرکی شنیده از خودش بیخوده

اما خودم پر شدم از گلایه

هیچی ازم نمونده جز یه سایه

سایه‌اي کـه خالی از عشق و امید

همیشه محتاجه بـه نور خورشید

 

***

درویش کوچه‌هاي‌ تنهایی‌ام

کاسه گدایی مرا

سکه نگاه تو کافیست

 

100 متن غمگین در مورد تنهایی و افسردگی

عکس پروفایل در مورد تنهایی

 

***

 

همه ی را کنار می گذاري

و دلت می خواهد

همان کـه کنارت گذاشت

مزاحم تنهایی ات شود..

 

***

 

هواهای

دونفره را

تنهایی قدم زدیم

با

یاد کسانی

کـه

هوای ما را نداشتند..

 

***

 

و بعد از تو دلم از عطش عشق طغیان کرد

گاه از دو روزنه ي رخسارم

گاه در نگاهی پوچ در تاریکی شب هایم

گاه در باز دمی اندوهناک کـه با زحمت

از قفس آزاد شده و پایانش خدا را شکر می گویند

و گاه در وجودم کـه بـه هیچ پایانی نمی‌رسید مگر تنهایی

 

***

می بیني اي لحظه هاي‌ خالی از احساس تهی

میبینی کـه چه صدای خرد شدن دست هاي‌ خزان شده اش

در دست هاي‌ تنهایی کسل آور اسـت و تو را نیز بی رمق می کند

آه ؛ پس او چه می‌گفت ؟

 

جملات به یاد ماندنی در مورد تنهایی

 

جملات به یاد ماندنی در مورد تنهایی

 

***

 

تنهایی در گوش دلم خموش خندان اسـت

هر لحظه بـه خاطرات تو می پردازد

 

***

 

تنهایی مثل قطره‌هاي‌ شبنم اسـت

هر یک حکایتی از دلتنگی‌هاي‌ من دارد

 

***

 

در تنهایی بـه خنده‌هاي‌ تو خیره میشوم

و قلبم با لبخندی عاشقانه بـه تو پاسخ می دهد

 

***

 

تنهایی در آغوش خیال تو می آید

ودر همه ی تنهایی‌ها، نگاه تو را در خود می بیند

 

جملات غمگین در مورد تنهایی

 

جملات غمگین در مورد تنهایی

 

 

***
 
 
دنیا! نخواستیم یار بی وفا، تنهایی بهتر
درد تنهایی نخواستیم شفا، تنهایی بهتر
 
یک عمر در پی یار باوفا، باوفا بودیم
اما ندیدیم بـه غیر از جفا، تنهایی بهتر
 
نداشتیم جز عشق و وفاداری رنگ دیگری
اما شدیم باز مایه‌ي صفا، تنهایی بهتر
 
از رفیقان نیمه راهی و دغل خسته‌ام
هاي‌ دنیا، قبول کن این استعفا، تنهایی بهتر
 
هر کـه با ما شد دل آزارمان شد
استعداد او زود شد شکوفا، تنهایی بهتر
 
چو خرش از پل گذشت، گذشت از ما و قرارش
کشید نقشه و رسمی در خفا، تنهایی بهتر
 
مگر تنهایی چه بدی داشت کاش می دانستم این
دنیا نخواستیم یار بی وفا، تنهایی بهتر
 
 
***
 
 
دلم سرد میشود گاهی دراین سرمای تنهایی
دلم تنهای تنها می شود دراین فصل‌هاي‌ تنهایی
 
برایت شعر میگویم دراین پاییز تنهایی
در ان شعر می گویم ازهمه رنج‌هاي‌ تنهایی
 
قلبم آهسته می گوید بـه من کـه این تنهایی
بـه اتمام می رسد، صبر کن در دنیای تنهایی
 
