مجتمع فنی تهران

قاصدک 24

فروش خودرو

درمان هموروئيد
مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی
گالری عکس

فروش خودرو

زیبایی بهروز

داستان جالب

بیشتر بخوانید
داستان جالب گوسفند صدقه ای گوسفند صدقه ای   در ادامه با حکايت جالب گوسفند صدقه اي همراه می شویم و تالاب را دنبال نمایید .   مردی داشت گوسفندی را از کامیون پایین می‌آورد تا آنرا برای روز عید ...

داستانک عسل و زهر

مجموعه : داستان جالب
تاریخ انتشار : 25 مارس 2015
داستانک عسل و زهر

برترین ها: مرد خیاطی کوزه ای عسل در دکانش داشت. یک روز می خواست دنبال کاری برود. به شاگردش گفت: این کوزه پر از زهر است!مواظب باش آن را دست نزنی!شاگرد که می دانست استادش دروغ می گوید حرفی نزد و …

 

استادش رفت.شاگردهم پیراهن یک مشتری را بر داشت و به دکان نانوایی رفت و آن را به مرد نانوا داد و دو نان داغ و تازه  گرفت و بعد به دکان برگشت و تمام عسل را با نان خورد و کف دکان دراز کشید.

 

خیاط ساعتی نگذشته بود که بازگشت و با حیرت از شاگردش پرسید:چرا خوابیده ای؟

 

 

شاگرد ناله کنان پاسخ داد: تو که رفتی من سرگرم کار بودم،دزدی آمد و یکی از پیراهن ها را دزدید و رفت.وقتی من متوجه شدم،از ترس تو، زهر توی کوزه را خوردم و دراز کشیدم تا بمیرم و از کتک خوردن و تنبیه آسوده شوم!

 

 

 

telegram

درمان ریزش مو

جدیدترین مطالب سایت

Xبستن تبليغ
ورزشي
ورزشي