قاصدک

مکان تبلیغات شما در تالاب

مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی

دکتر تاج بخش

گالری عکس

داستان غمناک گل فروش

مجموعه : داستان جالب
داستان غمناک گل فروش

داستان غمناک گل فروش…داستان از اینجا شروع شد که…

 

دربست!

 
 
 

زد روي ترمز. با خستگي پرسيد: كجا؟

 
 
 

بهشت‌زهرا.

 
 

با خودش فكر كرد: «اگه داداش باهام راه بياد و بازم ماشينش رو بهم بده، با دو سه شب مسافركشي تو هفته، شهريه اين ترمم جور مي‌شه.»

 
 

پايش را روي پدال گاز فشرد. ماشين پرواز كرد. اتوبان، بي‌انتها به نظر مي‌رسيد. در گرگ و ميش آسمان، رويايي دراز پلك‌هايش را سنگين‌تر كرد. صداي پچ‌پچ مسافرهاي صندلي عقب، مثل لالايي نرمي در گوش‌هايش ريخت.

 
 

يكباره صداي برخورد جسمي سنگين، او را از خواب پراند. ناخودآگاه ترمز كرد. مثل كابوس‌زده‌ها، از ماشين بيرون پريد. وسط جاده، پسري هم‌قد و قواره خودش، مچاله افتاده بود و هنوز نيمي از گل‌هاي رز و مريم را در دست داشت.

 

 

 

منبع : بیتوته

 

 

رفع سفیدی مو

داستان جالب

بیشتر بخوانید
داستانک آزمون عشق امیری به شاهزاده خانمی گفت:   من عاشق توام.   شاهزاده گفت: زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.   امیر برگشت و دید هیچکس نیست .   شاهزاده گفت: تو عاشق نیستی ...

جدیدترین مطالب سایت

Xبستن تبليغ
ورزشي
ورزشي
مطالب داغ روز !!! حتما ببینید !