غزل شعرم بیا و نگذار باشم در تنهایی
نبودت تازه میکند همه ی غم‌هاي‌ تنهایی
 
گاهی آرزوهایم را بـه آخر می کشد تنهایی
اما بـه امید دیدار تو زنده‌ام بـه پای تنهایی
 
غم سنگین مرا کسی نمی‌فهمد ز تنهایی
دلم آرام می‌لرزد دراین شب‌هاي‌ تنهایی
 
تمام خاطراتت را بـه یاد می‌آورم در تنهایی
دراین احساس بی پایان دراین انشای تنهایی
 
هنوز اما امیدی هست دراین تالاب تنهایی
کـه بازآیی و رها بخشی‌م از این ژرفای تنهایی
 
 
 
***
 
 
تنهایی‌ام رابا تو قسمت می کنم سهم کمی نیست
گسترده‌تر از عالم تنهایی من عالمی نیست
 
غم آن قدر دارم کـه می خواهم تمام فصل‌ها را
بر سفره‌ي رنگین خود بنشانمت بنشین غمی نیست
 
حوای من بر من مگیر این خودستانی را کـه بدون شک
تنهاتر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست
 
آیینه‌ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم
تا روشنم شد : در بین مردگانم همدمی نیست
 
همواره چون من نه! فقط یک لحظه خوب من بیندیش
لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نیست
 
من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم
شاید برای من کـه همزاد کویرم شبنمی نیست
 
شاید بـه زخم من کـه میپوشم ز چشم شهر ان را
در دست‌هاي‌ بی نهایت مهربانش مرهمی نیست
 
شاید و یا شاید هزاران شاید دیگر اگر چه
اینک بـه گوش انتظارم جز صدای مبهمی نیست
 
 
***
 
 
عقل بیهوده سر طرح معما دارد
بازی عشق مگر شاید و اما دارد
 
با نسیم سحری دشت پر از لاله شکفت
سر سربسته چرا این همه ی رسوا دارد
 
در خیال آمدی و آینه‌ي قلب شکست
آینه تازه از امروز تماشا دارد
 
بس کـه دلتنگم اگر گریه کنم می گویند
قطره‌اي قصد نشان دادن دریا دارد
 
تلخی عمر بـه شیرینی عشق آکنده اسـت
چه سرانجام خوشی گردش دنیا دارد
 
عشق رازیست کـه تنها بـه خدا باید گفت

چه سخن‌ها کـه خدا با من تنها دارد

 

متن در مورد تنها ماندن

 

متن در مورد تنها ماندن

 

***

 

غمخوار من! بـه خانه‌ي غم‌ها خوش آمدی
با من بـه جمع مردم تنها خوش آمدی
 
بین جماعتی کـه مرا سنگ می زنند
می‌بینمت، برای تماشا خوش آمدی
 
راه نجات از شب گیسوی دوست نیست
اي من! بـه آخرین شب دنیا خوش آمدی
 
پایان ماجرای دل و عشق روشن اسـت
اي قایق شکسته بـه دریا خوش آمدی
 
با برف پیری‌ام سخنی بیش از این نبود
منت گذاشتی بـه سر ما خوش آمدی
 
اي عشق، اي عزیز ترین میهمان عمر
دیر آمدی بـه دیدنم اما خوش آمدی
 
 
 
***
 
 
ان کـه مست آمد و دستی بـه دل ما زد و رفت
درِ این خانه ندانم بـه چه سودا زد و رفت
 
خواست تنهایی ما را بـه رخ ما بکشد
تنه‌اي بر دراین خانه‌ي تنها زد و رفت
 
دل تنگش سر گل چیدن ازین باغ نداشت
قدمی چند بـه موزیک تماشا زد و رفت
 
مرغ دریا خبر از یک شب طوفانی داشت
گشت و فریاد کشان بال بـه دریا زد و رفت
 
چه هوایی بـه سرش بود کـه با دست تهی
پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت
 
بس کـه اوضاع جهان در هم و ناموزون دید
قلم نسخ برین خط چلیپا زد و رفت
 
دل خورشیدی‌اش از ظلمت ما گشت ملول
چون شفق بال بـه بام شب یلدا زد و رفت
 
همنوای دل من بود بـه هنگام قفس
ناله‌اي در غم مرغان هم آوا زد و رفت
 
 
***
 
 
من بـه درماندگی صخره و سنگ
من بـه آوارگی ابر ونسیم
من بـه سرگشتگی ‌آهوی دشت
من بـه تنهایی خود می مانم
من دراین شب کـه بلند اسـت بـه اندازه حسرت زدگی
گیسوان تو بـه یادم می آید
من دراین شب کـه بلند اسـت بـه اندازه حسرت زدگی
شعر چشمان تو را می‌خوانم
چشم تو چشمه شوق
چشم تو ژرفترین راز وجود
برگ بید اسـت کـه با زمزمه جاری باد
تن بـه وارستن عمر ابدی می‌سپرد
 
تو تماشا کن
کـه بهار دیگر
پاورچین پاورچین
از دل تاریکی می‌گذرد
و تو در خوابی
و پرستوها خوابند
و تو می‌اندیشی
بـه بهار دیگر
و بـه یاری دیگر
نه بهاری
و نه یاری دیگر
حیف
اما من و تو
دور از هم می‌پوسیم
غمم از وحشت پوسیدن نیست
غمم از زیستن بی تو دراین لحظه پر دلهره اسـت
دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست
از سر این بام
این صحرا این دریا
پر خواهم زد خواهم مرد
غم تو این غم شیرین را
با خود خواهم برد
 
 
 
***
 
 
من بـه اندازه چشمان تو غمگین ماندم
 
و بـه اندازه هر برق نگاهت نگران

تو بـه اندازه تنهایی من شاد بمان

 

متن متفاوت در مورد تنها ماندن

 

متن متفاوت در مورد تنها ماندن

 

***

 

تنهایی در گوشه‌اي مینشیند

صدای تنهایی بـه تو میرسد

آیا می توانی صدایش را بشنوی؟

 

***

 

تنهایی مثل سایه‌اي پیروانه‌ام اسـت

هر گامی کـه برمی‌دارم، می آید پشت سرم

تا ابد، همراهم خواهد ماند

 

***

 

تنهایی در قلبم ساکن شده اسـت

هر ضربه قلب، یک ناله تلخ می کشد

من در آغوش تنهایی غرق می شوم

 

***

 

تنهایی، دوستی خاموش اسـت

در گوشم میگوید: “تنها باش”

و من بـه تنهایی می خندم

 

اشعار سنگین در مورد تنهایی

 

اشعار سنگین در مورد تنهایی

 

***

 

شاید فقط عشق بداند او چرا تنهاست …

کامل ترین معنا برای عشق ؛

تنهایی اسـت

 

***

 

بلندترین شاخه ي درخت

یک واژه را خیلی خوب می فهمد و ان هم تنهاییست

 

***

چه کسی می‌فهمد

در دلم رازی هست ؟

می ‌سپارم ان را ؛

بـه خیالِ شب و تنهایی خود …

سهراب سپهری

 

***

 

در جواب این کـه می پرسی:

«هنوز» تنهایی یا نه؟؟

باید بگویم:

خسته تر از آنم

دوباره خودم را بـه کسی یاد بدهم …………!!

 

اشعار سنگین و متفاوت در مورد تنهایی

 

اشعار سنگین و متفاوت در مورد تنهایی

 


مطالب مشابه: عکس نوشته تنهایی برای استوری «50 عکس»


 

***

 

دل از من برد و روی از من نهان کرد

خدا رابا کـه این بازی توان کرد

شب تنهاییم در قصد جان بود

خیالش لطف‌هاي‌ بی‌کران کرد

چرا چون لاله خونین دل نباشم

کـه با ما نرگس او سرگران کرد

کـه را گویم کـه با این درد جان سوز

طبیبم قصد جان ناتوان کرد

بدان سان سوخت چون شمعم کـه بر من

صراحی گریه و بربط فغان کرد

صبا گر چاره داری وقت وقت اسـت

کـه درد اشتیاقم قصد جان کرد

میان مهربانان کی توان گفت

کـه یار ما چنین گفت و چنان کرد

عدو با جان حافظ ان نکردی

کـه تیر چشم ان ابروکمان کرد

 

***

 

گاه از دو روزنه ي رخسارم

گاه در نگاهی پوچ در تاریکی شب هایم

گاه در باز دمی اندوهناک کـه با زحمت

از قفس آزاد شده و پایانش خدا را شکر می گویند

و گاه در وجودم کـه بـه هیچ پایانی نمی‌رسید مگر تنهایی

 

***

از برکه

بـه دریا بزن!

تنهایی‌اَت

بزرگ شده اسـت مرد

 

***

میبینی اي لحظه هاي‌ خالی از احساس تهی

می‌بینی کـه چه صدای خرد شدن دست هاي‌ خزان شده اش

در دست هاي‌ تنهایی کسل آور اسـت و تو را نیز بی رمق می کند

آه ؛ پس او چه می‌گفت ؟

 

شعر احساسی در مورد غم تنهایی

 

شعر احساسی در مورد غم تنهایی

 

***

 

بـه انتظار تصویر تو
این دفتر خالی تا چند
تا چند ورق خواهد خورد؟

 

***

 

کجایی اي رفیق نیمه راهم

کـه من در چاه شب هاي‌ سیاهم

نمی بخشد کسی جز غم پناهم

نه تنها از تو نالم از خدا هم

 

***

 

تا صبحدم بـه یاد تو شب را قدم زدم

آتش گرفتم از تو ودر صبحدم زدم

با آسمان مفاخره کردیم تاسحر

او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم

 

***

 

گفتم ار عاشق شوم، گاهی غمی خواهم کشید

من چه دانستم کـه بار عالمی خواهم کشید

 

شعر ادبی در مورد غم تنهایی

 

شعر ادبی در مورد غم تنهایی

 

***

 

من

تکرار یک تنهایی ام !

در چشم هایي کـه

تمام چشم ها را دوست می دارد …

 

***

 

ان شانه کـه آرامش دنیایم بود

شد شانه بـه شانه یکیدیگر رفت

 

***

گاهى هم سراغى بگیر

از نخستین آدمِ زندگى ات…

شاید هنوز هم

آخرین نفرش خودَت باشى!

 

***

 

هر شب بـه سیگار ها

باج میداد

لبهایش را

تا بتواند شعری بنویسد

مردی کـه تنهایی اش را

دود می کرد

 

متن استوری در مورد غم تنهایی

 

متن استوری در مورد غم تنهایی

 

***

 

چه کسی می‌داند کـه تو در پیله تنهایی خود تنهایی؟

چه کسی می‌داند کـه تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟

پیله ات را بگشا….تو بـه اندازه پروانه شدن زیبایی ؛

 

***

شاید فقط عشق بداند او چرا تنهاست …
کامل ترین معنا برای عشق ؛
تنهایی اسـت

 

***

 

بلندترین شاخه ي درخت

یک واژه را خیلی خوب می فهمد و ان هم تنهاییست

 

***

چه کسی می‌فهمد
در دلم رازی هست ؟
می ‌سپارم ان را ؛
بـه خیالِ شب و تنهایی خود …

 

متن کپشن در مورد غم تنهایی

 

متن کپشن در مورد غم تنهایی

 

***

 

من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی

ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی

 

***

هرکس بـه میزانی کـه تنهایی نیاز دارد

عظمت دارد و بی نیاز تر اسـت

 

***

 

آدم ها بـه همان سرعت کـه آمده اند، می‌ روند

تنهایی ات را محکم بچسب

این جا کسی بـه زانوهای در آغوش کشیده ات حسادت نمی‌ کند

 

***

 

رفتی و ندیدی کـه چه محشر کردم

با اشک تمام کوچه را تر کردم

وقتی کـه شکست بغض تنهایی من

وابستگی ام را بـه تو باور کردم

 

دلنوشته احساسی غمگین

 

دلنوشته احساسی در مورد غم تنهایی

 

***

 

دنیا! نخواستیم یار بی وفا، تنهایی بهتر
 
درد تنهایی نخواستیم شفا، تنهایی بهتر
 
یک عمر در پی یار باوفا، باوفا بودیم
 
اما ندیدیم بـه غیر از جفا، تنهایی بهتر
 
نداشتیم جز عشق و وفاداری رنگ دیگری
 
اما شدیم باز مایه‌ي صفا، تنهایی بهتر
 
از رفیقان نیمه راهی و دغل خسته‌ام
 
هاي‌ دنیا، قبول کن این استعفا، تنهایی بهتر
 
هر کـه با ما شد دل آزارمان شد
 
استعداد او زود شد شکوفا، تنهایی بهتر
 
چو خرش از پل گذشت، گذشت از ما و قرارش
 
کشید نقشه و رسمی در خفا، تنهایی بهتر
 
مگر تنهایی چه بدی داشت کاش میدانستم این
 
دنیا نخواستیم یار بی وفا، تنهایی بهتر
 
داوود شمس
 
 
 
***
 
 
تنهایی تو را می‌شکند
 
در شاخه‌هاي‌ من بپیچ
 
باد را
 
غافل‌گیر ‌کنیم
 
 
***
 
 
هر جا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه
 
اي ترس تنهایی من این جا چراغی روشنه
 
این جا یکی از حس شب احساس وحشت می‌کنه
 
هر روز از فکر سقوط با کوه صحبت می‌کنه
 
من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو
 
اینقدر سو سو میزنم شاید یه شب دیدی منو
 
این جا یکی از حس شب احساس وحشت می‌کنه
 
هر روز از فکر سقوط با کوه صحبت می‌کنه
 
هر جا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه
 
اي ترس تنهایی من این جا چراغی روشنه
 
جایی کـه من تنها شدم شب قبله‌گاه آخره
 
این جا تو این قطب سکوت کابوس طولانی تره
 
 
***
 
 
دلم سرد می شود گاهی دراین سرمای تنهایی
 
دلم تنهای تنها میشود دراین فصل‌هاي‌ تنهایی
 
برایت شعر می گویم دراین پاییز تنهایی
 
در ان شعر میگویم ازهمه رنج‌هاي‌ تنهایی
 
قلبم آهسته میگوید بـه من کـه این تنهایی
 
بـه اتمام میرسد، صبر کن در دنیای تنهایی
 
غزل شعرم بیا و نگذار باشم در تنهایی
 
نبودت تازه می کند همه ی غم‌هاي‌ تنهایی
 
گاهی آرزوهایم را بـه آخر می کشد تنهایی
 
اما بـه امید دیدار تو زنده‌ام بـه پای تنهایی
 
غم سنگین مرا کسی نمی‌فهمد ز تنهایی
 
دلم آرام می‌لرزد دراین شب‌هاي‌ تنهایی
 
تمام خاطراتت را بـه یاد می‌آورم در تنهایی
 
دراین احساس بی پایان دراین انشای تنهایی
 
هنوز اما امیدی هست دراین تالاب تنهایی
 
کـه بازآیی و رها بخشی‌م از این ژرفای تنهایی
 

حمید کاوه

 

اشعار غمگین در مورد تنها ماندن

 

اشعار غمگین در مورد تنها ماندن

 

***

 

من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی

ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی

 

***

هرکس بـه میزانی کـه تنهایی نیاز دارد

عظمت دارد و بی نیاز تر اسـت

 

***

آدم ها بـه همان سرعت کـه آمده اند، می‌ روند

تنهایی ات را محکم بچسب

این جا کسی بـه زانوهای در آغوش کشیده ات حسادت نمی‌ کند

 

***

رفتی و ندیدی کـه چه محشر کردم

با اشک تمام کوچه را تر کردم

وقتی کـه شکست بغض تنهایی من

وابستگی ام را بـه تو باور کردم

 

متن زیبا در مورد تنها ماندن

 

متن زیبا در مورد تنها ماندن

 

***

 

دیدی اونم تنهات گذاشت سعید شایسته

روزای سبز بهاری گلای پونه نمیاد

یکی گفت اون کـه دیگه رفت

تو بـه این خونه نمیای

یکی گفت اون کـه دیگه رفت

واسه من نامه نوشته از من و عشقم گذشته

گل عشقمو تو سینه بی وفا کشته کـه کشته

دیدی اونم تنهات گذاشت و رفت

دیدی بازم تنها موندی و مست

دیدی بازم قناری خوش رنگ

نبود غیر از یه جغد شوم و پست

آخه بگو اي سروناز مست

کی چشمای تو رو این جوری بست؟

دیدی بازم بختت تو عشق اون بخت

شده اسیر طوفانای سخت

هی می زنی بـه کوچه‌هاي‌ بن بست

نمی‌دونی کـه خدایی هم هست

دیدی بازم سرخورده و تنها

دیدی بازم آسون خوردی رو دست

حس تلخی مثل غصه کنج سینه‌م نشسته

ندارم یه لحظه آروم آخه من قلبم شکسته

دنبال هوای تازه‌م واسه نفس کشیدن

هوا هم نامهربونه سو بـه من چشماشو بسته

 

***

 

تلخ اسـت

همه ی فکر کنند سرت شلوغ اسـت

و تنها خودت بدانی چقدر تنهایی

 

***

بارون کـه می‌زنه این آسمون منو، دیوونه می‌کنه، خون گریه می‌کنه

هی پا بـه پای من تو این خیابونا، من گریه می کنم، اون گریه می‌کنه

بارون کـه می‌زنه، باز جای خالی تو درد می‌کنه

تو کوچه‌هاي‌ شهر می‌فهمم اینو من، تنهایی آدمو ولگرد می‌کنه

من هنوز نگرانتم، وقتی کـه بارون می‌باره

نکنه اون کـه باهاته، یه روزی تنهات بذاره

من هنوز نگرانتم، رفتی تنهایی کـه چی شه؟

یکی اینجاست کـه مُردن واسه‌ي تو زندگیشه

بعد تو با کسی قدم نمی زنم، از کوچه‌ها بپرس

سیگارای من ترکم نمی‌کنن! باور نمی کنی، از پاکتا بپرس

 

***

دراین شهر

صدای پای مردمیست كه

همان‌ گونه‌كه تو را می‌بوسند

طناب دار تو را می‌بافند

مردمی كه صادقانه

دروغ می گویند

و خالصانه بـه تو خیانت می‌كنند

دراین شهر هر چه تنهاتر باشی پیروزتری

 


مطالب مشابه: عکس نوشته عاشقانه تنهایی و جدایی «پروفایل غمگین و تنهایی»


 

در پایان

برای مقابله با تنهایی، روش‌هاي‌ مختلفی وجوددارد، مانند ایجاد ارتباطات جدید، شرکت در فعالیت‌هاي‌ اجتماعی، و یا حتی مشاوره با یک متخصص.

جستجو در تالاب
جدیدترین مطالب سایت
خوابگاه دانشگاه خوارزمی کرج، پس از زلزله (+ فیلم)
خوابگاه دانشگاه خوارزمی کرج، پس از زلزله (+ فیلم)